مصمم به بقا، پایست گرای
survivalist
مصمم به بقا، پایست گرای
انگلیسی به فارسی
مصمم به بقا، پایست گرای
ماندگار
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• : تعریف: one who believes that a disaster such as nuclear war or social upheaval is likely to occur and who attempts to ensure his or her survival by building shelter in a remote area, hoarding food and supplies, and the like.
• one who prepares to withstand a major catastrophe by storing food and weapons (esp. as in the event of a total collapse of society)
جملات نمونه
1. Here's something to watch, though: on some survivalist blogs, a hot debate has recently opened, led by skeptics questioning the utility of gold.
[ترجمه ترگمان]با این حال، در اینجا چیزی برای تماشا وجود دارد: در برخی وبلاگ ها survivalist، یک بحث داغ به تازگی بازگشایی شده است و باعث می شود که شکاکان از سودمندی طلا بازجویی کنند
[ترجمه گوگل]در اینجا چیزی برای تماشا است، هرچند در برخی از وبلاگهای زنده ماندگار، بحث داغ اخیرا افتتاح شد، که منجر به شک و تردید در مورد استفاده از طلا شد
[ترجمه گوگل]در اینجا چیزی برای تماشا است، هرچند در برخی از وبلاگهای زنده ماندگار، بحث داغ اخیرا افتتاح شد، که منجر به شک و تردید در مورد استفاده از طلا شد
2. On survivalist blogs and websites with names like Guns, Grub and Gold, they have a term for what will happen next: TEOTWAWKI, which stands for "the end of the world as we know it. "
[ترجمه ترگمان]در بلاگ ها و وب سایت هایی با نام های \"تفنگ، Grub و طلا\"، آن ها واژه ای برای آنچه در آینده اتفاق خواهد افتاد دارند: TEOTWAWKI که مخفف \"پایان جهان\" است، همانطور که ما آن را می شناسیم
[ترجمه گوگل]در بلاگ های زنده و وب سایت هایی با اسامی مانند Guns، Grub و Gold، آنها یک اصطلاح برای آنچه آینده TEOTWAWKI را می گذراند، یعنی �پایان دنیا، همانطور که ما آن را می دانیم '
[ترجمه گوگل]در بلاگ های زنده و وب سایت هایی با اسامی مانند Guns، Grub و Gold، آنها یک اصطلاح برای آنچه آینده TEOTWAWKI را می گذراند، یعنی �پایان دنیا، همانطور که ما آن را می دانیم '
3. So she reads survivalist manuals, prepares his pack (a first-aid kit, snacks, GPS, a poncho—to carry at all times), and then waits for the call to pick him up.
[ترجمه ترگمان]بنابراین او راهنمای survivalist را می خواند، گروه خود را آماده می کند (یک جعبه کمک های اولیه، اسنک، GPS، یک poncho - تا همیشه حمل شود)، و سپس صبر می کند تا او را بلند کند
[ترجمه گوگل]بنابراین او کتابهای ماندگار را می خواند، بسته های خود را (کیت کمک های اولیه، تنقلات، GPS، پانچو برای همیشه حمل می کند) را آماده می کند، و سپس برای فراخوانی منتظر او می آید
[ترجمه گوگل]بنابراین او کتابهای ماندگار را می خواند، بسته های خود را (کیت کمک های اولیه، تنقلات، GPS، پانچو برای همیشه حمل می کند) را آماده می کند، و سپس برای فراخوانی منتظر او می آید
4. A mainstream survivalist chopping his own wood, installing solar panels, growing vegetables, even driving a solar-powered car.
[ترجمه ترگمان]یک جریان اصلی خرد کردن چوب خودش، نصب صفحات خورشیدی، کاشت سبزیجات، حتی راندن یک ماشین خورشیدی
[ترجمه گوگل]ماندگاری جریان اصلی، بریدن چوب خود، نصب پانل های خورشیدی، رشد سبزیجات، حتی رانندگی یک ماشین خورشیدی
[ترجمه گوگل]ماندگاری جریان اصلی، بریدن چوب خود، نصب پانل های خورشیدی، رشد سبزیجات، حتی رانندگی یک ماشین خورشیدی
5. You could find survivalist camps, fat kids' camps, violinists' camps, camps for kids with diabetes - even camps for boy scouts who speak Ukrainian.
[ترجمه ترگمان]شما می توانید اردوگاه های survivalist، اردوگاه های کودکان چاق، اردوگاه های violinists، اردوگاه ها برای کودکان مبتلا به دیابت - حتی اردوگاه های کودکان که اوکراینی دارند را پیدا کنید
[ترجمه گوگل]شما می توانید اردوگاه های زنده ماندن، اردوگاه های بچه های چربی، اردوگاه های ویولونیست ها، اردوگاه ها برای بچه های مبتلا به دیابت را پیدا کنید - حتی اردوگاه هایی برای اساتید پسرانی که به زبان های اوکراینی صحبت می کنند
[ترجمه گوگل]شما می توانید اردوگاه های زنده ماندن، اردوگاه های بچه های چربی، اردوگاه های ویولونیست ها، اردوگاه ها برای بچه های مبتلا به دیابت را پیدا کنید - حتی اردوگاه هایی برای اساتید پسرانی که به زبان های اوکراینی صحبت می کنند
6. But the wee winger from Fife bounced back in a way that says much for the survivalist instincts in the human spirit.
[ترجمه ترگمان]اما the winger از فایف به روشی به عقب برمی گردد که بیشتر به غرایز survivalist در روح انسان می گوید
[ترجمه گوگل]اما جادوگر Wee از فیوف به طریقی که برای روحیه انسانی در روح انسانی می گوید، به عقب بازگشته است
[ترجمه گوگل]اما جادوگر Wee از فیوف به طریقی که برای روحیه انسانی در روح انسانی می گوید، به عقب بازگشته است
7. Alexei Volkov had the unkempt beard, florid complexion, and wild eyes of a survivalist.
[ترجمه ترگمان]آل کسی Volkov، ریش ژولیده و چهره گلگون و چشمان وحشی خود را داشت
[ترجمه گوگل]الکسی ولکوف ریش بی نظیر، چهره گل و گیاه و چشم های وحشی از جانبازان داشت
[ترجمه گوگل]الکسی ولکوف ریش بی نظیر، چهره گل و گیاه و چشم های وحشی از جانبازان داشت
8. Despite her poor health, in the spring of 193she raised funds from the Nanking Wartime Christian Relief Committee to give survivalist classes for the neediest refuges on campus.
[ترجمه ترگمان]او با وجود سلامت ضعیف خود، در بهار ۱۹۳ میلادی، وجوهی را از کمیته امداد و نجات کریستین Wartime برای اعطای کلاس هایی به survivalist neediest در محوطه دانشگاه جمع آوری کرد
[ترجمه گوگل]علیرغم سلامت ضعیفش، در بهار 193، از کمیته امداد رسانی مسیحی نانکینگ جنگ ویتنام به صندوق بازنشستگی برای ایجاد کلاس های نجات دهنده برای نیازمندان پناهگاه در محوطه پرداخته شد
[ترجمه گوگل]علیرغم سلامت ضعیفش، در بهار 193، از کمیته امداد رسانی مسیحی نانکینگ جنگ ویتنام به صندوق بازنشستگی برای ایجاد کلاس های نجات دهنده برای نیازمندان پناهگاه در محوطه پرداخته شد
9. "Tangibles trump conceptuals" is among the key precepts of leading survivalist author and blogger J. W. Rawles.
[ترجمه ترگمان]\"Tangibles برگ برنده\" یکی از احکام اصلی نویسنده و وبلاگ نویس J است دبلیو Rawles
[ترجمه گوگل]مفهوم مفهوم مضمونی یکی از مباحث کلیدی برای نویسنده و وبلاگ نویس جی والت راولز است
[ترجمه گوگل]مفهوم مفهوم مضمونی یکی از مباحث کلیدی برای نویسنده و وبلاگ نویس جی والت راولز است
پیشنهاد کاربران
مخاطره طلب
منفی گرایانِ افراطی، محتوم گرایان، آخرالزمانیها
بقاجو
بقاگرا
بقاجو
بقا طلب
بقاجو
بقا طلب
کلمات دیگر: