1. The brothers' opulent and sybaritic lifestyle soon made them take chances.
[ترجمه ترگمان]این دو برادر ثروتمند و ثروتمند به زودی موفق شدند شانس خود را به دست آورند
[ترجمه گوگل]شیوه زندگی پرطرفدار و سیبریتی برادران به زودی آنها را شانس آورد
2. Chesarynth looked at his sybaritic features and decided his laziness had made him prefer fleshly pleasures to work.
[ترجمه ترگمان]Chesarynth به صورت sybaritic او نگاه می کرد و به این نتیجه رسیده بود که تنبلی و تنبلی او را به کار و لذات دنیوی ترجیح داده است
[ترجمه گوگل]Chesarynth به ویژگی های sybaritic خود نگاه کرد و تصمیم گرفت که تنبلی او باعث شده او را ترجیح می دهد لذت گوشتی برای کار
3. The Dalai Lama who succeeded him pursued a sybaritic life, enjoying many mistresses, partying with friends, and acting in other ways deemed unfitting for an incarnate deity.
[ترجمه ترگمان]دالایی لاما که جانشین او شد، یک زندگی پر زرق و برق را دنبال کرد و از بسیاری از معشوقه هایش، مهمانی با دوستان، لذت برد و به شیوه های دیگری که برای خدای incarnate نامناسب به نظر می رسید، عمل کرد
[ترجمه گوگل]دالایی لاما که او را پیروز کرد، یک زندگی سیبریتی را دنبال کرد، از بسیاری از معشوقه ها لذت می برد، با دوستانش عادت می کرد و به شیوه های دیگری که برای یک خدای تجسم پذیرفته نشدنی بود، عمل می کرد
4. Someone who has a sybaritic way of life spends a lot of time relaxing in a luxurious way.
[ترجمه ترگمان]فردی که روش خاصی برای زندگی دارد، زمان زیادی را صرف استراحت در یک راه لوکس می کند
[ترجمه گوگل]کسی که یک شیوه زندگی سیبریتی دارد، زمان زیادی را صرف آرامش در یک روش لوکس می کند
5. Even by 1920, the concept of a holiday taken purely for sybaritic enjoyment was still something many people wrestled with.
[ترجمه ترگمان]حتی تا سال ۱۹۲۰، مفهوم تعطیلاتی که صرفا برای لذت sybaritic صرف می شد، هنوز هم چیزی بود که بسیاری از مردم با آن کشتی می گرفتند
[ترجمه گوگل]حتی تا سال 1920، مفهوم تعطیل صرف صرفا برای لذت بردن از سیبریتیسم هنوز چیزی بود که بسیاری از مردم با آن جنگیدند
6. While ten years ago design and style were unique selling propositions, nowadays they are minimum requirements to attract the sybaritic post-modern guest.
[ترجمه ترگمان]در حالی که ده سال پیش طراحی و سبک پیشنهاد فروش منحصر به فرد بود، امروزه آن ها حداقل الزامات برای جذب مهمان پس از مدرن هستند
[ترجمه گوگل]در حالی که ده سال پیش طراحی و سبک فروش پیشنهادات منحصر به فرد بود، در حال حاضر آنها حداقل مورد نیاز برای جذب مهمان پست مدرن sybaritic است
7. Despite the uncertainty in the air and armed troops on the streets, the city clings tenaciously to its sybaritic appeal.
[ترجمه ترگمان]با وجود ابهام در هوا و نیروهای مسلح در خیابان ها، شهر به شدت به جذابیت its چسبیده است
[ترجمه گوگل]با وجود عدم اطمینان در هوا و سربازان مسلح در خیابان ها، شهر به شدت به درخواست تجدید نظر خود در این باره احتیاج دارد
8. Beirut, Lebanon. Despite the uncertainty in the air and armed troops on the streets, the city clings tenaciously to its sybaritic appeal. Photo: AFP.
[ترجمه ترگمان]بیروت، لبنان با وجود ابهام در هوا و نیروهای مسلح در خیابان ها، شهر به شدت به جذابیت its چسبیده است عکس: خبرگزاری فرانسه
[ترجمه گوگل]بیروت، لبنان با وجود عدم اطمینان در هوا و سربازان مسلح در خیابان ها، شهر به شدت به درخواست تجدید نظر خود در این باره احتیاج دارد خبرگزاری فرانسه
9. When the austere King Faisal was assassinated in 197 the sybaritic King Fahd took power.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که شاه فیصل، که سخت جدی بود، در ۱۹۷ شاه فهد به قتل رسید، شاه فهد به قدرت رسید
[ترجمه گوگل]هنگامی که شاه فیصل قریب الوقوع در سال 197 قاتل شد، پادشاه سیبریت فهد قدرت را گرفت
10. Lucullus spent the remainder of his days in voluptuous magnificence; a chinchilla robe of sybaritic lavishness.
[ترجمه ترگمان]لوکولوس باقیمانده عمرش را با شکوه شهوت برانگیز گذراند؛ یک ردای chinchilla در حد افراط بود
[ترجمه گوگل]Lucullus باقی مانده از روزهای خود را در شکوه خوشی سپری کرد؛ یک ریمل چینوچیلا از گلابی سیبریتی