کلمه جو
صفحه اصلی

trekking

انگلیسی به فارسی

پیاده روی، بازحمت حرکت کردن، باسختی و آهستگی مسافرت کردن


دیکشنری تخصصی

[] راه پیمایی

پیشنهاد کاربران

معنی لغت treking پیش روی است

کوه پیمایی ، پیاده روی در کوه ، پیاده روی طولانی ، پیاده روی طاقت فرسا

A long difficult journey made especially on foot as an adventure

پیاده روی
راهپیمایی
کوه پیمایی

کوه نوردی، کوه پیمایی، پیاده روی طاقت فرسا

مسافرت با درشکه

رفتن در دل طبیعت با یه کوله پشتی

جاده پیمایی

کوه پیمایی

trekking ( گردشگری و جهانگردی )
واژه مصوب: راه نوردی
تعریف: نوعی پیاده رَوی در مسیر ناهموار و سخت و طولانی


کلمات دیگر: