(به ویژه دارو) فرونشان، کاهنده، کاهنده an appetite suppressant کاهندهی اشتها
suppressant
(به ویژه دارو) فرونشان، کاهنده، کاهنده an appetite suppressant کاهندهی اشتها
انگلیسی به فارسی
(بهویژه دارو) فرونشان، کاهنده
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• : تعریف: a drug designed to prevent undesirable symptoms or conditions.
- a cough suppressant
[ترجمه ترگمان] سرفه می کرد
[ترجمه گوگل] سرکوب کننده سرفه
[ترجمه گوگل] سرکوب کننده سرفه
- an appetite suppressant
[ترجمه ترگمان] اشتهایش را ارضا می کند
[ترجمه گوگل] مهارکننده اشتها
[ترجمه گوگل] مهارکننده اشتها
• substance which inhibits, substance which represses
جملات نمونه
1. an appetite suppressant
کاهنده ی اشتها
2. A big rainbow-colored sign lists several prescription appetite suppressants, vitamins, and minerals.
[ترجمه ترگمان]یک نشانه رنگارنگ رنگین کمانی از appetite، ویتامین ها، و مواد معدنی را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]یک علامت رنگین کمان بزرگ نشان دهنده موارد مهار کننده های تجویز اشتها، ویتامین ها و مواد معدنی است
[ترجمه گوگل]یک علامت رنگین کمان بزرگ نشان دهنده موارد مهار کننده های تجویز اشتها، ویتامین ها و مواد معدنی است
3. It is treated with an odour suppressant at the mill and is best spread straight from the bag and immediately ploughed down.
[ترجمه ترگمان]با بوی بد بو در آسیاب رفتار می شود و بهتر است مستقیم از کیسه پخش شود و بلافاصله شخم بزند
[ترجمه گوگل]این با مهارکننده بو در آسیاب درمان می شود و بهتر است از کیسه آزاد شده و بلافاصله پس از آن پاره شود
[ترجمه گوگل]این با مهارکننده بو در آسیاب درمان می شود و بهتر است از کیسه آزاد شده و بلافاصله پس از آن پاره شود
4. No ionisation suppressant is specified for sodium or potassium determinations.
[ترجمه ترگمان]هیچ suppressant برای تعیین سدیم یا پتاسیم مشخص نشده است
[ترجمه گوگل]برای تعیین سدیم یا پتاسیم بدون مهار کننده یونیزاسیون مشخص نیست
[ترجمه گوگل]برای تعیین سدیم یا پتاسیم بدون مهار کننده یونیزاسیون مشخص نیست
5. There are no drugs or appetite suppressants in the pack.
[ترجمه ترگمان]هیچ دارویی یا اشتها در گله وجود ندارد
[ترجمه گوگل]هیچ دارو یا مهار کننده های اشتها در بسته وجود ندارد
[ترجمه گوگل]هیچ دارو یا مهار کننده های اشتها در بسته وجود ندارد
6. The performance of the dust suppressant and solidified layer a evaluated respectively.
[ترجمه ترگمان]عملکرد قشر گرد و غبار و لایه سفت شده، به ترتیب مورد ارزیابی قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]عملکرد لایه ی گرد و غبار و لایه ی جامد به ترتیب ارزیابی می شود
[ترجمه گوگل]عملکرد لایه ی گرد و غبار و لایه ی جامد به ترتیب ارزیابی می شود
7. You will feel the appetite suppressant effects working immediately within the same day.
[ترجمه ترگمان]شما احساس خواهید کرد که اشتها بیش از حد در همان روز کار می کند
[ترجمه گوگل]شما احساس می کنید اثرات سرکوب کننده اشتها بلافاصله در همان روز کار می کنند
[ترجمه گوگل]شما احساس می کنید اثرات سرکوب کننده اشتها بلافاصله در همان روز کار می کنند
8. They are also a fantastic appetite suppressant.
[ترجمه ترگمان]آن ها هم چنین اشتهای عجیبی دارند
[ترجمه گوگل]آنها همچنین یک سرکوبگر اشتها آور هستند
[ترجمه گوگل]آنها همچنین یک سرکوبگر اشتها آور هستند
9. Leptin acts like a natural appetite suppressant. Kids born without the hormone can top 100 pounds before they hit kindergarten.
