1. The stirrup leathers rubbed raw patches on his legs.
[ترجمه ترگمان]چرم stirrup روی پاهایش لکه های خام را به هم مالید
[ترجمه گوگل]پوست چاق و چله دار پاکت های خام را بر روی پای خود مالش می کند
2. She had to lengthen her stirrup leathers.
[ترجمه ترگمان]او مجبور شده بود چرمی her را بلند کند
[ترجمه گوگل]او مجبور بود که پوست خود را بپوشاند
3. Jane put one foot in the near stirrup and turned to look at the stranger.
[ترجمه ترگمان]جین یک پایش را در رکاب گذاشت و برگشت تا به غریبه نگاه کند
[ترجمه گوگل]جین یک پا را در دستگیره نزدیک گذاشت و به غریبه نگاه کرد
4. The icy metal of the stirrup stuck to my fingers and the sour breath of the horse was hot upon my face.
[ترجمه ترگمان]فلز سرد رکاب به انگشتانم چسبیده بود و بوی ترش اسب روی صورتم داغ بود
[ترجمه گوگل]فلز یخ زده از دست و پنجه نرم به انگشتان من برسد و نفس پر از اسب روی صورت من گرم بود
5. So four of us took our stirrup pumps and torches and picked our way through what was a minefield.
[ترجمه ترگمان]بنابراین چهار نفر از ما رکاب stirrup و مشعل را برداشتیم و راه خود را از میان چیزی که یک میدون مین بود انتخاب کردیم
[ترجمه گوگل]بنابراین چهار نفر از ما پمپ ها و مشعل ها را برداشتند و مسیر ما را از طریق یک میدان معدن انتخاب کردند
6. Stirrup Cup, unbeaten in six races this season, faces much his stiffest test.
[ترجمه ترگمان]جام stirrup بدون شکست در شش مسابقه در این فصل، با شدیدترین آزمایش ها خود مواجه است
[ترجمه گوگل]جام استریپور، که در این فصل در شش نژاد شکست خورده است، با سخت ترین تست خود مواجه است
7. And along with their stirrup cups, they were all eating humble pie.
[ترجمه ترگمان]و همراه با cups، همه مشغول خوردن پای humble بودند
[ترجمه گوگل]و همراه با فنجان چاقو، همه آنها را می خوردند
8. Oasis wool-mix stirrup pants, £3 9
[ترجمه ترگمان]Oasis mix wool -، ۳ پوند
[ترجمه گوگل]شلوار مخملی پشم اوراسیایی، 3 پوند
9. She tried to put her foot into the stirrup.
[ترجمه ترگمان]سعی کرد پایش را در رکاب بگذارد
[ترجمه گوگل]او سعی کرد پای او را به سختی بپوشد
10. The stirrup, so hugely important in peace and war, was invented by the Chinese.
[ترجمه ترگمان]The، که در صلح و جنگ بسیار مهم بود، توسط چینی ها ابداع شد
[ترجمه گوگل]چنگال، که در جنگ صلح و جنگ بسیار مهم بود، توسط چینی ها اختراع شد
11. Stirrup wheel knuckle support assembly using caliper brakes.
[ترجمه ترگمان]stirrup support wheel wheel با استفاده از brakes caliper
[ترجمه گوگل]مونتاژ پشتیبانی از چرخ سوار با استفاده از ترمزهای ترمز ضد قفل
12. The invention of the stirrup is imputed to the Chinese.
[ترجمه ترگمان]اختراع رکاب ناشی از Chinese است
[ترجمه گوگل]اختراع طناب به چینی ها محول شده است
13. Stirrup is a important part of harness.
[ترجمه ترگمان]stirrup بخش مهمی از مهار کردن است
[ترجمه گوگل]Stirrup بخش مهمی از مهار است
14. This paper describes the tests of 4 R. C. beams glued with steel plate. Data of strain of longitudinal bars, glued bottom steel plate in tension, glued web plate and glued steel "stirrup" plate of R.
[ترجمه ترگمان]این مقاله تست های ۴ R را توصیف می کند ج تیره ای چوبی که به صفحه فولادی چسبیده بودند داده های فشار میله های طولی، صفحه فولادی به پایین متصل شده در تنش، صفحات وب چسبیده شده و صفحه فولادی \"رکابی\" رو به R
[ترجمه گوگل]این مقاله توصیفی از تستهای 4 درجه سانتیگراد با چسب بر روی صفحه فولادی است داده های مربوط به کرنش میله های طولی، ورق های فولادی پایه چسبی در تنش، صفحات وب چسب و صفحات رول فولادی چسب چوب R