1. The novel traces the developments that unified the family.
رمان تحولاتی را دنبال می کند که خانواده را متحد کرد
2. After the Civil War, our country became unified more strongly.
بعد جنگ داخلی,کشورمان به شکل قوی تری متحد شد
3. It takes a great deal of training to unify all these recruits into an efficient fighting machine.
متحد کردن این همه سرباز به یک ماشین جنگی کار آمد, به آموزش زیاد نیاز دارد
4. a summit meeting
ملاقات سران
5. the summit is at an elevation of ten thousand meters
قله در ارتفاع ده هزار متری (از سطح دریا) قرار دارد.
6. the summit of a mountain
قله ی یک کوه
7. the summit of a wave
تارک موج
8. this summit is topped by only three other peaks in the world
در جهان فقط سه قله ی دیگر از این قله بلندتر هستند.
9. just below the summit
درست زیر قله(ی کوه)
10. a whiff of fog hangs around the summit of damavand
توده ای از مه در اطراف قله ی دماوند قرار دارد.
11. he found enough strength to climb to the summit
او نیروی لازم برای رسیدن به قله را (در خود) پیدا کرد.
12. the road ascends sharply all the way to the summit
جاده تا سر کوه با شیب تند ادامه دارد.
13. Follow the very well-trodden path to the summit.
[ترجمه ترگمان]مسیر بسیار خوب لگدمال شده را برای نشست دنبال کنید
[ترجمه گوگل]مسیری را که به خوبی به طرف اجلاس سرازیر شده است دنبال کنید
14. As we approached the summit we were vouchsafed a rare vision.
[ترجمه ترگمان]همان طور که به قله آن نزدیک شدیم، یک دید نادر پیدا کردیم
[ترجمه گوگل]همانطور که ما به این اجلاس نزدیک شدیم، دیدگاه نادرستی به دست آمد
15. As we neared the summit, we were tiring fast.
[ترجمه ترگمان]همچنان که به قله نزدیک می شدیم، به شدت خسته بودیم
[ترجمه گوگل]با نزدیک شدن به اجلاس سران، ما سریع خسته شدیم
16. From the summit there is a superb panorama of the Alps.
[ترجمه ترگمان]از این نشست دورنمایی عالی از کوه های آلپ دیده می شود
[ترجمه گوگل]از سرانجام چشم انداز فوق العاده ای از آلپ ها وجود دارد
17. We reached the summit at noon.
[ترجمه ترگمان]ما ظهر به قله رسیدیم
[ترجمه گوگل]ما در ظهر به قله رسیدیم
18. The climber edged slowly down from the summit of the mountain.
[ترجمه ترگمان]کوهنورد به کندی از قله کوه پایین آمد
[ترجمه گوگل]صعود کننده صلیب از قله کوه به آرامی پایین می آید
19. This path leads to the summit.
[ترجمه ترگمان]این مسیر به قله منتهی می شود
[ترجمه گوگل]این مسیر منجر به قله می شود
20. The summit ended with a joint pledge to limit pollution.
[ترجمه ترگمان]این نشست با یک تعهد مشترک برای محدود کردن آلودگی به پایان رسید
[ترجمه گوگل]این اجلاس با تعهد مشترک برای محدود کردن آلودگی به پایان رسید
21. Those who turn back never reach the summit.
[ترجمه ترگمان]آن هایی که به عقب برمی گردند هرگز به قله نمی رسند
[ترجمه گوگل]کسانی که به عقب برگردند، هرگز به اجلاس سران نخواهند رسید
22. A Western European summit was held in Bonn.
[ترجمه ترگمان]یک نشست اروپای غربی در بن برگزار شد
[ترجمه گوگل]یک نشست غربی اروپایی در بن برگزار شد