کلمه جو
صفحه اصلی

sweetie


معنی : عزیزم، مامانی
معانی دیگر : (عامیانه) رجوع شود به: sweetie pie) sweetheart هم می گویند)، در صحبت خودمانی عزیزم

انگلیسی به فارسی

(در صحبت عامیانه) عزیزم، مامانی


شیرینی، مامانی، عزیزم


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) sweetheart.
مشابه: dear, sweet, sweetheart

• lover; sweetheart
you call someone sweetie if you are fond of them, especially if they are younger than you are; an informal word.
if you say that someone is a sweetie, you mean that they are kind, pleasant, and lovable; an informal word.
children or adults speaking to children sometimes call sweets sweeties; an informal word.

مترادف و متضاد

عزیزم (اسم)
my darling, my love, sweetie, my dear one

مامانی (اسم)
sweetheart, sweetie

جملات نمونه

1. Our love grows stronger with every passing year. Happy Valentine's Day,sweetie.
[ترجمه آناهید] هر سال که میگذره، عشق ما مستحکم تر میشه. عزیزم، ولنتاین مبارک.
[ترجمه .] عشق ما هر سال محکم تر میشه ، ولنتاین مبارک عزیزم
[ترجمه ترگمان]عشق ما در هر سال هر سال قوی تر می شود روز ولنتاین مبارک عزیزم
[ترجمه گوگل]عشق ما هر ساله قوی تر می شود ولنتاین مبارک، شیرینی

2. I want to hold your hand on Valentine's Day. Happy Valentine's Day,sweetie.
[ترجمه ترگمان] میخوام دستت رو توی روز ولنتاین نگه دارم روز ولنتاین مبارک عزیزم
[ترجمه گوگل]من میخواهم دست تو را در روز ولنتاین نگه دارم ولنتاین مبارک، شیرینی

3. Be a sweetie and carry this for me.
[ترجمه ترگمان] عزیزم باش و اینو به خاطر من بیار
[ترجمه گوگل]یک مرغ و آن را برای من حمل کن

4. If you ask me, sweetie, you're making a big mistake.
[ترجمه ترگمان] اگه از من بپرسی، عزیزم، داری اشتباه بزرگی می کنی
[ترجمه گوگل]اگر از من بپرسید، شیرین، شما اشتباه بزرگی انجام می دهید

5. Thanks for helping, you' re a sweetie.
[ترجمه ترگمان] ممنون که کمک کردی، تو یه sweetie
[ترجمه گوگل]متشکرم برای کمک، شما یک شیرینی است

6. Guy's father is such a sweetie.
[ترجمه سمیرا] پدر گای مرد دوست داشتنی هست.
[ترجمه ترگمان]پدر اون مرد خیلی شیرینه
[ترجمه گوگل]پدر گای چنین مردمی است

7. Tessa sweetie, be firm with him.
[ترجمه ترگمان] تسا عزیزم، با اون محکم باش
[ترجمه گوگل]شیرینی تسا، با او سازگار باشید

8. It's better not to use such terms of endearment as "sweetie" on the first date.
[ترجمه سمیرا] بهتر است در اولین قرار ملاقات، از القاب غیر رسمی مانند عزیزم یا دوست داشتنی استفاده نکنیم .
[ترجمه ترگمان]بهتر است که در تاریخ اول از چنین اصطلاحاتی به عنوان \"شیرینی\" استفاده نکنید
[ترجمه گوگل]بهتر است از چنین شرایطی از سعادت به عنوان 'شیرینی' در تاریخ اول استفاده نکنید

9. He's a real sweetie.
[ترجمه ترگمان]او یک جیگر واقعی است
[ترجمه گوگل]او شیرین واقعی است

10. Oh, you are a sweetie pie.
[ترجمه ترگمان] اوه، تو یه کیک عسلی هستی
[ترجمه گوگل]اوه، شما یک پیاز خامه ای هستید

11. Rows of sweetie jars lined the shelves.
[ترجمه ترگمان]دور قفسه ها ردیف چیده بودند
[ترجمه گوگل]ردیف از کوزه های شیرینی، قفسه ها را دراز کرد

12. You know we love you, sweetie.
[ترجمه ترگمان] میدونی که ما دوستت داریم، عزیزم
[ترجمه گوگل]می دانید ما دوستت داریم، شیرینی

13. No need to beat about the bush sweetie.
[ترجمه ترگمان]لازم نیست در مورد بوته زاری بزنی، عزیزم
[ترجمه گوگل]بدون نیاز به ضرب و شتم در مورد شیرینی بوش

14. Between the sweetie shop and Sadie's earnings in the hosier's they barely managed.
[ترجمه ترگمان]از مغازه شیرینی فروشی و درآمد سیدی به ندرت موفق می شدند
[ترجمه گوگل]بین مغازه شیرینی و درآمد Sadie در Hosier آنها به سختی مدیریت شد

15. Sweetie, let me kiss you.
[ترجمه ترگمان] عزیزم، بذار بوست کنم
[ترجمه گوگل]شیرین، بگذار من را ببوسم

پیشنهاد کاربران

عزیزم. مامانی

جیگر

عزیزم ، مامانی
مشابه: honey, my dear, dear

عزیزم:/

دختر ، دوست دختر, sweetheart


کلمات دیگر: