کلمه جو
صفحه اصلی

suspiciously


ازروی بدگمانی

انگلیسی به انگلیسی

• in a suspicious manner; questionably, dubiously; with distrust, doubtfully

جملات نمونه

1. i peeped suspiciously under the bed
با سو ظن به زیر تخت نگاه کردم.

2. the detective eyed them suspiciously
کارآگاه با سوظن به آنها نگریست.

3. The tan-coloured dog looks suspiciously like an American pit bull terrier.
[ترجمه ترگمان]سگ قهوه ای رنگی مثل سگ شکاری آمریکایی با بدگمانی به او نگاه می کند
[ترجمه گوگل]سگ قهوهای مایل به زرد به نظر می رسد مشکوک به عنوان یک گاو نر گاو آمریکایی

4. The customs officer inspected my passport suspiciously.
[ترجمه ترگمان]مامور گمرک passport را با بدگمانی بررسی کرد
[ترجمه گوگل]افسر گمرک مشکوک به پاسپورت من را بررسی کرد

5. Be on the alert for anyone acting suspiciously.
[ترجمه ترگمان]مواظب کسی باش که با بدگمانی رفتار کنه
[ترجمه گوگل]برای هر کسی که مشکوک به نظر می رسد، هشدار دهید

6. The man behind the desk eyed us suspiciously.
[ترجمه ترگمان]مردی که پشت میز نشسته بود با بدگمانی به ما نگاه می کرد
[ترجمه گوگل]مرد پشت میز نشسته به ما مشکوک شد

7. This sounded suspiciously like an attempt to get rid of me.
[ترجمه ترگمان]این فکر با بدگمانی به نظر می رسید که می خواهد از شر من خلاص شود
[ترجمه گوگل]این به نظر مشکوک مانند تلاش برای از شر من خلاص شد

8. The man looked at her suspiciously.
[ترجمه ترگمان]مرد با بدگمانی به او نگاه کرد
[ترجمه گوگل]این مرد مشکوک به نظر می رسید

9. Meg looked at me suspiciously.
[ترجمه ترگمان]مگ با بدگمانی به من نگاه کرد
[ترجمه گوگل]مگ به من مشکوک نگاه کرد

10. She eyed the fish on her plate suspiciously.
[ترجمه ترگمان]با بدگمانی به ماهی چشم دوخت
[ترجمه گوگل]او مشکوک ماهی را در صفحه اش دید

11. He saw two youths acting suspiciously .
[ترجمه ترگمان]دو پسر را دید که با بدگمانی رفتار می کنند
[ترجمه گوگل]او دو جوان را که مشکوک بودند، دید

12. His eyes narrowed suspiciously.
[ترجمه ترگمان]چشمانش با بدگمانی تنگ شدند
[ترجمه گوگل]چشمانش مشکوک به نظر می رسید

13. The aforementioned person was seen acting suspiciously.
[ترجمه ترگمان]آن شخص مزبور با بدگمانی رفتار می کرد
[ترجمه گوگل]شخص ذکر شده مشکوک به نظر می رسد

14. Their latest single sounds suspiciously like the last one.
[ترجمه ترگمان]آخرین single به طور مشکوکی با سو ظن به نظر می رسه
[ترجمه گوگل]آخرین صدای خود را به طور شگفت انگیزی مانند آخرین صدا می بینند

15. He lives alone in a suspiciously tidy flat in Notting Hill Gate.
[ترجمه ترگمان]او تنها در خانه ای با سوظن زندگی می کند که در آن دروازه تپه Notting است
[ترجمه گوگل]او تنها در یک آپارتمان مشکوک در ناتینگ هیل گیت زندگی می کند

پیشنهاد کاربران

مشکوکانه.

شک برانگیز
به طرز مشکوکی

in a way that shows you do not trust something or someone
بدبینانه

به شکل شبهه برانگیز، شبهه آمیز


کلمات دیگر: