کلمه جو
صفحه اصلی

subtlety


معنی : زیرکی، نرمی، لطافت، باریک بینی، تیزبینی و مهارت
معانی دیگر : ظرافت، ریزه کاری، موبینی، ظریف انگاری، نازک انگاری، ناهمفشردگی، عدم تراکم، بسط، فندگری، حیله گری، موشکافی

انگلیسی به فارسی

باریک بینی، موشکافی، زیرکی، لطافت، تیزبینی ومهارت


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
حالات: subtleties
(1) تعریف: the quality or condition of being subtle.

- The subtlety of the spices used in the soup allows the flavors of the vegetables to come through.
[ترجمه ترگمان] ظرافت ادویه که در سوپ به کار می رود، طعم سبزیجات را برای رسیدن به آن فراهم می کند
[ترجمه گوگل] ظرافت ادویه جات در سوپ به طعم سبزیجات کمک می کند
- Her husband loves slapstick comedy, but she prefers comedy with a bit more subtlety.
[ترجمه ترگمان] همسر او کمدی را دوست دارد، اما او کمدی را با کمی more بیشتر ترجیح می دهد
[ترجمه گوگل] شوهرش کمدی کمدی را دوست دارد، اما کمدی را با کمی ظرافت ترجیح می دهد

(2) تعریف: something that is subtle, esp. a delicate distinction or an instance of ingenuity.
مشابه: nuance

• quality of being subtle, elusiveness
a subtlety is a very small detail or difference which is difficult to notice.
subtlety is the quality of not being immediately obvious or noticeable, and therefore a little difficult to explain or describe.
subtlety is also the ability to use indirect and clever methods to achieve something.

مترادف و متضاد

زیرکی (اسم)
intelligence, agility, sagacity, acuteness, brilliance, cunning, subtlety, astuteness, penetration, perspicuity, cogency, insinuation, perspicacity

نرمی (اسم)
subtlety, suavity, amenity, leniency, softness, plasticity, lubricity, gloss, unction, lenity, pash, malleability

لطافت (اسم)
subtlety, elegance, tenuity, rosewater

باریک بینی (اسم)
subtlety, stricture

تیزبینی و مهارت (اسم)
subtlety

جملات نمونه

1. an enemy of great craft and subtlety
دشمن پر حیله و بسیار زرنگ

2. He argued his case with considerable subtlety.
[ترجمه ترگمان]او در این مورد با زیرکی خاصی بحث می کرد
[ترجمه گوگل]او پرونده خود را با ظرافت قابل توجهی مورد بحث قرار داد

3. In time you'll appreciate the beauty and subtlety of this language.
[ترجمه ترگمان]به مرور زمان زیبایی و ظرافت این زبان را درک خواهید کرد
[ترجمه گوگل]در زمان شما زیبایی و ظرافت این زبان را درک خواهید کرد

4. He uses language with great subtlety.
[ترجمه ترگمان]او از زبان با دقت زیاد استفاده می کند
[ترجمه گوگل]او از زبان با ظرافت عالی استفاده می کند

5. Many of the resulting wines lack the subtlety of the original model.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از شراب های منتج فاقد زیرکی مدل اصلی هستند
[ترجمه گوگل]بسیاری از شراب های تولید شده، ظرافت مدل اصلی را ندارند

6. The play lacks subtlety.
[ترجمه ترگمان]این نمایش فاقد زیرکی است
[ترجمه گوگل]بازی فاقد ظرافت است

7. He always goes for subtlety and understatement in his movies.
[ترجمه ترگمان]او همیشه در فیلم های خودش با زیرکی و دست کم در فیلم ها بازی می کند
[ترجمه گوگل]او همیشه در فیلمهایش ظرافت و تقلید می کند

8. She argued her case with considerable subtlety.
[ترجمه ترگمان]در این مورد با زیرکی خاصی در این مورد بحث می کرد
[ترجمه گوگل]او پرونده خود را با ظرافت قابل توجهی مورد بحث قرار داد

9. His understanding of light brings great subtlety to his painting.
[ترجمه ترگمان]درک او از نور، ظرافت فوق العاده ای برای نقاشی او به ارمغان می آورد
[ترجمه گوگل]درک او از نور، ظرافت بسیار خوبی به نقاشی او می دهد

10. She analyses herself with great subtlety.
[ترجمه ترگمان]او با زیرکی فوق العاده ای خودش را تجزیه و تحلیل می کند
[ترجمه گوگل]او خود را با ظرافت عالی تحلیل می کند

11. It's a thrilling movie even though it lacks subtlety.
[ترجمه ترگمان]این یک فیلم هیجان انگیز است، هر چند که ظرافت کم دارد
[ترجمه گوگل]این یک فیلم هیجان انگیز است، حتی اگر فاقد ظرافت باشد

12. African dance is vigorous, but full of subtlety.
[ترجمه ترگمان]رقص آفریقایی قوی است اما پر از ظرافت است
[ترجمه گوگل]رقص آفریقایی نیرومند است، اما پر از ظرافت است

13. He employed it with the subtlety of a knuckle-duster.
[ترجمه ترگمان]اون با ظرافت یه گردگیر استفاده می کرد
[ترجمه گوگل]او آن را با ظرافت یک انگشت شستشو کار می کرد

14. His solo was a marvel of sound, subtlety, and musicality.
[ترجمه ترگمان]تک و تنها او از این کار لذت می برد، ظرافت و ظرافت و musicality داشت
[ترجمه گوگل]انفرادی او شگفتی صدا، ظرافت و موسیقی بود

15. The film may lack subtlety and political correctness, but it can be thrilling if you let it.
[ترجمه ترگمان]این فیلم ممکن است فاقد ظرافت و درستی سیاسی باشد، اما اگر اجازه دهید، می تواند هیجان انگیز باشد
[ترجمه گوگل]فیلم ممکن است فاقد ظرافت و صحت سیاسی باشد، اما اگر این اجازه را بدهید، می تواند هیجان انگیز باشد

پیشنهاد کاربران

پیچیدگی

تیزبینی
دقت فکر
زیرکی و ذکاوت
نکته بینی، نکته سنجی
هوشمندی، هوشیاری

جزئی نگری

گوزن ماده


کلمات دیگر: