(امریکا - خودمانی) قی، استفراغ
upchuck
(امریکا - خودمانی) قی، استفراغ
انگلیسی به فارسی
(آمریکا - عامیانه) قی، استفراغ
بالاخره
انگلیسی به انگلیسی
فعل گذرا و ( transitive verb, intransitive verb )
حالات: upchucks, upchucking, upchucked
حالات: upchucks, upchucking, upchucked
• : تعریف: (informal) to vomit.
• مشابه: heave, puke
• مشابه: heave, puke
• vomit (slang)
کلمات دیگر: