ظرف برای خیساندن چیزی
steeper
ظرف برای خیساندن چیزی
انگلیسی به فارسی
تندتر، تند، گزاف، سراشیب، سرازیر
جملات نمونه
1. The road soon became narrower and steeper.
[ترجمه ترگمان]طولی نکشید که جاده باریک و شیب دار شد
[ترجمه گوگل]جاده به زودی باریک و تندتر شد
[ترجمه گوگل]جاده به زودی باریک و تندتر شد
2. The road grew even steeper and more perilous.
[ترجمه ترگمان]جاده بیشتر می شد و بیشتر به خطر می افتاد
[ترجمه گوگل]جاده حتی بیشتر و بیشتر خطرناک بود
[ترجمه گوگل]جاده حتی بیشتر و بیشتر خطرناک بود
3. The path grew steeper as we climbed higher.
[ترجمه ترگمان]جاده از شیب بالا شیب پیدا کرد
[ترجمه گوگل]مسیر صعود کردیم و بالا رفتیم
[ترجمه گوگل]مسیر صعود کردیم و بالا رفتیم
4. The path was steeper and less travelled than the previous one.
[ترجمه ترگمان]مسیر تندتر و کندتر از مسیر قبلی بود
[ترجمه گوگل]این مسیر عمیق تر بود و کمتر از مسیر قبلی سفر کرد
[ترجمه گوگل]این مسیر عمیق تر بود و کمتر از مسیر قبلی سفر کرد
5. She turned up a lane which was even steeper than the road she had just left.
[ترجمه ترگمان]به کوچه ای رسید که حتی بیشتر از جاده ای بود که از آنجا رفته بود
[ترجمه گوگل]او یک خط کشید که حتی از راه جاده ای که تا به حال از آن فاصله گرفته بود، تندتر بود
[ترجمه گوگل]او یک خط کشید که حتی از راه جاده ای که تا به حال از آن فاصله گرفته بود، تندتر بود
6. There are also some steeper climbs behind the village.
[ترجمه ترگمان]همچنین کمی steeper در پشت این روستا وجود دارد
[ترجمه گوگل]همچنین برخی از صعود های قدم زدن در پشت روستا وجود دارد
[ترجمه گوگل]همچنین برخی از صعود های قدم زدن در پشت روستا وجود دارد
7. The slope was getting steeper and their sledge was gaining momentum all the time.
[ترجمه ترگمان]شیب تندتر می شد و سورتمه در تمام مدت حرکت می کرد
[ترجمه گوگل]شیب شدیدتر شد و سارای آنها همیشه در حال حرکت بود
[ترجمه گوگل]شیب شدیدتر شد و سارای آنها همیشه در حال حرکت بود
8. This ice field was steeper than the first, and twice as high.
[ترجمه ترگمان]این میدان یخی تندتر از اولین و دو برابر بالا بود
[ترجمه گوگل]این میدان یخی از اولین و دو برابر شدیدتر بود
[ترجمه گوگل]این میدان یخی از اولین و دو برابر شدیدتر بود
9. Then there is a much steeper drop up to 000 fathoms.
[ترجمه ترگمان]در این صورت بیش از ۰۰۰ \/ ۰۰۰ گز بیشتر است
[ترجمه گوگل]سپس یک قطره خیلی تندتر از 000 تا فتوم وجود دارد
[ترجمه گوگل]سپس یک قطره خیلی تندتر از 000 تا فتوم وجود دارد
10. Traditionally, rain-fed terraces are constructed on steeper slopes in the Middle Mountains for the production of maize, millet and buckwheat.
[ترجمه ترگمان]به طور سنتی، terraces که از باران تغذیه می کنند، در شیب های تندتر در کوه های خاور میانه برای تولید ذرت، ارزن و گندم سیاه ساخته می شوند
[ترجمه گوگل]به طور سنتی، تراس های باران خورده برای تولید دامنه، ارزن و گندم در دامنه های شیب دار در کوه های میانه ساخته می شوند
[ترجمه گوگل]به طور سنتی، تراس های باران خورده برای تولید دامنه، ارزن و گندم در دامنه های شیب دار در کوه های میانه ساخته می شوند
11. Hick Hooper's attack was much steeper than anybody else's.
[ترجمه ترگمان]حمله \"جی هارپر\" بیشتر از هر کس دیگه ای بوده
[ترجمه گوگل]حمله هیک هوپر خیلی بیشتر از هر کس دیگری بود
[ترجمه گوگل]حمله هیک هوپر خیلی بیشتر از هر کس دیگری بود
12. A steeper climb of around 500% occurred between 1960 and 1975 bringing the average to £20,000.
[ترجمه ترگمان]صعود تندتر از حدود ۵۰۰ % بین ساله ای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۵ رخ داد و میانگین را به ۲۰۰۰۰ پوند رساند
[ترجمه گوگل]صعود تندتر حدود 500٪ بین سالهای 1960 تا 1975 اتفاق افتاد که میانگین آن به 20،000 پوند رسید
[ترجمه گوگل]صعود تندتر حدود 500٪ بین سالهای 1960 تا 1975 اتفاق افتاد که میانگین آن به 20،000 پوند رسید
13. As the slope got steeper, the sled gathered momentum.
[ترجمه ترگمان]هرچه شیب تندتر می شد سورتمه حرکت می کرد
[ترجمه گوگل]همانطور که شیب شد، سیل جمع شد
[ترجمه گوگل]همانطور که شیب شد، سیل جمع شد
14. Sometimes it can be a steeper angle than somewhere else.
[ترجمه ترگمان]گاهی اوقات می تواند زاویه steeper نسبت به جای دیگری باشد
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات این می تواند یک زاویه ترد تر نسبت به جایی دیگر باشد
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات این می تواند یک زاویه ترد تر نسبت به جایی دیگر باشد
15. Higher up the dome became steeper, but by now I'd learned to trust the rock a bit more.
[ترجمه ترگمان]بالاتر از این، من یاد گرفتم که کمی بیشتر به صخره اعتماد کنم
[ترجمه گوگل]بالاتر از گنبد شدید شد، اما در حال حاضر من آموخته ام تا به سنگ بیشتر اعتماد کنم
[ترجمه گوگل]بالاتر از گنبد شدید شد، اما در حال حاضر من آموخته ام تا به سنگ بیشتر اعتماد کنم
پیشنهاد کاربران
شیب تندتر ، سرازیرتر
کلمات دیگر: