کلمه جو
صفحه اصلی

swingeing


(انگلیس) شدید، ستهم، کوبنده، زیاد، بزرگ، سخت

انگلیسی به فارسی

نوسان، قایم زدن، زخم زبان زدن، بدور چیزی چرخیدن


زیاد،بزرگ،سخت


انگلیسی به انگلیسی

• huge, enormous (british); wonderful, excellent (slang)
you use swingeing to describe things that are very severe, and so cause serious harm or hardship.

جملات نمونه

a swingeing attack

حمله‌ی کوبنده


1. a swingeing attack
حمله ی کوبنده

2. We are going to have to make swingeing cuts in the budget.
[ترجمه ترگمان]ما مجبور هستیم کاهش بودجه را در بودجه ایجاد کنیم
[ترجمه گوگل]ما قصد داریم مقادیر قابل توجهی از بودجه را کاهش دهیم

3. The most immediate consequence was the swingeing repression carried out during the autumn and winter of 1934-
[ترجمه ترگمان]مهم ترین نتیجه، سرکوبی swingeing بود که در طول فصول پاییز و زمستان سال ۱۹۳۴ انجام شد
[ترجمه گوگل]فوری ترین نتیجه، سرکوب نوسان در اوایل پاییز و زمستان 1934 بود

4. Universities everywhere were in disarray, faced with swingeing cuts in their funding.
[ترجمه ترگمان]دانشگاه ها در همه جا آشفته بودند و با کاهش swingeing در بودجه خود مواجه بودند
[ترجمه گوگل]دانشگاه ها در همه جا درهم آمیخته بودند، و با کاهش فزاینده ای در بودجه خود مواجه شدند

5. There followed a swingeing series of letters between Rodrigo and Berenguer, in which each accused the other of treachery and cowardice.
[ترجمه ترگمان]بین Rodrigo و berenguer چند نامه وجود داشت که هر یک متهم را به خیانت و بزدلی متهم می کرد
[ترجمه گوگل]یک سری از نامه های نوشتاری بین رودریگو و برنگور دنبال شد که در آن هرکدام از خیانت و بزدل بودن را متهم کردند

6. Human rights observers said it was the most swingeing clampdown that the world had known on the free use of cyberspace.
[ترجمه ترگمان]ناظران حقوق بشر گفته اند که این سخت ترین سرکوب در جهان است که در مورد استفاده آزاد از فضای مجازی شناخته شده است
[ترجمه گوگل]ناظران حقوق بشر اظهار داشتند که این امر بیشترین فشاری بود که جهان در استفاده آزاد از فضای مجازی شناخته بود

7. Price rises were ineffective unless they were so swingeing as to be ruinous.
[ترجمه ترگمان]افزایش قیمت ها بی فایده بود مگر آنکه به حدی swingeing باشند که قابل انهدام باشند
[ترجمه گوگل]افزایش قیمت ها بی اثر بود، مگر اینکه آنها به اندازه کافی نابود شوند

8. These powers are neither as new or as swingeing as ministers suggest, however.
[ترجمه ترگمان]با این حال، این قدرت ها نه به اندازه وزیران جدید و یا as هستند
[ترجمه گوگل]با این حال، این قدرتها نه به عنوان جدید و نه به عنوان نوسانگر است

9. This will lead to yet more swingeing write-downs and desperate capital-raising—and more household names will go under.
[ترجمه ترگمان]این موضوع منجر به downs و downs های قابل نوشتن و نیز افزایش سرمایه در خانه خواهد شد و نام خانگی بیشتری به دست خواهد آمد
[ترجمه گوگل]این باعث می شود که نوسانات بیشتر و نوسانات ناگهانی و سرمایه گذاری ناامید شود، و نامهای خانوادگی بیشتر تحت تأثیر قرار خواهند گرفت

10. Group earnings were boosted by swingeing cost cuts and staff reductions, both running ahead of schedule.
[ترجمه ترگمان]درآمده ای گروه با کاهش هزینه ها و کاهش کارکنان افزایش یافت که هر دوی آن ها جلوتر از برنامه پیش می رفتند
[ترجمه گوگل]درآمد گروه ها با کاهش هزینه ها و کاهش کارکنان، افزایش یافته است، هر دو پیش از برنامه ریزی

11. Many Japanese manufacturers have already made swingeing job cuts as they adjust to the downturn.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از تولید کنندگان ژاپنی در حال حاضر swingeing شغل خود را در حالی انجام داده اند که با رکود اقتصادی سازگار شده اند
[ترجمه گوگل]بسیاری از تولیدکنندگان ژاپنی قبلا به کاهش رکود در کاهش هزینه های کاری پرداخته اند

12. There will certainly be no complaints from her that far more swingeing penalties have now been introduced.
[ترجمه ترگمان]قطعا هیچ شکایتی از وی وجود نخواهد داشت که اکنون مجازات های بیشتری در این زمینه مطرح شده است
[ترجمه گوگل]مطمئنا هیچ شکایتی از او وجود نخواهد داشت، که اکنون مجازات های بسیار پیچیده تر به اجرا گذاشته شده است

13. If the news headlines are filling you with the dread of creditors deserting countries, multilateral bailouts, swingeing austerity and job threats, that's not the complete story.
[ترجمه ترگمان]اگر عناوین خبری شما را با ترس از ترک کننده کشورها، کمک های چندجانبه، ریاضت اقتصادی و تهدیدات شغلی پر کند، این داستان کامل نیست
[ترجمه گوگل]اگر سرفصل های خبری شما را با نگرانی از کشور های محروم از طلبکاران، کمک های چند جانبه، ریاضت اقتصادی و تهدیدات شغلی پر می کند، این داستان کامل نیست

پیشنهاد کاربران

شدید

swingeing cuts
بریدگی ( کاهش قیمت ) های شدید/جدی


کلمات دیگر: