آماس کردن، متورم شدن، باد کردن، ورم کردن، آماسیدن
tumefy
آماس کردن، متورم شدن، باد کردن، ورم کردن، آماسیدن
انگلیسی به فارسی
آماس کردن، متورم شدن، باد کردن، ورم کردن، آماسیدن
tumefy
انگلیسی به انگلیسی
فعل گذرا و ( transitive verb, intransitive verb )
حالات: tumefies, tumefying, tumefied
حالات: tumefies, tumefying, tumefied
• : تعریف: to swell or become swollen.
• مشابه: distend, swell
• مشابه: distend, swell
• swell, cause to swell
کلمات دیگر: