کلمه جو
صفحه اصلی

stardom


معنی : ستارگی، ستاره شدن سینما وغیره
معانی دیگر : ستارگان سینما، چهره های درخشان، اشخاص برجسته

انگلیسی به فارسی

ستارگی، ستاره شدن سینما وغیره


ستارگان، ستارگی، ستاره شدن سینما وغیره


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: the status of a star or celebrity.
مشابه: celebrity, fame

- overnight stardom
[ترجمه ترگمان] ستاره شدن شبانه
[ترجمه گوگل] ستاره شبانه
- movie stardom
[ترجمه ترگمان] ستاره شدن فیلم
[ترجمه گوگل] ستاره فیلم

(2) تعریف: stars or celebrities, as in films, sports, and the like, collectively.

• fame, state of being a star; professional performers as a group
stardom is the state of being a film star, rock star, etc.

مترادف و متضاد

ستارگی (اسم)
stardom

ستاره شدن سینما و غیره (اسم)
stardom

fame


Synonyms: acclaim, celebrity, distinction, éclat, eminence, esteem, glory, greatness, honor, illustriousness, immortality, nobility, notoriety, popularity, preeminence, prestige, prominence, public esteem, recognition, renown, standing


جملات نمونه

1. Her number one single shot her to stardom.
[ترجمه ترگمان]تنها یک نفر او را به ستاره تبدیل کرد
[ترجمه گوگل]شمار او یک بار او را به ستاره پرتاب کرد

2. From childhood, Britney Spears seemed destined for stardom.
[ترجمه ترگمان]از کودکی، بریتنی اسپیرز (Britney Spears)به نظر می رسید که ستاره هاست
[ترجمه گوگل]از دوران کودکی، بریتنی اسپیرز به نظر می رسید که برای ستاره شناخته شده است

3. The movie catapulted him to international stardom.
[ترجمه ترگمان]این فیلم او را به ستاره بین المللی تبدیل کرد
[ترجمه گوگل]این فیلم او را به ستاره بین المللی سوق داد

4. Beatty rocketed to stardom after his first film.
[ترجمه ترگمان](بیتی)بعد از اولین فیلمش به ستاره نزدیک شد
[ترجمه گوگل]بیتی پس از اولین فیلمش به عنوان ستاره شناخته شد

5. They leapt to stardom with their first record.
[ترجمه ترگمان]آن ها به سرعت با اولین رکورد خود برنده شدند
[ترجمه گوگل]آنها با رکورد اولشان به ستارگان کشیده شدند

6. He mocked at her hopes of stardom. sentence dictionary
[ترجمه ترگمان]او امیدهای خود از ستاره شدن را به سخره گرفت فرهنگ لغت
[ترجمه گوگل]او با امیدواری به ستاره ای گول زد فرهنگ لغت جمله

7. She was plucked from obscurity to instant stardom.
[ترجمه ترگمان]او از تاریکی به حال stardom درآمده بود
[ترجمه گوگل]او از مبهم به ستاره فوری پرتاب شد

8. The child was coached for stardom by her mother.
[ترجمه ترگمان]کودک برای ستاره شدن توسط مادرش مربی شده بود
[ترجمه گوگل]کودک برای مادربزرگش مربیگری کرد

9. He was groomed for stardom by his rock-singer father.
[ترجمه ترگمان]او توسط پدر خواننده راک خود برای ستاره شدن آماده شده بود
[ترجمه گوگل]او توسط پدر سنگ خواننده اش به عنوان ستاره شناخته شد

10. The film propelled her to stardom.
[ترجمه ترگمان]فیلم او را به ستاره تبدیل کرد
[ترجمه گوگل]این فیلم او را به ستاره پرتاب کرد

11. She dreamed of reaching the dizzy heights of stardom.
[ترجمه ترگمان]رویای رسیدن به قله های سرسام انگیز ستاره را در سر میپروراند
[ترجمه گوگل]او از رسیدن به ارتفاع سرگیجه ستارگان رویا خوابید

12. She rose from obscurity to stardom.
[ترجمه ترگمان]از تاریکی به stardom، از جا برخاست
[ترجمه گوگل]او از نا آشنا به ستاره ای بزرگ پدیدار شد

13. She shot to stardom in a Broadway musical.
[ترجمه ترگمان]او برای معروف شدن در موسیقی برادوی به stardom رفت
[ترجمه گوگل]او در موسیقی برادوی به عنوان ستاره ای شلیک کرد

14. In spite of his overnight stardom he still manages to keep his feet on the ground.
[ترجمه ترگمان]با وجود of شبانه، هنوز هم می تواند پاهایش را روی زمین نگه دارد
[ترجمه گوگل]با وجود ستارگان شش ماهه اش، او همچنان می تواند پای خود را روی زمین نگه دارد

15. Ellen shot to stardom as a model last year.
[ترجمه ترگمان]\"الن\" سال گذشته به عنوان یک مدل موفق به ستاره شدن شد
[ترجمه گوگل]الن به عنوان یک مدل در سال گذشته شلیک کرد

پیشنهاد کاربران

شهرت

آوازه

⁦✔️⁩ستاره ( موسیقی، سینما و غیره ) شدن

Cheryl's music careeris OVER as ex - popstar gives up hopes of 💥stardom

TheSun. co. uk@


کلمات دیگر: