کلمه جو
صفحه اصلی

culpability


معنی : مجرمیت، قابلیت مجازات
معانی دیگر : قابلیت مجازات

انگلیسی به فارسی

قابلیت مجازات


جرم، مجرمیت، قابلیت مجازات


انگلیسی به انگلیسی

• blameworthiness, guilt

مترادف و متضاد

مجرمیت (اسم)
guilt, culpability

قابلیت مجازات (اسم)
culpability, punishability

جملات نمونه

1. his culpability is in doubt
تقصیرکاری او مورد شک است.

2. He added there was clear culpability on the part of the government.
[ترجمه ترگمان]وی افزود که مقصر دانستن طرف دولت مقصر بوده است
[ترجمه گوگل]او اضافه کرد که دولت بخاطر اتهام روشن است

3. After the accident, the company refused to accept culpability.
[ترجمه ترگمان]پس از حادثه، شرکت قبول نکرد که مقصر شناخته شود
[ترجمه گوگل]پس از تصادف، شرکت مجبور به پذیرفتن تخلف شد

4. It suggests too why establishing personal culpability is not the issue.
[ترجمه ترگمان]این گزارش همچنین نشان می دهد که چرا ایجاد مقصر فردی، مساله نیست
[ترجمه گوگل]این نیز نشان می دهد که چرا ایجاد مجازات شخصی مسئله نیست

5. His words called to mind our own culpability, which we find hard to admit.
[ترجمه ترگمان]کلمات او به این نتیجه رسیده بود که ما مقصر هستیم و باید اعتراف کنیم
[ترجمه گوگل]کلمات او به ذهن ما جرم و جنایت است که ما به سختی می توانیم آن را پذیرفت

6. It grossly exaggerates the amount of subjective culpability.
[ترجمه ترگمان]اغراق در مورد میزان مقصر بودن آن مبالغه می کند
[ترجمه گوگل]این امر به شدت میزان جرم ذاتی را اغراق می کند

7. The degree of culpability depends on the gravity of the subject matter, knowledge and freedom, as traditional moral teaching tells us.
[ترجمه ترگمان]درجه مقصر بودن بستگی به جاذبه موضوع، دانش و آزادی دارد، همان طور که آموزه های اخلاقی سنتی به ما می گوید
[ترجمه گوگل]به عنوان آموزه اخلاقی سنتی به ما می گوید که میزان اتهام بستگی به شدت موضوع، دانش و آزادی دارد

8. Not just questions of legal culpability, but engineering and other scientific questions could have been answered in time to stop 36 days of oil pumping into the Gulf.
[ترجمه ترگمان]نه تنها پرسش هایی از مقصر بودن قانونی، بلکه مهندسی و سایر سوالات علمی را می توان در زمان توقف ۳۶ روز پمپاژ نفت به خلیج پاسخ داد
[ترجمه گوگل]نه تنها سوالاتی درباره سوءاستفاده قانونی است، اما مهندسی و سؤالات علمی دیگری نیز در زمان پاسخگویی به منظور جلوگیری از 36 روز پمپاژ نفت در خلیج فارس پاسخ داده شده است

9. We don't delve into their culpability under law but their membership in this party ends.
[ترجمه ترگمان]ما در مورد مقصر بودن خود تحت قانون تحقیق نمی کنیم، اما عضویت آن ها در این حزب به پایان می رسد
[ترجمه گوگل]ما به اتهامات آنها در قانون دست زدیم اما عضویت آنها در این حزب به پایان می رسد

10. As for Goldman’s culpability, or that of particular executives at the firm, I would prefer to wait until all the evidence is in.
[ترجمه ترگمان]با مقصر دانستن گلدمن، یا مدیران اجرایی خاص شرکت، ترجیح می دهم صبر کنم تا همه شواهد موجود باشد
[ترجمه گوگل]همانطور که برای اتهام گلدمن و یا مدیران خاص در شرکت، من ترجیح می دهم منتظر بمانم تا تمام شواهد موجود باشد

11. Which brings me to the culpability of those who are only now facing up to the G. O. P. ’s craziness.
[ترجمه ترگمان]که برای من مقصر دانستن کسانی است که تنها در حال حاضر با G رو به رو هستند ا این دیوانگی است
[ترجمه گوگل]که من را به اذیت و آزار و اذیت کسانی که فقط در حال حاضر به ظلم و ستم G O P روبرو است

12. The punishment should be proportionate to the gravity of the offence and the degree of culpability of the offender.
[ترجمه ترگمان]مجازات باید متناسب با جرم جرم و میزان مقصر بودن مجرم باشد
[ترجمه گوگل]مجازات باید متناسب با شدت جرم و درجه جرم مجرم باشد

13. Wright was speaking an old-pol language whose oiliness, in the emerging era of brutal Newt-speak, seemed to exude culpability.
[ترجمه ترگمان]رایت در حال صحبت کردن با زبانی old بود که oiliness، در دوران نوظهور نیوت brutal، با گناه از خود می راند
[ترجمه گوگل]رایت یک زبان قدیمی لهستانی بود که در دوران ظهور گفتار وطنی نیوتن، چرت زدن به نظر می رسید که تخریب را به همراه دارد

14. The rule has a flavour of seriousness which suggests some moral culpability.
[ترجمه ترگمان]این قانون نوعی جدیت دارد که برخی از آن را مقصر می دانند
[ترجمه گوگل]این قانون عطر و طعم جدی است که نشان می دهد برخی از اخلاق جرم

15. Because in the act of explanation he would have to reveal his past culpability, and this would place him in jeopardy.
[ترجمه ترگمان]به خاطر همین، او مجبور بود که culpability گذشته اش را فاش کند، و این کار او را در مخاطره قرار می داد
[ترجمه گوگل]از آنجا که در عمل توضیح لازم است مجرمان گذشته خود را آشکار سازد و این امر او را در معرض خطر قرار می دهد

پیشنهاد کاربران

تقصیر - ( منبع دیکشنری آریانپور )

مسئولیت، قصور


کلمات دیگر: