کلمه جو
صفحه اصلی

sun hat

انگلیسی به انگلیسی

• hat with a wide edge intended to cover the face and neck from the sun
hat with a wide edge intended to cover the face and neck from the sun
a sunhat is a hat that protects your head from the sun.

جملات نمونه

1. I have forgotten to put on a sun hat, and nearly fainted under the sunshine.
[ترجمه ترگمان]فراموش کرده ام که کلاه آفتابی را بر سر بگذارم و در زیر نور خورشید از حال غش غش کنم
[ترجمه گوگل]من فراموش کرده ام که کلاه خورشیدی را بپوشم، و تقریبا در زیر نور خورشید فرو می رود

2. Sunglasses. Sun hat. Tangzhuang shoes. Scarf. Frame. Frame.
[ترجمه ترگمان]sunglasses کلاه آفتابی کفش های Tangzhuang Scarf قاب قاب
[ترجمه گوگل]عینک آفتابی کلاه آفتابی کفش Tangzhuang روسری فریم فریم

3. Clothing for hot days: sun hat, sunglasses, swimsuit, sandals, swimming trunks.
[ترجمه ترگمان]لباس های روزه ای داغ: کلاه آفتابی، عینک آفتابی، لباس شنا، صندل های شنا
[ترجمه گوگل]لباس روزهای گرم کلاه خورشیدی، عینک آفتابی، لباس شنا، صندل، تنه

4. Take the sun hat with you.
[ترجمه ترگمان] کلاه خورشید رو با خودت ببر
[ترجمه گوگل]کلاه خورشیدی را با خود ببر

5. Why hadn't she brought her sun hat?
[ترجمه ترگمان]چرا کلاه آفتابی او را نیاورده بود؟
[ترجمه گوگل]چرا کلاه خورشیدی او را نگرفت؟

6. They're largely similar to the Christmas versions but minus the fruitcake and cards and plus beach bags and sun hats.
[ترجمه ترگمان]آن ها تا حد زیادی شبیه به نسخه های کریسمس هستند اما من های کیک میوه ای و کارت ها و به علاوه کیسه های ساحلی و کلاه های خورشیدی
[ترجمه گوگل]آنها عمدتا مشابه نسخه کریسمس هستند اما منحصرا کیک میوه ای و کارت و علاوه بر کیسه های ساحل و کلاه خورشیدی است

7. Grandad looks absolutely ludicrous in old sunhat.
[ترجمه ترگمان]بابا بزرگ خیلی مسخره به نظر میاد
[ترجمه گوگل]Grandad به نظر می رسد کاملا خنده دار در oldhat sunhat

8. She prepared for all possibilities by taking a sunhat, a raincoat and a woolly scarf.
[ترجمه ترگمان]او با گرفتن یک بارانی و یک بارانی و یک شال پشمی برای همه امکانات آماده بود
[ترجمه گوگل]او برای همه امکانات آماده شده با استفاده از یک خورش، یک باران و یک روسری پشمی

9. He handed it and his sunhat back to the fuming bowler, who felt the gesture was not made with due courtesy.
[ترجمه ترگمان]او آن را به سمت پرتابگر fuming داد و او احساس کرد که این حرکت با نزاکت انجام نمی شود
[ترجمه گوگل]او آن را تحویل داد و او را به خدمتکار دمی زد که احساس کرد که حرکات با حسن نیت انجام نمی شد

10. All I packed was a sunhat and some sun block lotion, which aren't much use in the rain.
[ترجمه ترگمان]تنها چیزی که من بسته بندی کردم یه کرم ضد آفتاب و یه کرم ضد آفتاب بود که در بارون زیاد استفاده نمی کنه
[ترجمه گوگل]همه ی بسته های من یک لکه ی خورشید بود و بعضی از لکه های آفتابگیر که در باران زیاد نیست استفاده می شود

11. Wear your sunglasses and sunhat before you go to the beach.
[ترجمه ترگمان]پیش از رفتن به ساحل sunglasses و sunhat را بپوش
[ترجمه گوگل]قبل از رفتن به ساحل، عینک آفتابی و خورشید را بپوشانید

12. Her bright hair was hidden under a sunhat, and she was disguised with dark glasses.
[ترجمه ترگمان]موهای روشنش زیر یک sunhat پنهان بود و او با شیشه های تیره تغییر قیافه داده بود
[ترجمه گوگل]موهای روشنش زیر یک خورشید پنهان شد و با عینک های تیره پوشید

پیشنهاد کاربران

کلاه آفتابی


کلمات دیگر: