(conjunction) آمدیم (که)، به فرض این که، گیریم (که)، به فرض که supposing (that) he asked you to go, what then? آمدیم و ازت خواست که بروی، آن وقت چی؟
supposing
(conjunction) آمدیم (که)، به فرض این که، گیریم (که)، به فرض که supposing (that) he asked you to go, what then? آمدیم و ازت خواست که بروی، آن وقت چی؟
انگلیسی به فارسی
آمدیم (که)، به فرض اینکه، گیریم (که)، به فرض که
فرض کنید، پنداشتن، فرض کردن، خیال کردن، انگاشتن، گمان کردن
انگلیسی به انگلیسی
• if, assuming that
جملات نمونه
1. He was bluffed into supposing I was ill prepared.
[ترجمه ترگمان]به تصور اینکه من آماده بودم بلوف می زد
[ترجمه گوگل]او به تصور من بیمار آماده بود
[ترجمه گوگل]او به تصور من بیمار آماده بود
2. Supposing he isn't out, how can I do then?
[ترجمه ترجمه صحیح] فرض کنیداو ( مرد ) بیرون است، پس من چه طور میتوانم این کار را بکنم
[ترجمه ترگمان]اگر هم نباشد، من چطور می توانم این کار را بکنم؟[ترجمه گوگل]فرض کنید او خارج است، پس چگونه می توانم انجام دهم؟
3. You are only supposing this on hearsay, you have no proof.
[ترجمه ترگمان]شما فقط تصور می کنید که این شایعه است، شما هیچ مدرکی ندارید
[ترجمه گوگل]شما فقط می دانید این را در حقیقت، شما هیچ اثبات
[ترجمه گوگل]شما فقط می دانید این را در حقیقت، شما هیچ اثبات
4. Supposing he's right and I do die tomorrow? Maybe I should take out an extra insurance policy.
[ترجمه ترگمان]فرض کنیم حق با او باشد و من فردا می میرم؟ شاید من باید یه بیمه اضافی داشته باشم
[ترجمه گوگل]فرض کنید او درست است و فردا میمیرم؟ شاید من باید یک سیاست بیمه اضافی را بگیرم
[ترجمه گوگل]فرض کنید او درست است و فردا میمیرم؟ شاید من باید یک سیاست بیمه اضافی را بگیرم
5. I'm going to university, always supposing I pass my exams.
[ترجمه ترگمان]من دارم به دانشگاه می روم، همیشه تصور می کنم که امتحان را قبول می کنم
[ترجمه گوگل]من به دانشگاه میروم، همیشه تصور میکنم امتحاناتم را امتحان میکنم
[ترجمه گوگل]من به دانشگاه میروم، همیشه تصور میکنم امتحاناتم را امتحان میکنم
6. Supposing it rains what shall you do?
[ترجمه ترگمان]اگر بارون ببارد، چه باید کرد؟
[ترجمه گوگل]فرض بر این است که باران چه می شود؟
[ترجمه گوگل]فرض بر این است که باران چه می شود؟
7. Supposing you are wrong, what will you do then?
[ترجمه ترگمان]اگر اشتباه کرده باشی، پس چه کار می کنی؟
[ترجمه گوگل]فرض کنید شما اشتباه هستید، پس چه کار می کنید؟
[ترجمه گوگل]فرض کنید شما اشتباه هستید، پس چه کار می کنید؟
8. Supposing it rains, can we play the match indoors?
[ترجمه ترگمان]فرض کنیم بارون بیاد، میتونیم خونه رو با هم بازی کنیم؟
[ترجمه گوگل]فرض کنید باران می آید، آیا می توانیم بازی را در داخل خانه انجام دهیم؟
[ترجمه گوگل]فرض کنید باران می آید، آیا می توانیم بازی را در داخل خانه انجام دهیم؟
9. Supposing it really is a fire!
[ترجمه ترگمان]فرض کنیم که آتش سوزی شده باشد!
[ترجمه گوگل]فرض بر این است که واقعا آتش است!
[ترجمه گوگل]فرض بر این است که واقعا آتش است!
10. Supposing he is not at home, what then?
[ترجمه ترگمان]فرض کنیم که در خانه نباشد، پس چه خواهد شد؟
[ترجمه گوگل]فرض کنید او در خانه نیست، چه اتفاقی می افتد؟
[ترجمه گوگل]فرض کنید او در خانه نیست، چه اتفاقی می افتد؟
11. This is all very hypothetical but supposing Jackie got the job, how would that affect you?
[ترجمه ترگمان]اگه جکی این شغل رو داشته باشه چه تاثیری روی تو داره؟
[ترجمه گوگل]این همه بسیار فرضی است اما فرض کنید که جکی کار را انجام داد، چگونه بر شما تاثیر می گذارد؟
[ترجمه گوگل]این همه بسیار فرضی است اما فرض کنید که جکی کار را انجام داد، چگونه بر شما تاثیر می گذارد؟
12. Supposing you want your house rewired.
[ترجمه ترگمان]به فرض این که you را بخواهی
[ترجمه گوگل]فرض کنید می خواهید خانه خود را دوباره بسازید
[ترجمه گوگل]فرض کنید می خواهید خانه خود را دوباره بسازید
13. Indeed, there is a case for supposing that in complicated matters it is likely to be the worst one.
[ترجمه ترگمان]به فرض اینکه مساله پیچیده در کار پیچیده باشد، ممکن است بدتر از همه باشد
[ترجمه گوگل]در واقع، فرض بر این است که در موارد پیچیده احتمالا بدترین آن است
[ترجمه گوگل]در واقع، فرض بر این است که در موارد پیچیده احتمالا بدترین آن است
14. You had to learn things, she whispered, supposing that the activity which Gordon found difficult required practice, like tennis.
[ترجمه ترگمان]زمزمه کرد: تو باید چیزها یاد بگیری، به فرض این که فعالیتی که گوردون به سختی نیاز به تمرین داشت، مثل تنیس
[ترجمه گوگل]شما باید چیزهای فراوانی یاد بگیرید، او زمزمه کرد، فرض کنید که فعالیتی که گوردون در کار سختی مانند تنیس پیدا کرده بود
[ترجمه گوگل]شما باید چیزهای فراوانی یاد بگیرید، او زمزمه کرد، فرض کنید که فعالیتی که گوردون در کار سختی مانند تنیس پیدا کرده بود
Supposing (that) he asked you to go, what then?
آمدیم و ازت خواست که بروی، آنوقت چی؟
پیشنهاد کاربران
به فرض لا ممکن
ساپوز یه فعل نان اکشن است و اصلن آی ان جی نمیگیرد
کلمات دیگر: