کلمه جو
صفحه اصلی

split end


(فوتبال آمریکایی) بازیکن گوشه (که از سایر افراد تیم حمله قدری فاصله می گیرد)

انگلیسی به فارسی

(فوتبال آمریکایی) بازیکن گوشه (که از سایر افراد تیم حمله قدری فاصله می‌گیرد)


تقسیم پایان


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: in football, an end who lines up at a varying distance from the rest of the offensive line.

جملات نمونه

1. Dry, brittle hair and split ends were the unfortunate consequence of years of dyeing it peroxide blond.
[ترجمه ترگمان]خشک و مو و مو و مو و مو و مو و مو و مو و مو بور و مو بور و مو بور بود
[ترجمه گوگل]موهای خشک و شکننده و انتهای تقسیم شده، نتیجه ناگوار سالهای رنگرزی آن، پراکسید بور بود

2. Conditioner helps to make split ends less noticeable because it smooths the cuticles down and improves hair appearance.
[ترجمه ترگمان]مرطوب کننده به این که پوست را صاف می کند و ظاهر موها را صاف می کند، کمک می کند تا به دو قسمت کاهش پیدا کند
[ترجمه گوگل]تهویه مطبوع کمک می کند تا تقسیم شدن به پایان رسد کمتر قابل توجه است زیرا آن را مسطح کردن کتیا ها پایین و بهبود ظاهر مو

3. Q Is there a cure for split ends?
[ترجمه ترگمان]س: آیا برای جدایی درمانی یک درمان وجود دارد؟
[ترجمه گوگل]Q آیا درمان برای پایان دادن به تقسیم وجود دارد؟

4. Caroline cut the split ends off Meera's hair but decided she should keep the length.
[ترجمه ترگمان]کارولین دو قسمت از موهای می را را قطع کرد، اما به این نتیجه رسید که باید طول بکشد
[ترجمه گوگل]کارولین برش را به پایان می رسد موهای Meera اما تصمیم گرفت او باید طول را نگه دارید

5. Thankfully, prevention of split ends isn't as drastic as the cure.
[ترجمه ترگمان]خوشبختانه، پیش گیری از دو شکاف به اندازه درمان جدی نیست
[ترجمه گوگل]خوشبختانه، پیشگیری از پایان دادن به تقسیم، به عنوان درمان به عنوان شدید نیست

6. Because if your dry ends turn to split ends, the only cure is no ends.
[ترجمه ترگمان]چون اگر پایان dry به پایان برسد، تنها درمان هیچ نتیجه ای ندارد
[ترجمه گوگل]از آنجا که اگر پایان خشک شما به پایان می رسد به تقسیم، تنها درمان هیچ پایان است

7. The formed split end and tail cracking of wire rod during rolling are a common sight.
[ترجمه ترگمان]انتهای شکافته شده و شکستن دم میله سیمی در حین چرخش یک منظره مشترک هستند
[ترجمه گوگل]پایان تقسیم شکل و دم ترک خوردگی سیم در هنگام نورد یک دید مشترک است

8. The split end is one of the quarter - back's most important targets for passes.
[ترجمه ترگمان]انتهای شکاف یکی از مهم ترین اهداف برای عبور است
[ترجمه گوگل]پایان تقسیم یکی از مهمترین اهداف ربع گذشته برای گذر است

9. Colour-enhanced scanning electron micro-graph of the split end of a human hair showing the outer cuticle layer surrounding the inner cortical layer.
[ترجمه ترگمان]نمودار کوچک scanning الکترونی نشان دهنده انتهای شکافته یک موی انسان است که لایه بیرونی پوست اطراف لایه inner را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]میکروسکوپ الکترونی اسکن الکترونیک رنگی از انتهای تقسیم موی انسان نشان دهنده لایه کوتیکول خارجی اطراف لایه داخلی قشر است

10. I check my hair for split end.
[ترجمه ترگمان]موهایم را برای جدا شدن بررسی می کنم
[ترجمه گوگل]من موهایم را برای انتهای تقسیم بررسی می کنم

11. The very best product to smooth the cuticle and help mend the split ends is Pure Gloss.
[ترجمه ترگمان]بهترین محصول برای نرم کردن پوست پوست و کمک به اصلاح دو قسمت جدا شدن خالص است
[ترجمه گوگل]بهترین محصول برای صاف کردن کوتیکول و کمک به حل و فصل به پایان می رسد شکاف خالص است

12. Louise took a couple of inches off Clare's hair to tidy it up and get rid of the split ends.
[ترجمه ترگمان]لوئیز دو اینچ از موهای Clare را برداشت تا آن را تمیز کند و از انتهای شکاف خلاص شود
[ترجمه گوگل]لوئیس چند دقیقه از موهای کلر برداشت و آن را از بین برد

13. Concentrate on getting hair in peak condition with moisturising treatments and more importantly, regular trims to get rid of split ends.
[ترجمه ترگمان]تمرکز بر روی گرفتن مو در شرایط پیک با درمان های moisturising و از همه مهم تر، trims منظم برای خلاص شدن از دو انتهای شکاف
[ترجمه گوگل]تمرکز بر روی مو در حالت پیک با درمان های مرطوب کننده و مهمتر از همه، به طور منظم به منظور خلاص شدن از انتهای تقسیم شده است

14. She regarded me warily from under a fringe of split ends.
[ترجمه ترگمان]او محتاطانه به من نگاه کرد
[ترجمه گوگل]او به سختی از زیر قسمتی از تقسیم به من نگاه کرد

پیشنهاد کاربران

مو خوره


کلمات دیگر: