کلمه جو
صفحه اصلی

chalk


معنی : نشان، گچ، طباشیر، با گچ خط کشیدن، علامت سفید کردن، با گچ نشان گذاردن
معانی دیگر : گل سفید، گل کیوه، (انگلیس - در مورد خاک کشاورزی) گچ و آهک زدن، گچ آمیز کردن، کود دادن، با گچ نوشتن یا رسم کردن، علامت یا طرح ترسیم شده با گچ، (انگلیس) صورتحساب، تعداد امتیاز (در مسابقه)، حساب نسیه، گچی، نوشته شده با گچ، (امریکا - خودمانی - در مسابقه ی اسبدوانی) اسبی که احتمال بردن او در مسابقه زیاد است، شرط بندی روی اسب های خوب، گچ زدن به، (در بازی بیلیارد و غیره) به سر چوب (cue) گچ مالیدن، رنگ پریده کردن یا شدن، مثل گچ سفید شدن، (به ویژه در مورد سطوح نقاشی شده) گچ مانند شدن، نرم و پودر مانند شدن

انگلیسی به فارسی

گچ، (عامیانه)نشان، علامت سفید کردن، با گچ خط کشیدن، با گچ نشان گذاردن


گچ، نشان، طباشیر، با گچ خط کشیدن، علامت سفید کردن، با گچ نشان گذاردن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a soft whitish limestone derived mostly from minute sea shells.

(2) تعریف: a substance derived from natural chalk that is pressed into a stick-like form and used for writing on a blackboard or drawing on pavement.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: chalks, chalking, chalked
(1) تعریف: to rub, treat, or mark with chalk.

(2) تعریف: to write down or portray in a drawing with chalk.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
عبارات: chalk up
• : تعریف: of paint, to become so weathered that a powder is formed.
صفت ( adjective )
• : تعریف: of, pertaining to, or made with chalk.

• white limestone; object which is made of limestone (or something which resembles limestone) and is used for writing on blackboards or slates
write or mark with chalk
chalk is soft white rock. you can use small pieces of it for writing or drawing with.
chalks are small pieces of chalk used for writing or drawing with.
if you chalk something, you draw or write it using a piece of chalk.
if you chalk up a success, you achieve it.

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] سنگ آهک نرم - گچ - کربنات کلسیم - گل سفید
[زمین شناسی] گل سفید یا چالک سنگ آهک دریایی نرم، خالص، ریزدانه، سفید تا خاکستری روشن که 90-99% آن از کلسیت تشکیل شده است. اغلب در محیط های آبی کم عمق و از تجمع پوسته آهکی ریزیاخته های شناور و بقایای جلبک های آهکی شکل می گیرد. الف) یک سنگ آهک نرم، خالص، خاکی، با بافت ریز، معمولاً سفید تا خاکستری روشن یا نخودی با منشأ دریایی که تقریباً بطور کامل (99%-90) از کلسیت ساخته شده است و عمدتاً بوسیله تجمع آب کم عمق پوسته های آهکی میکروارگانیسم های معلق (اکثراً فرامنیفرها) و همچنین از بقایای گرد یا آرد شده جلبکهای آهکی (مانند کوکولیتها و رابدولیتها) تشکیل شده است. این سنگ ممکن است شامل بقایای آمونیت ها، خارپوستان و پلسی پودها و ندول های چرت ویبریت باشد. بیشترین انواع گل های سفید متعلق به عصر کرتاسه می باشد. مترادف: creta ب) یک کربنات کلسیم سفید خالص (یا تقریباً خالص) طبیعی، که به ذرات پودری یا خرده ریزه ای شکسته می شود. ج) سنگ گچ. ریشه کلمه: انگلیسی قدیمی cealc سیلک. از کلمه لاتین calx به معنای آهک.
[نساجی] گچ - نوعی کاغذ نقشه کشی
[] گچ (پودر) سنگنوردی
[خاک شناسی] گل سفید
[آب و خاک] گچ، گل سفید

مترادف و متضاد

نشان (اسم)
trace, attribute, tally, score, slur, benchmark, indication, token, aim, show, sign, seal, stamp, target, mark, marking, insignia, signal, emblem, symptom, brand, presage, track, banner, badge, clue, standard, ensign, vexillum, impress, hallmark, plaque, caret, chalk, cicatrix, symbol, vestige, medal, memento

گچ (اسم)
plaster, chalk, stucco

طباشیر (اسم)
chalk, magnesia

با گچ خط کشیدن (فعل)
chalk

علامت سفید کردن (فعل)
chalk

با گچ نشان گذاردن (فعل)
chalk

جملات نمونه

This plant grows in all kinds of soil, including chalk.

این گیاه در انواع خاک‌ها، حتی گچی رشد می‌کند.


Some soils need to be chalked.

برخی خاکها نیاز به گچ‌آمیزی دارند.


1. chalk boulders extending from the cliffs
سنگ های گچی که از میان صخره ها سر برافراشته بود

2. chalk scraping a blackboard makes my hair stand on end
گچ که بر تخته ی سیاه کشیده می شود موی بدنم را سیخ می کند.

3. chalk out
1- با گچ نوشتن یا علامت گذاری کردن 2- طرح کردن،به اجمال شرح دادن یا تعیین کردن

4. chalk up
1- (در مسابقات و غیره) امتیاز به دست آوردن،کسب کردن 2- نسیه کردن

5. the chalk made a screeching sound on the blackboard
گچ روی تخته سیاه صدای ناهنجاری کرد.

6. the chalk rasped across the blackboard
گچ بر روی تخته سیاه صدای گوشخراشی ایجاد کرد.

7. this chalk is soft and powders easily
این گچ نرم است و به آسانی پودر می شود.

8. they use chalk to write on a blackboard
با گچ روی تخته ی سیاه می نویسند.

9. different as chalk and cheese
(انگلیس) بسیار متفاوت،بسیار ناهمانند

10. walk a chalk line
(عامیانه) اطاعت کامل کردن،مواظب رفتار خود بودن

11. a piece of chalk for writing
یک تکه گچ برای نوشتن

12. (as) different as chalk and cheese
(دارای فرق) از زمین تا آسمان،کاملا متفاوت،بسیار ناسان

13. not by a long chalk
(انگلیس) به هیچ وجه،ابدا

14. the teacher leaned against the blackboard and the chalk rubbed off on his black jacket
معلم به تخته سیاه تکیه داد و گچ ها به کت سیاهش مالیده شد.

15. this plant grows in all kinds of soil, including chalk
این گیاه در انواع خاک ها رشد می کند حتی خاک گچی.

16. not all workers have belonged to a union by a long chalk
همه ی کارگران هرگز عضو اتحادیه نبوده اند.

17. With a stick of chalk he wrote her order on a blackboard.
[ترجمه ترگمان]او با یک تکه گچ، دستور او روی تخته سیاه را نوشت
[ترجمه گوگل]با یک چوب گچ او سفارش خود را بر روی تخته سیاه نوشته بود

18. Chalk and cheese are disparate substances.
[ترجمه ترگمان]پنیر و پنیر، مواد متفاوت هستند
[ترجمه گوگل]گچ و پنیر مواد مخدر هستند

19. Dust yourself down you're covered in chalk.
[ترجمه ترگمان]خودت را گرد و خاک کردی
[ترجمه گوگل]گرد و خاک خود را بچسبانید

20. We can chalk that win up to a lot of luck.
[ترجمه ترگمان] میتونیم این ها رو به یه عالمه شانس تبدیل کنیم
[ترجمه گوگل]ما می توانیم گول بزنیم که به موفقیت های زیادی دست پیدا کنیم

21. He filched a piece of chalk from the teacher's desk.
[ترجمه ترگمان]یک تکه گچ را از روی میز معلم گرفت
[ترجمه گوگل]او تکه ای از گچ را از میز معلم برداشت

22. You can't chalk his bad work up to lack of trying.
[ترجمه ترگمان]تو نمی توانی کار bad را به خاطر کمبود تلاش از دست بدهی
[ترجمه گوگل]شما نمیتوانید کار بدی خود را تا کمبود تلاش انجام دهید

23. They're like chalk and cheese, those two.
[ترجمه ترگمان]آن ها مثل گچ و پنیر هستند، آن دوتا
[ترجمه گوگل]آنها مانند گچ و پنیر، آن دو هستند

They use chalk to write on a blackboard.

با گچ روی تخته‌سیاه می‌نویسند.


A line was chalked around the body.

دور جسد را با خط گچی مشخص کرده بودند.


He chalked his name on the asphalt.

او اسم خود را با گچ روی آسفالت نوشت.


Not all workers have belonged to a union by a long chalk.

همه‌ی کارگران هرگز عضو اتحادیه نبوده‌اند.


اصطلاحات

chalk out

1- با گچ نوشتن یا علامت گذاری کردن 2- طرح کردن، به اجمال شرح دادن یا تعیین کردن


chalk up

1- (در مسابقات و غیره) امتیاز به دست آوردن، کسب کردن 2- نسیه کردن


different as chalk and cheese

(انگلیس) بسیار متفاوت، بسیار ناهمانند


not by a long chalk

(انگلیس) به هیچ‌وجه، ابداً


walk a chalk line

(عامیانه) اطاعت کامل کردن، مواظب رفتار خود بودن


پیشنهاد کاربران

گچ میشود همین

با گچ ضد آب درزگیری کردن

گچی شدن

گچ برای تخته سیاه

پودر گچ مورد استفاده در ورزش هایی مثل وزنه برداری، سنگنوردی و ژیمناستیک

گَچیدن.

chalk ( زمین‏شناسی )
واژه مصوب: گِل‏سفید
تعریف: سنگ‏آهکی نرم، خالص، ریزدانه، سفید تا خاکستری با منشأ دریایی


کلمات دیگر: