(مهار کردن موشک یا هواپیما و تلویزیون و غیره از راه دور با امواج رادیویی) کنترل از راه دور، دور لگام، دور واپاد، دور فرمان، کنترل از دور
remote control
(مهار کردن موشک یا هواپیما و تلویزیون و غیره از راه دور با امواج رادیویی) کنترل از راه دور، دور لگام، دور واپاد، دور فرمان، کنترل از دور
انگلیسی به فارسی
کنترل از دور
کنترل از راه دور، کنترل از دور
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• (1) تعریف: control of an object, such as an aircraft, missiles, and the like, from a distance, as by radio signals.
• (2) تعریف: a hand-held device with which to operate a television set, a videocassette recorder, certain toys, and the like, from a distance.
• small device used to control an electrical device from a distance; control from far away, activity which can be performed with a remote control while being far from the device
remote control is a system of controlling a machine or vehicle from a distance by using radio or electronic signals.
remote control is a system of controlling a machine or vehicle from a distance by using radio or electronic signals.
دیکشنری تخصصی
[عمران و معماری] کنترل از راه دور
[برق و الکترونیک] کنترل از راه دور - کنترل از راه دور کنترل تجهیزات از فاصله ی دور و با استفاده از سیم یا امواج نوری، رادیویی، صوتی، ما فوق صوت یا ابزارهای دیگر .
[مهندسی گاز] هدایت ازراه دور، فرمان ازدور
[برق و الکترونیک] کنترل از راه دور - کنترل از راه دور کنترل تجهیزات از فاصله ی دور و با استفاده از سیم یا امواج نوری، رادیویی، صوتی، ما فوق صوت یا ابزارهای دیگر .
[مهندسی گاز] هدایت ازراه دور، فرمان ازدور
جملات نمونه
1. How do you operate the remote control unit?
[ترجمه ترگمان]شما چگونه واحد کنترل از راه دور را اداره می کنید؟
[ترجمه گوگل]چگونه واحد کنترل از راه دور را کنترل می کنید؟
[ترجمه گوگل]چگونه واحد کنترل از راه دور را کنترل می کنید؟
2. The bomb was detonated by remote control.
[ترجمه ترگمان]این بمب با کنترل از راه دور منفجر شده است
[ترجمه گوگل]این بمب توسط کنترل از راه دور منفجر شد
[ترجمه گوگل]این بمب توسط کنترل از راه دور منفجر شد
3. Have you seen the remote control for the TV anywhere?
[ترجمه ترگمان]آیا کنترل از راه دور برای تلویزیون را در هر جایی دیده اید؟
[ترجمه گوگل]آیا کنترل از راه دور تلویزیون را در هر کجا دیده اید؟
[ترجمه گوگل]آیا کنترل از راه دور تلویزیون را در هر کجا دیده اید؟
4. I couldn't find the off switch on the remote control.
[ترجمه ترگمان]نمی توانستم کلید را از کنترل دور پیدا کنم
[ترجمه گوگل]من نمی توانم سوئیچ را روی کنترل از راه دور پیدا کنم
[ترجمه گوگل]من نمی توانم سوئیچ را روی کنترل از راه دور پیدا کنم
5. Will you stop playing around with the remote control!
[ترجمه ترگمان]میشه دست از بازی کردن با کنترل دور دست برداری؟
[ترجمه گوگل]آیا با کنترل از راه دور بازی را متوقف خواهید کرد؟
[ترجمه گوگل]آیا با کنترل از راه دور بازی را متوقف خواهید کرد؟
6. The bomb was exploded by remote control.
[ترجمه ترگمان]بمب با کنترل از راه دور منفجر شد
[ترجمه گوگل]این بمب توسط کنترل از راه دور منفجر شد
[ترجمه گوگل]این بمب توسط کنترل از راه دور منفجر شد
7. The remote control allows you to change channel at the touch of a button.
[ترجمه ترگمان]کنترل از راه دور به شما این امکان را می دهد که کانال را با لمس یک دکمه تغییر دهید
[ترجمه گوگل]کنترل از راه دور به شما اجازه می دهد کانال را با لمس یک دکمه تغییر دهید
[ترجمه گوگل]کنترل از راه دور به شما اجازه می دهد کانال را با لمس یک دکمه تغییر دهید
8. A remote control device was used to detonate the bomb.
[ترجمه ترگمان]برای منفجر کردن بمب از یک دستگاه کنترل از راه دور استفاده شده است
[ترجمه گوگل]یک دستگاه کنترل از راه دور برای انفجار بمب استفاده شد
[ترجمه گوگل]یک دستگاه کنترل از راه دور برای انفجار بمب استفاده شد
9. I can't find the remote control.
[ترجمه ترگمان]من نمی تونم کنترل راه دور رو پیدا کنم
[ترجمه گوگل]من نمی توانم کنترل از راه دور را پیدا کنم
[ترجمه گوگل]من نمی توانم کنترل از راه دور را پیدا کنم
10. The remote control allows you to switch easily between TV channels.
[ترجمه ترگمان]کنترل از راه دور به شما این امکان را می دهد که به راحتی بین کانال های تلویزیون تعویض کنید
[ترجمه گوگل]کنترل از راه دور به شما اجازه می دهد به راحتی بین کانال های تلویزیونی سوئیچ کنید
[ترجمه گوگل]کنترل از راه دور به شما اجازه می دهد به راحتی بین کانال های تلویزیونی سوئیچ کنید
11. He reached for the remote control and pressed the "play" button.
[ترجمه ترگمان]او به کنترل از راه دور دست یافت و دکمه \"بازی\" را فشار داد
[ترجمه گوگل]او برای کنترل از راه دور رسیده و دکمه �بازی� را فشار داده است
[ترجمه گوگل]او برای کنترل از راه دور رسیده و دکمه �بازی� را فشار داده است
12. That's too much: I use the remote control to change channels.
[ترجمه ترگمان]این خیلی زیاد است: من از کنترل از راه دور برای تغییر کانال ها استفاده می کنم
[ترجمه گوگل]این بیش از حد من از کنترل از راه دور برای تغییر کانال استفاده می کنم
[ترجمه گوگل]این بیش از حد من از کنترل از راه دور برای تغییر کانال استفاده می کنم
13. Rust closed the door by remote control then activated his mechanized wheelchair and approached them.
[ترجمه ترگمان](راست)با کنترل از راه دور در را بست و صندلی چرخدار خود را فعال کرد و به آن ها نزدیک شد
[ترجمه گوگل]زنگ درب را با کنترل از راه دور بسته و سپس صندلی چرخدار مکانیکی خود را فعال کرده و به آنها نزدیک شده است
[ترجمه گوگل]زنگ درب را با کنترل از راه دور بسته و سپس صندلی چرخدار مکانیکی خود را فعال کرده و به آنها نزدیک شده است
14. It's possible to operate the machines by remote control.
[ترجمه ترگمان]راه اندازی این ماشین ها با کنترل از راه دور ممکن است
[ترجمه گوگل]این امکان وجود دارد که دستگاه را با کنترل از راه دور کار کنید
[ترجمه گوگل]این امکان وجود دارد که دستگاه را با کنترل از راه دور کار کنید
15. The bomb is guided by remote control.
[ترجمه ترگمان]این بمب توسط کنترل از راه دور هدایت می شود
[ترجمه گوگل]این بمب با کنترل از راه دور هدایت می شود
[ترجمه گوگل]این بمب با کنترل از راه دور هدایت می شود
پیشنهاد کاربران
( وسیله ) کنترل از راه دور
کنترل
کلمات دیگر: