کلمه جو
صفحه اصلی

reliably


بطور قابل اعتماد

انگلیسی به فارسی

بطرزی قابل اعتماد


انگلیسی به انگلیسی

• in a credible manner, dependably, in a trustworthy manner

جملات نمونه

1. I have been reliably informed that the couple will marry next year.
[ترجمه ترگمان]من به طور موثق مطلع شده ام که این زوج سال آینده ازدواج خواهند کرد
[ترجمه گوگل]من اطمینان دارم که این زن و شوهر در سال آینده ازدواج خواهند کرد

2. Sonia, we are reliably informed, loves her family very much.
[ترجمه ترگمان]سونیا، ما به نحو خاصی به ما خبر داده اند که خانواده اش را خیلی دوست دارد
[ترجمه گوگل]سونیا، ما اطمینان داریم، خیلی از خانوادهاش را دوست دارد

3. I am reliably informed that you have been talking about resigning from the company.
[ترجمه نسرین رنجبر] خبر موثق دارم که داری صحبت میکنی از شرکت استعفا بدی.
[ترجمه ترگمان]من به طور موثق مطلع شده ام که شما درباره استعفا از شرکت صحبت کرده اید
[ترجمه گوگل]من اطمینان دارم که شما درباره استعفا از شرکت صحبت کرده اید

4. I am reliably informed that there are plans to close this school.
[ترجمه ترگمان]من به طور موثق مطلع شده ام که برنامه هایی برای بستن این مدرسه وجود دارد
[ترجمه گوگل]من اطمینان دارم که برنامه هایی برای بستن این مدرسه وجود دارد

5. I am reliably informed that the company is being sold.
[ترجمه ترگمان]من به طور موثق مطلع شده ام که شرکت در حال فروخته شدن است
[ترجمه گوگل]من اطمینان دارم که این شرکت به فروش می رسد

6. I am reliably informed that he's about to resign.
[ترجمه ترگمان]من به طور موثق مطلع شده ام که او می خواهد استعفا دهد
[ترجمه گوگل]من اطمینان دارم که او در مورد استعفا است

7. It's been working reliably for years.
[ترجمه ترگمان]سال ها است که به طور موثق در حال کار بوده است
[ترجمه گوگل]این سالها به طور قابل اعتماد کار کرده است

8. It is a feedback system which reliably informs us of our beliefs, attitudes, thoughts, feelings and expectations.
[ترجمه ترگمان]این یک سیستم بازخورد است که به طور قابل اطمینانی به ما از اعتقادات، نگرش ها، افکار، احساسات و انتظارات ما اطلاع می دهد
[ترجمه گوگل]این سیستم بازخوردی است که به طور قابل اعتماد ما را از باورها، نگرش ها، افکار، احساسات و انتظارات ما اطلاع می دهد

9. He was reliably reported to be drunk at the White House reception.
[ترجمه ترگمان]او به طور موثق گزارش داد که در پذیرش کاخ سفید مست است
[ترجمه گوگل]او به طور قابل اعتماد گزارش شده است که مست در پذیرش کاخ سفید است

10. Hargreaves couldn't believe his luck when G. G. MacPhee reliably informed him it hadn't been climbed.
[ترجمه ترگمان] موفق نمی شد وقتی گ - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - گ - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - گ با این حال به نحو قابل اعتمادی به او اطلاع داد که هنوز بالا نیامده است
[ترجمه گوگل]هارگریوز نمیتواند شانس خود را باور کند وقتی که G G MacPhee به او اطمینان داد که او صعود نکرده است

11. Reliably tied-in with the railway timetable are the yellow post-buses which take mail and people to every village.
[ترجمه ترگمان]reliably که با جدول زمانی راه آهن بسته شده اند، اتوبوس های زرد پست هستند که پست و مسافر را به هر روستا می برند
[ترجمه گوگل]به طور قابل اعتماد در زمان بند بندی راه آهن، اتوبوس هایی زرد هستند که پست ها و مردم را به هر روستا می برند

12. They allow you to acquire new information more reliably.
[ترجمه ترگمان]آن ها به شما این اجازه را می دهند که اطلاعات جدیدی به دست آورید
[ترجمه گوگل]آنها به شما اجازه می دهند تا اطمینان بیشتری به اطلاعات جدید کسب کنید

13. Any exposed metal must be reliably earthed to the mains Earth lead.
[ترجمه ترگمان]هر فلزی که در معرض قرار گرفته باشد باید به طور قابل اطمینانی به برق اصلی زمین متصل شود
[ترجمه گوگل]هر گونه فلز در معرض خطر باید به طور قابل اعتماد به زمین سرپوش زمین متصل شود

14. But we are reliably informed that Angus will be back on his feet and more importantly that seat tomorrow.
[ترجمه ترگمان]اما ما به طور موثق مطلع هستیم که آنگوس روی پا خواهد بود و مهم تر از همه آن صندلی فردا خواهد بود
[ترجمه گوگل]اما ما به طور قابل اعتماد اطلاع داده ایم که آنگس در پشت خود قرار خواهد گرفت و مهمتر از آن صندلی فردا است

پیشنهاد کاربران

با اطمینان

بصورت موثق و معتبر

مطمعننا، به طور حتم

برای آزمون های روانشناسی به معنی: پایا ( قابل اطمینان )

reliably ( adv ) = مطمئناً، با اطمینان، به طور مطمئن، به طرزی قابل اعتماد، به طرزی قابل اطمینان، به طور موثق

مترادف است با کلمه : Dependably ( adv )

reliably predictable political results = نتایج سیاسی قابل پیش بینی قابل اطمینان

examples:
1 - I am reliably informed that you have been talking about resigning from the company.
من بااطمینان مطلعم که شما داشتید درباره استعفا دادن از شرکت صحبت می کردید.
2 - an appliance must perform its task reliably to be popular with consumers.
یک دستگاه باید عملکرد خود را به طور مطمئن انجام دهد تا در بین مصرف کنندگان محبوب شود.
3 - The website helps you find what you want faster and more reliably.
این وب سایت به شما کمک می کند آنچه را که می خواهید سریعتر و با اطمینان بیشتر پیدا کنید.
4 - The test can quickly and reliably detect antibodies.
این آزمایش می تواند به سرعت و به طرزی قابل اطمینان آنتی بادی ها را تشخیص دهد.

قابل اطمینان


کلمات دیگر: