کلمه جو
صفحه اصلی

surreal


وابسته به سوررئالیسم یا فراراستی گرایی، فراراستی گرایانه، فراراستینه، اوهامی

انگلیسی به فارسی

وابسته به سوررئالیسم یا فراراستی گرایی، فراراستی گرایانه، فراراستینه


عجیب و غریب، اوهامی


سورئالیسم


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of, like, involving, or typical of surrealism; surrealistic.

(2) تعریف: bizarre, weird, or eerie.

- He was still contemplating the surreal events of his nightmare of the night before.
[ترجمه ترگمان] هنوز داشت وقایع غیر واقعی کابوس شب قبل را تماشا می کرد
[ترجمه گوگل] او هنوز هم در مورد رویدادهای سوری کابوس او از شب پیش می اندیشید

• pertaining to surrealism, having surrealistic qualities (such as distortion, dreamlike qualities, etc); dreamlike, strange, unreal
if you describe a situation as surreal, you mean that events in it combine in a strange, dreamlike way.

جملات نمونه

1. Driving through the total darkness was a slightly surreal experience.
[ترجمه ترگمان]رانندگی در تاریکی مطلق یک تجربه کمی غیر واقعی بود
[ترجمه گوگل]رانندگی از طریق تاریکی کامل یک تجسم کمی جالب بود

2. The atmosphere borders on the surreal.
[ترجمه ترگمان]اتمسفر بر روی the (surreal)قرار دارد
[ترجمه گوگل]فضای مرطوب بر سورئال است

3. Meeting you here like this is positively surreal!
[ترجمه ترگمان]ملاقات با شما در اینجا به طور مثبت surreal است!
[ترجمه گوگل]دیدار شما در اینجا مثل این است که مثبت سورئال است!

4. The house was a surreal mixture of opulence and decay.
[ترجمه ترگمان]خانه ترکیبی غیر واقعی از opulence و انحطاط بود
[ترجمه گوگل]خانه یک مخلوط سورئالی از تنوع و فرسایش بود

5. The play was a surreal mix of fact and fantasy.
[ترجمه ترگمان]بازی ترکیبی غیر واقعی از حقیقت و رویا بود
[ترجمه گوگل]این بازی ترکیبی از واقعیت و فانتزی سورئال است

6. "Performance" is undoubtedly one of the most surreal movies ever made.
[ترجمه ترگمان]\"عملکرد\" بدون شک یکی از the فیلم هایی است که تا کنون ساخته شده است
[ترجمه گوگل]'Performance' بدون شک یکی از فیلم های سرسخت ترین ساخته شده است

7. To his right was a children's playground, a surreal landscape of climbing frames and unmoving swings.
[ترجمه ترگمان]در سمت راست او زمین بازی بچه ها بود، منظره ای خیال انگیز از قاب های متحرک و نوسانات بی حرکت
[ترجمه گوگل]به راستی او یک زمین بازی کودکان بود، چشم انداز سورئالی از قاب های صعود و نوسان های بی حرکت

8. It was a surreal end to a surreal week.
[ترجمه ترگمان]این یک پایان غیر واقعی به یک هفته غیر واقعی بود
[ترجمه گوگل]این یک پایان سورئال به یک هفته سورئال بود

9. With the Clintons, such masterful performances can seem surreal, since they inevitably unfold against a backdrop of turmoil and controversy.
[ترجمه ترگمان]با the، چنین عملکرد masterful می تواند عجیب به نظر برسد، زیرا آن ها به طور اجتناب ناپذیری در مقابل یک پس زمینه آشوب و بحث آشکار می شوند
[ترجمه گوگل]با کلینتون، چنین اجرای تئاتری به نظر می رسد سورئال، به طوری که آنها ناگزیر در برابر فضای آشفتگی و اختلاف نظر ظاهر می شود

10. The party was a surreal mix of punk rockers and men in business suits.
[ترجمه ترگمان]مهمانی، ترکیبی غیر واقعی از راک نوازان پانک راک و مردانی بود که در کت و شلوار کار می کردند
[ترجمه گوگل]این حزب ترکیبی از سریال های پانک و مردان در لباس های تجاری بود

11. Central Leipzig presented a similarly surreal mixture of eager aspirations and a down-at-heel recent past.
[ترجمه ترگمان]Leipzig مرکزی یک ترکیب عجیب و غریب از آرزوهای مشتاق و یک رد پای پایین را ارائه داد
[ترجمه گوگل]مرکزی لایپزیگ ترکیب ترکیبی شبیه سازی آرزوهای مشتاق و گذشته اخیر را به نمایش گذاشت

12. Mr Ridley appeared against the surreal backdrop of a vast headless, legless belly floating over his shoulder from the bench behind.
[ترجمه ترگمان]آقای ریدلی در مقابل پرده غیر واقعی یک سر بزرگ بی سر و پا ظاهر شد که روی شانه اش از روی نیمکتی که پشت آن قرار داشت شناور بود
[ترجمه گوگل]آقای ریدلی در مقابل پشت صحنه سورئال از یک شکاف بی سر و بی دست و پا، بدون سر و صدا از روی نیمکت پشت سرش شکسته شد

13. A really big wave is a surreal kind of experience.
[ترجمه ترگمان]یک موج واقعا بزرگ نوعی تجربه غیر واقعی است
[ترجمه گوگل]یک موج واقعا بزرگ نوعی تجربه ی سورئال است

14. The woozy aftermath of surgery can feel equally surreal.
[ترجمه ترگمان]پس از این عمل، این پس از جراحی می تواند به همان اندازه عجیب و غریب باشد
[ترجمه گوگل]بعد از عمل جراحی می تواند احساس سیری داشته باشد

15. It always adds a surreal touch to an otherwise beautiful coastal landscape.
[ترجمه ترگمان]آن همیشه یک لمس غیر واقعی به یک چشم انداز ساحلی زیبا اضافه می کند
[ترجمه گوگل]این همیشه یک لمس سورئال برای یک چشم انداز ساحلی زیبا به وجود می آورد

پیشنهاد کاربران

عجیب و غیر معمول

شگفت انگیز . پندارگونه

خیلی عجیب

فراواقعی

فرا واقع گرایی

چیزی که تصورش سخت و قابل درک باشد٬ ماورای واقعی

عجیب و غریب

شگفت انگیز

غیر واقعی

رویایی

فراواقعی , عجیب

# His paintings are full of surreal images
# The play was a surreal mix of fact and fantasy
# Driving through the total darkness was a surreal experience


کلمات دیگر: