1. Could this actually be an effort to discourage suborbital rockets, which might break through the space debris and catch sight of the Universe society?
[ترجمه ترگمان]آیا این می تواند تلاشی برای دلسرد کردن موشک های suborbital باشد، که ممکن است از زیر آوار فضا عبور کرده و جامعه جهان را ببیند؟
[ترجمه گوگل]آیا این می تواند تلاش کند برای جلوگیری از موشک های زیردریایی، که ممکن است از طریق فرسایش فضا عبور کند و از جامعه ی جهانی دیدن کند؟
2. The Copenhagen Suborbital founders have said that their motivation for building a spacecraft was partly personal.
[ترجمه ترگمان]بنیانگذاران کنفرانس کپنهاگ گفتند که انگیزه آن ها برای ساخت یک سفینه فضایی تا حدودی شخصی بوده است
[ترجمه گوگل]بنیانگذاران Suboptimal کپنهاگ گفته اند که انگیزه آنها برای ساختن فضاپیما، تا حدی شخصی است
3. The Freedom 7 capsule made a suborbital flight lasting 15 minutes.
[ترجمه ترگمان]کپسول آزادی ۷ دقیقه به طول ۱۵ دقیقه پرواز کرد
[ترجمه گوگل]آزادی 7 کپسول یک پرواز متقابل را به مدت 15 دقیقه انجام داد
4. A commercial suborbital spaceship owned by Virgin Galactic is under development, with service expected to begin in late 2011 or 20
[ترجمه ترگمان]یک سفینه فضایی تجاری متعلق به ویرجین Galactic در حال توسعه است و انتظار می رود که خدمات در اواخر سال ۲۰۱۱ یا ۲۰ آغاز شود
[ترجمه گوگل]سفینه فضایی تجاری متعلق به Virgin Galactic در حال توسعه است، و خدمات مورد انتظار در اواخر سال 2011 یا 20 ساله آغاز می شود
5. A suborbital vehicle is limited by the laws of ballistics and only lasts a few minutes.
[ترجمه ترگمان]وسیله نقلیه suborbital محدود به قوانین of است و فقط چند دقیقه طول می کشد
[ترجمه گوگل]وسیله نقلیه سواربیتال توسط قوانین بالستیک محدود شده و تنها چند دقیقه طول می کشد
6. "Climate impact assessments of suborbital and orbital rockets must consider black carbon emissions, or else they ignore the most significant part of the total climate impact from rockets," Ross said.
[ترجمه ترگمان]روس گفت: \" ارزیابی های تاثیر آب و هوا از suborbital و موشک های مداری باید انتشار کربن سیاه را مد نظر قرار دهند، یا اینکه آن ها مهم ترین بخش از کل تاثیر آب و هوایی را از موشک می گیرند \"
[ترجمه گوگل]راس گفت: 'ارزیابی تأثیرات آب و هوایی موشک های زیردریایی و رادیویی باید در نظر گرفته شود انتشار کربن سیاه، و یا در غیر این صورت آنها مهم ترین بخش از تاثیر کل اقلیمی از موشک ها را نادیده می گیرند
7. But his suborbital hop lasted just 15 minutes.
[ترجمه ترگمان]اما پرش his فقط ۱۵ دقیقه طول کشید
[ترجمه گوگل]اما اوج هیجانی او فقط 15 دقیقه طول کشید
8. Objective To observe the effect of adriamycin to suborbital nerve and trigeminal ganglion in the rabbits.
[ترجمه ترگمان]هدف مشاهده اثر of به عصب suborbital و غده عصبی trigeminal در خرگوش ها
[ترجمه گوگل]هدف بررسی تأثیر آدریامایسین به عصب زیربنایی و گانگلیون سه گانه در خرگوشها
9. The Ares I-X rocket, a suborbital prototype for a new booster designed to launch NASA?s planned shuttle replacement craft Orion, is slated to blast off Tuesday morning, weather permitting.
[ترجمه ترگمان]موشک Ares - ایکس، یک نمونه اولیه suborbital برای یک تقویت کننده جدید که برای پرتاب ناسا طراحی شده است؟ کشتی اوریون که به عنوان کشتی اوریون برنامه ریزی شده است، قرار است روز سه شنبه صبح با اجازه آب و هوا منفجر شود
[ترجمه گوگل]موشک Ares I-X، یک نمونه اولیه انحرافی برای تقویت کننده جدید طراحی شده برای راه اندازی سفینه شاتل برنامه ناسا Orion، به منظور انفجار سه شنبه صبح، شرایط آب و هوایی امکان پذیر است
10. The rocket launch is NASA?s first suborbital test of the new Ares I booster to launch astronauts to space aboard its shuttle successor, the Orion craft.
[ترجمه ترگمان]پرتاب موشک ناسا است؟ اولین آزمایش suborbital of جدید که برای پرتاب فضانوردان به فضا بر روی جانشین شاتل خود به فضا پرتاب شد، کشتی اوریون بود
[ترجمه گوگل]پرتاب موشک اولین آزمایش انعقاد ناسا از تقویت کننده جدید آرس است که برای پرتاب فضانوردان به سمت جانشین شاتل خود، هواپیما Orion قرار گرفته است
11. By the way, with the so-called suborbital flights, a chance to look at the Earth from 100-160 km height may cost just as little as 200 000 USD.
[ترجمه ترگمان]به این ترتیب، با به اصطلاح پروازه ای suborbital، فرصتی برای نگاه کردن به زمین از ارتفاع ۱۰۰ تا ۱۶۰ کیلومتر ممکن است به اندازه ۲۰۰ هزار دلار آمریکا هزینه داشته باشد
[ترجمه گوگل]به هر حال، با پروازهای به اصطلاح زیروربیتال، شانس نگاه کردن به زمین از 100-160 کیلومتر ارتفاع ممکن است هزینه به اندازه 200 000 دلار است
12. Tickets for suborbital rides, which will put people above the atmosphere for about five minutes, sell for $200, 000.
[ترجمه ترگمان]بلیط های for، که برای حدود ۵ دقیقه، مردم را به مدت ۵ دقیقه به فروش می رساند، به قیمت ۲۰۰۰۰۰ دلار به فروش می رسد
[ترجمه گوگل]بلیط برای سوارکاری، که مردم را در فضای اطراف قرار می دهد برای حدود پنج دقیقه، برای $ 200، 000 فروش
13. In the vent of a suborbital launch, the booster would be jettisoned before Tycho Brahe spacecraft reaches zero gravity.
[ترجمه ترگمان]در آغاز پرتاب سفینه فضایی، قبل از این که تیکو براهه به نیروی جاذبه صفر برسد، تقویت خواهد شد
[ترجمه گوگل]در انفجار یک موشک سواربیتال، تقویت کننده قبل از اینکه فضاپیمای تیکو بره به گرانش صفر برسد، از بین می رود
14. In 2004 pilot and aerospace designer Bert Rutan copped the $10 million Ansari X Prize by designing the first manned vehicle to fly to and from suborbital space twice within a week.
[ترجمه ترگمان]در سال ۲۰۰۴، Bert Rutan، طراح فضا و هوافضا ۱۰ ۱۰ ۱۰ میلیون دلار جایزه دهم Ansari را با طراحی اولین وسیله نقلیه سرنشین برای پرواز به فضا و از فاصله دو بار در عرض یک هفته به تعویق انداخت
[ترجمه گوگل]در سال 2004، بورت روتان، طراح آزمایشی و هوافضا، با طراحی اولین وسیله نقلیه مجهز به دو فروند هواپیما و دو بار در هفته، 10 میلیون دلار جایزه انصاری را به دست آورد
15. Alan Shepard, the first US astronaut, would not be launched until almost a month later and then on a comparatively short suborbital flight.
[ترجمه ترگمان]آلن شپرد، اولین فضانورد آمریکایی، تا یک ماه بعد، و سپس در یک پرواز نسبتا کوتاه، راه اندازی نخواهد شد
[ترجمه گوگل]آلن شپارد، اولین فضانورد ایالات متحده، تا ماه آینده و پس از آن در یک پرواز نیمه برقی نسبتا کوتاه راه اندازی نخواهد شد