[ترجمه ترگمان]لپتین به مانند یک کاهش دهنده اشتها عمل می کند کودکانی که بدون هورمون متولد می شوند، قبل از این که به مهد کودک برسند، ۱۰۰ پوند بالا می برند
[ترجمه گوگل]لپتین مانند یک مهار کننده طبیعی اشتها عمل می کند کودکانی که بدون هورمون متولد می شوند، می توانند از 100 پوند قبل از خوردن مهد کودک لذت ببرند
[ترجمه گوگل]لپتین مانند یک مهار کننده طبیعی اشتها عمل می کند کودکانی که بدون هورمون متولد می شوند، می توانند از 100 پوند قبل از خوردن مهد کودک لذت ببرند
10. An organic wetting agent or foam suppressant is quite helpful in the formation of filterable hemihydrate.
[ترجمه ترگمان]یک عامل مرطوب کننده آلی یا فوم foam در شکل گیری filterable hemihydrate بسیار مفید است
[ترجمه گوگل]یک ماده مرطوب کننده آلی یا سرکوبگر فوم در شکل گیری نیمه هیدرات قابل فیلتراسیون بسیار مفید است
[ترجمه گوگل]یک ماده مرطوب کننده آلی یا سرکوبگر فوم در شکل گیری نیمه هیدرات قابل فیلتراسیون بسیار مفید است
11. The splenectomy also removes a suppressant of bone marrow platelet production or release.
[ترجمه ترگمان]The همچنین a از تولید پلاکت مغز استخوان را حذف می کند
[ترجمه گوگل]اسپلنکتومی همچنین باعث کاهش تولید یا انتشار پلاکت مغز استخوان می شود
[ترجمه گوگل]اسپلنکتومی همچنین باعث کاهش تولید یا انتشار پلاکت مغز استخوان می شود
12. In general slimming products will be an appetite suppressant.
[ترجمه ترگمان]به طور کلی محصولات لاغری بیش از حد اشتها خواهند داشت
[ترجمه گوگل]به طور کلی محصولات لاغری مهار کننده اشتها خواهد بود
[ترجمه گوگل]به طور کلی محصولات لاغری مهار کننده اشتها خواهد بود
13. A preparation method of dust suppressant used in coal transportation is introduced briefly.
[ترجمه ترگمان]یک روش آماده سازی گرد و غبار مورد استفاده در حمل و نقل زغال سنگ بطور خلاصه معرفی شده است
[ترجمه گوگل]یک روش آماده سازی از سرکوبگر گرد و غبار مورد استفاده در حمل و نقل زغال سنگ به طور خلاصه معرفی شده است
[ترجمه گوگل]یک روش آماده سازی از سرکوبگر گرد و غبار مورد استفاده در حمل و نقل زغال سنگ به طور خلاصه معرفی شده است
14. Sibutramine is an appetite suppressant with side effects including elevated blood pressure and heart rate.
[ترجمه ترگمان]Sibutramine اشتها آوری همراه با اثرات جانبی از جمله فشار خون بالا و ضربان قلب است
[ترجمه گوگل]سیبوترامین یک مهار کننده اشتها با عوارض جانبی از قبیل افزایش فشار خون و ضربان قلب است
[ترجمه گوگل]سیبوترامین یک مهار کننده اشتها با عوارض جانبی از قبیل افزایش فشار خون و ضربان قلب است
an appetite suppressant
کاهندهی اشتها
پیشنهاد کاربران
داروی مهارکننده
A drug that stops the effects of sth
داروی کاهنده ، داروی مهارکننده
داروی کاهنده ، داروی مهارکننده
داروی کم کننده
دارویی که بر ضد چیزی عمل می کند.
داروی کاهنده
کلمات دیگر: