1. Her number one single shot her to stardom.
[ترجمه ترگمان]تنها یک نفر او را به ستاره تبدیل کرد
[ترجمه گوگل]شمار او یک بار او را به ستاره پرتاب کرد
2. From childhood, Britney Spears seemed destined for stardom.
[ترجمه ترگمان]از کودکی، بریتنی اسپیرز (Britney Spears)به نظر می رسید که ستاره هاست
[ترجمه گوگل]از دوران کودکی، بریتنی اسپیرز به نظر می رسید که برای ستاره شناخته شده است
3. The movie catapulted him to international stardom.
[ترجمه ترگمان]این فیلم او را به ستاره بین المللی تبدیل کرد
[ترجمه گوگل]این فیلم او را به ستاره بین المللی سوق داد
4. Beatty rocketed to stardom after his first film.
[ترجمه ترگمان](بیتی)بعد از اولین فیلمش به ستاره نزدیک شد
[ترجمه گوگل]بیتی پس از اولین فیلمش به عنوان ستاره شناخته شد
5. They leapt to stardom with their first record.
[ترجمه ترگمان]آن ها به سرعت با اولین رکورد خود برنده شدند
[ترجمه گوگل]آنها با رکورد اولشان به ستارگان کشیده شدند
6. He mocked at her hopes of stardom. sentence dictionary
[ترجمه ترگمان]او امیدهای خود از ستاره شدن را به سخره گرفت فرهنگ لغت
[ترجمه گوگل]او با امیدواری به ستاره ای گول زد فرهنگ لغت جمله
7. She was plucked from obscurity to instant stardom.
[ترجمه ترگمان]او از تاریکی به حال stardom درآمده بود
[ترجمه گوگل]او از مبهم به ستاره فوری پرتاب شد
8. The child was coached for stardom by her mother.
[ترجمه ترگمان]کودک برای ستاره شدن توسط مادرش مربی شده بود
[ترجمه گوگل]کودک برای مادربزرگش مربیگری کرد
9. He was groomed for stardom by his rock-singer father.
[ترجمه ترگمان]او توسط پدر خواننده راک خود برای ستاره شدن آماده شده بود
[ترجمه گوگل]او توسط پدر سنگ خواننده اش به عنوان ستاره شناخته شد
10. The film propelled her to stardom.
[ترجمه ترگمان]فیلم او را به ستاره تبدیل کرد
[ترجمه گوگل]این فیلم او را به ستاره پرتاب کرد
11. She dreamed of reaching the dizzy heights of stardom.
[ترجمه ترگمان]رویای رسیدن به قله های سرسام انگیز ستاره را در سر میپروراند
[ترجمه گوگل]او از رسیدن به ارتفاع سرگیجه ستارگان رویا خوابید
12. She rose from obscurity to stardom.
[ترجمه ترگمان]از تاریکی به stardom، از جا برخاست
[ترجمه گوگل]او از نا آشنا به ستاره ای بزرگ پدیدار شد
13. She shot to stardom in a Broadway musical.
[ترجمه ترگمان]او برای معروف شدن در موسیقی برادوی به stardom رفت
[ترجمه گوگل]او در موسیقی برادوی به عنوان ستاره ای شلیک کرد
14. In spite of his overnight stardom he still manages to keep his feet on the ground.
[ترجمه ترگمان]با وجود of شبانه، هنوز هم می تواند پاهایش را روی زمین نگه دارد
[ترجمه گوگل]با وجود ستارگان شش ماهه اش، او همچنان می تواند پای خود را روی زمین نگه دارد
15. Ellen shot to stardom as a model last year.
[ترجمه ترگمان]\"الن\" سال گذشته به عنوان یک مدل موفق به ستاره شدن شد
[ترجمه گوگل]الن به عنوان یک مدل در سال گذشته شلیک کرد