کلمه جو
صفحه اصلی

suntanned

انگلیسی به فارسی

خسته کننده


انگلیسی به انگلیسی

• having a brownish skin tone resulting as a result of exposure to the sun; brownish in color
if you are sun-tanned, the sun has turned your skin darker than usual.

جملات نمونه

1. A group of suntanned children were frolicking on the beach.
[ترجمه ترگمان]گروهی از کودکان آفتاب سوخته در ساحل جست وخیز می کردند
[ترجمه گوگل]یک گروه از کودکان خسته از خواب بیدار در ساحل

2. He is always suntanned and incredibly fit.
[ترجمه ترگمان]او همیشه آفتاب سوخته و آفتاب سوخته است
[ترجمه گوگل]او همیشه خسته و غافلگیر شده است

3. Suntanned and relaxed, looking calmly about the room, he appeared completely in command.
[ترجمه ترگمان]با آرامش و آرامش در حالی که به آرامی در اطراف اتاق به نظر می رسید، کاملا آمرانه به نظر می رسید
[ترجمه گوگل]خسته و آرام به نظر می رسد، به آرامی در مورد اتاق، به نظر می رسد کاملا به فرمان

4. The marines were deeply suntanned and under their green camouflage helmets they looked very much alike.
[ترجمه ترگمان]نیروی دریایی عمیقا آفتاب سوخته شده بود و زیر کلاه سبز رنگشان خیلی شبیه هم بودند
[ترجمه گوگل]تفنگداران دریایی عمیقا دچار خارش شدند و تحت کلاه ایمنی سبز رنگشان بسیار شبیه به هم بودند

5. He was a small fellow, deeply suntanned, with a little black beard and fiery dark eyes.
[ترجمه ترگمان]او مردی کوچک اندام، آفتاب سوخته و آفتاب سوخته، با ریشی سیاه و چشمان سیاه آتشین بود
[ترجمه گوگل]او یک مرد کوچک بود، عمیقا خسته و مبهوت، با ریش کمی سیاه و چشم های تاریک آتشین

6. Two weeks later, Dorothy returned, smiling and suntanned.
[ترجمه ترگمان]دو هفته بعد در وتی لبخند زنان و آفتاب سوخته بازگشت
[ترجمه گوگل]دو هفته بعد، دوروتی بازگشت، لبخند زد و خسته شد

7. Because Deric likes to get suntanned, so he must burn at all times and places.
[ترجمه ترگمان]چون Deric دوست دارد آفتاب آفتاب بگیرد، بنابراین او باید همه جا و جا را آتش بزند
[ترجمه گوگل]از آنجا که Deric دوست دارد خسته شود، بنابراین او باید در همه زمان ها و مکان ها سوزاند

8. The oil of what brand can be suntanned skin white bit faster?
[ترجمه ترگمان]روغن هر کدام از این برندها ممکن است با کمی تندتر از پوست برنزه شود؟
[ترجمه گوگل]روغن چه چیزی می تواند پوست برنزه پوست سفید کمی سریع تر؟

9. He looks like a sportsman for suntanned skin. Strongly - bush body well - developed figure make him quite healthy.
[ترجمه ترگمان]او مثل یک ورزش کار برای پوست آفتاب سوخته به نظر می رسد اندام بسیار پیشرفته بدن به شدت توسعه یافته او را سالم و سالم می سازد
[ترجمه گوگل]او به نظر یک ورزشگر برای پوست فرو میرود بدنش کاملا رشد کرده و بدنش را کاملا سالم نگه می دارد

10. His strongly - built body and suntanned skin make him look a sportsman.
[ترجمه ترگمان]بدن قوی و آفتاب سوخته او باعث می شود که او یک ورزش کار به نظر برسد
[ترجمه گوگل]بدن او به شدت ساخته شده و پوست خشک شده او را به یک ورزشگر نگاه می کند

11. How to bleach suntanned skin inside a month? Help sb to deal with an emergency! ! !
[ترجمه ترگمان]پوست خود را در عرض یک ماه چگونه ضدعفونی کرده بود؟ ! کم کم کن تا با یه وضعیت اضطراری سر و کله بزنم! !! !! !! !!
[ترجمه گوگل]چطور پوست سفید پوست را در یک ماه سفید کنید؟ کمک به sb برای مقابله با اضطراری! ! !

12. Because Deric likes to get suntanned, so he must at all times and places.
[ترجمه ترگمان]چون Deric دوست دارد آفتاب آفتاب بگیرد، بنابراین باید در همه جا و جا باشد
[ترجمه گوگل]از آنجا که Deric دوست دارد تا از خواب بیدار شود، بنابراین او باید در همه زمان ها و مکان ها باشد

13. Because my skin suntanned, rose above small funny, is this why?
[ترجمه ترگمان]چون پوست من آفتاب سوخته شده بود، بالاتر از خنده بود، به خاطر این بود؟
[ترجمه گوگل]از آنجا که پوست من خسته کننده است، بلندتر از کوچک خنده دار، این است که چرا؟

14. This oil- and chalk-free foundation, which has an exceptionally smooth and matte texture, also flatters suntanned skins.
[ترجمه ترگمان]این بنیاد عاری از نفت و گچ، که دارای بافت بسیار صاف و مات است، پوست دباغی شده را flatters می کند
[ترجمه گوگل]این بنیاد نفتی و گچ، که دارای بافت فوق العاده صاف و مات است، همچنین پوست را خشک می کند

پیشنهاد کاربران

آفتابزده

برنزه

Brown when you have spent time in the sun

پوست بدن در اثر افتاب قهوه ایی باشد

brown when you spent time in the sun

you'll leave relaxed and sun tanned
شما ریلکس میشین و افتاب سوخته ( برنزه )

آفتاب سوخته

برنزه، آفتاب سوخته

برنزه کردن پوست
گندمی کردن پوست

آفتاب سوخته، بُرنزه

قهوه ای شدن پوست به خاطر گرمای آفتاب

پوست قهوه ای و تیره بر اثر آفتاب = برنزه شدن به دلیل تابش آفتاب


کلمات دیگر: