کوشیدنی، قابل صرف جدیت، درمعرسوءقصد
attemptable
کوشیدنی، قابل صرف جدیت، درمعرسوءقصد
انگلیسی به فارسی
قابل انجام است
انگلیسی به انگلیسی
صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of attempt.
• can be endeavored, worth trying
کلمات دیگر:
قابل انجام است