کلمه جو
صفحه اصلی

subversion


معنی : تخریب، انهدام، خرابکاری، درون واژگونی
معانی دیگر : براندازی، تخریب از درون، فرو پاشگری، وابسته به خرابکاری

انگلیسی به فارسی

درون واژگونی، انهدام، تخریب، خرابکاری، وابسته به خرابکاری


خرابکاری، تخریب، انهدام، درون واژگونی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or an instance of undermining or overthrowing, esp. an established government.
مترادف: overthrow, sabotage, undermining, undoing
مشابه: coup, insurgence, insurrection, mutiny, overturn, rebellion, revolt, revolution, sedition, toppling, undercutting, uprising

(2) تعریف: the condition of being undermined or overthrown.
مترادف: defeat, overthrow
مشابه: abolition, destruction, downfall, fall, overturn, vanquishment

• overthrow, sedition, subversion, systematic undermining of a government secretly from within; state of being overthrown
subversion is a secret or subtle attempt to weaken or destroy a political system or government; a formal word.

مترادف و متضاد

تخریب (اسم)
destruction, demolition, subversion

انهدام (اسم)
extinction, destruction, devastation, demolition, subversion, stramash

خرابکاری (اسم)
obliteration, desolation, subversion, sabotage

درون واژگونی (اسم)
subversion

جملات نمونه

1. because of communist subversion
به خاطر خرابکاری کمونیست ها

2. He was found guilty of subversion and imprisoned.
[ترجمه ترگمان]او در براندازی و زندانی شدن مجرم شناخته شد
[ترجمه گوگل]او مجرم شناخته شد و به زندان افتاد

3. He was arrested in parliament on charges of subversion for organizing the demonstration.
[ترجمه ترگمان]او در پارلمان به اتهام خرابکاری برای سازماندهی تظاهرات دستگیر شد
[ترجمه گوگل]او در پارلمان به اتهام تقلب برای سازماندهی تظاهرات دستگیر شد

4. Up in the shanty towns subversion ruled.
[ترجمه ترگمان]تا آنجا که در کلبه ای که در آن کلبه بود، خرابکاری می کردند
[ترجمه گوگل]بالا در شهر های شلوغ سرزنش حکم

5. And the relevance of Northern Ireland to the subversion of democracy in Britain remains mystified.
[ترجمه ترگمان]و ارتباط ایرلند شمالی با براندازی دموکراسی در بریتانیا همچنان گیج می ماند
[ترجمه گوگل]و ارتباط ایرلند شمالی با فروپاشی دموکراسی در بریتانیا همچنان مضحک است

6. Thefilm's conclusion-in which death, laughter, sentiment and subversion combine-is probably unique in cinema.
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری thefilm - که در آن مرگ، خنده، احساس و براندازی با هم ترکیب می شوند - احتمالا در سینما منحصر بفرد است
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری این فیلم که در آن مرگ، خنده، احساس و تقلید ترکیب شده است، احتمالا در سینما منحصر به فرد است

7. Murray was jailed for subversion.
[ترجمه ترگمان]موری به دلیل خرابکاری زندانی شده بود
[ترجمه گوگل]موری برای تحریم زندانی شد

8. Nor is subversion the ruse of power.
[ترجمه ترگمان]از این که این حیله متوسل به قدرت شود، خود را از دست نداده است
[ترجمه گوگل]نابودی قدرت زلزله نیز نیست

9. Fears of revolution and subversion were widely held in 1880.
[ترجمه ترگمان]ترس از انقلاب و براندازی در سال ۱۸۸۰ به طور گسترده ای برگزار شد
[ترجمه گوگل]ترس از انقلاب و ویرانی در سال 1880 به طور گسترده ای برگزار شد

10. Central to Greenblatt's readings is the argument of subversion and containment.
[ترجمه ترگمان]قرائت قرآن به آسیای میانه، استدلال براندازی و مهار است
[ترجمه گوگل]قرائت مرکزی به گرینبلات، استدلال بر سرنگونی و مهار است

11. The subversion attempts proved predictably futile.
[ترجمه ترگمان]تلاش برای براندازی به طور قابل پیش بینی پوچ و بی هوده بود
[ترجمه گوگل]تلاش های فروپاشی به طور پیش بینی شده بی فایده است

12. Their professed aim is nothing less than the subversion of Western society by "flower power" and force of example.
[ترجمه ترگمان]هدف آن ها چیزی کم تر از براندازی جامعه غربی با \"قدرت گل\" و \"قدرت گل\" است
[ترجمه گوگل]هدف تحقق یافته آنها چیزی جز تحریف جامعه غربی از طریق قدرت گل و نیروی نمونه نیست

13. Subversion and Vault are examples of tools which use binary file deltas for repository storage.
[ترجمه ترگمان]Subversion و یخچال نمونه هایی از ابزارهایی هستند که از deltas پرونده دودویی برای ذخیره سازی مخزن استفاده می کنند
[ترجمه گوگل]Subversion و Vault نمونه هایی از ابزارهایی هستند که از دلتای فایل های باینری برای ذخیره سازی مخزن استفاده می کنند

14. After one court trial and numerous skirmishes, Williams was accused of subversion a second time in 163
[ترجمه ترگمان]بعد از یک محاکمه دادگاهی و خورده ای متعدد، ویلیامز برای دومین بار در ۱۶۳ متهم به براندازی شد
[ترجمه گوگل]پس از یک محاکمه دادگاه و حملات متعدد، ویلیامز بار دیگر در 163 مورد متخلخل متهم شد

15. There is the need to protect the state against internal and external subversion.
[ترجمه ترگمان]نیاز به حفاظت از دولت در برابر براندازی داخلی و خارجی وجود دارد
[ترجمه گوگل]نیاز به حفاظت از دولت در برابر سرقت داخلی و خارجی وجود دارد

because of communist subversion

به‌خاطر خرابکاری کمونیست‌ها


پیشنهاد کاربران

فروپاشی

استحاله

براندازی
سرنگونی

subversion ( علوم سیاسی و روابط بین الملل )
واژه مصوب: براندازی
تعریف: اقدام برای سست کردن بنیان اقتدار یک حکومت با هدف واژگون کردن آن


کلمات دیگر: