1. that spoilt child's petulance
بد خلقی آن کودک لوس
2. the petulant demands of a spoilt child
خواسته های بهانه گیرانه ی کودک لوس
3. The dignity of the occasion was spoilt when she fell down the steps.
[ترجمه ترگمان]وقتی که از پله ها پایین می آمد، وقار و ابهت این موقعیت از بین می رفت
[ترجمه گوگل]هنگامی که قدمهای او را سیراب کرد، کرامت مناسبت خراب شد
4. The rain has spoilt my painting.
[ترجمه ترگمان]باران نقاشی مرا خراب کرده است
[ترجمه گوگل]باران نقاشی من را خراب کرده است
5. Our camping trip was spoilt by bad weather.
[ترجمه ترگمان]اردوی تفریحی ما به خاطر هوای بد به هم ریخته بود
[ترجمه گوگل]سفر کمپینگ ما توسط آب و هوای بد خراب شد
6. The small boy spoilt the picture by smearing it with ink.
[ترجمه ترگمان]پسر کوچک عکس را با جوهر آلوده کرد
[ترجمه گوگل]پسر کوچولو تصویر را با لکه کردن با جوهر نقاشی کرد
7. The spoilt child sat there pouting.
[ترجمه ترگمان]بچه لوس و لوس نشسته بود و اخم کرده بود
[ترجمه گوگل]بچه خراب شده نشسته بود
8. At lunchtime, MPs are spoilt for choice in 26 restaurants and bars.
[ترجمه ترگمان]در زمان ناهار، نمایندگان مجلس برای انتخاب در ۲۶ رستوران و میله ها لوس شده اند
[ترجمه گوگل]در ناهار، نمایندگان مجلس برای انتخاب در 26 رستوران و میله ها خراب می شوند
9. He's a spoilt brat and it's about time he learnt to behave properly.
[ترجمه ترگمان]او یک بچه لوس و لوس است و درباره زمانی است که یاد می گیرد درست رفتار کند
[ترجمه گوگل]او یک شوخی خراب است و این زمانی است که او آموخته که به درستی رفتار کند
10. The ravages of time had spoilt her looks.
[ترجمه ترگمان]گذشت زمان، قیافه اش را خراب کرده بود
[ترجمه گوگل]خراب شدن زمان به نظر می رسید
11. The oil spill has spoilt the whole beautiful coastline.
[ترجمه ترگمان]نشت نفت همه خطوط ساحلی زیبا را خراب کرده است
[ترجمه گوگل]نشت نفت باعث نابودی کل خط ساحلی زیبا شده است
12. The bad news has spoilt my day.
[ترجمه ترگمان]خبر بد، روزم را خراب کرده است
[ترجمه گوگل]خبر بد روزم را خراب کرده است
13. A spoilt child is rarely popular with other children.
[ترجمه ترگمان]یک کودک لوس به ندرت با کودکان دیگر محبوب است
[ترجمه گوگل]یک کودک خراب به ندرت با سایر کودکان محبوب است
14. In the end I think the film was spoilt by a weak story line.
[ترجمه ترگمان]در پایان، فکر می کنم این فیلم با یک خط داستانی ضعیف ساخته شده است
[ترجمه گوگل]در پایان من فکر می کنم که فیلم توسط خط داستان ضعیف خراب شده است
15. Ben was a spoilt brat .
[ترجمه ترگمان]بن یه بچه لوس و لوس بود
[ترجمه گوگل]بن زخم خورده بود