1. Wrap cupcakes individually in plastic wrap.
[ترجمه ترگمان]فویل پلاستیکی را به صورت جداگانه در پوشش پلاستیکی بپوشانید
[ترجمه گوگل]کیک کیک را بصورت جداگانه در بسته بندی پلاستیکی قرار دهید
2. There are certain cupcakes worth eating just for the frosting.
[ترجمه ترگمان]یه کیک فنجونی هست که ارزش غذا خوردن رو داره
[ترجمه گوگل]کیک کیک خاصی برای صرفه جویی در غذا صرف می شود
3. Suri enjoyed a cupcake, and all was photographed by the paparazzi.
[ترجمه ترگمان](سوری)از a لذت می برد و همه از آن ها عکس گرفته شد
[ترجمه گوگل]سوری از یک کیک کوچک لذت می برد، و همه توسط پاپاراپزی عکس گرفته شد
4. Collection of the most creative, memorable, and unique cupcake designs.
[ترجمه ترگمان]مجموعه ای از خلاقانه ترین، به یاد ماندنی و منحصر به فرد
[ترجمه گوگل]مجموعه ای از خلاق ترین، به یاد ماندنی، و طرح های کیک کوچک منحصر به فرد
5. Microsoft’s tradition of cupcakes also saw the company ship Mozilla a small cupcake in August when Firefox launched.
[ترجمه ترگمان]سنت Microsoft همچنین کشتی شرکت موزیلا را در ماه آگوست زمانی دید که فایرفاکس راه اندازی شد
[ترجمه گوگل]سنت کیک مایکروسافت نیز در ماه اوت هنگامی که فایرفاکس راه اندازی شد، شرکت کرم کیک کوچک را موزیلا در نظر گرفت
6. Nostalgia alone cannot explain the success of the cupcake.
[ترجمه ترگمان]نوستالژی به تنهایی نمی تواند موفقیت of را توضیح دهد
[ترجمه گوگل]Nostalgia به تنهایی نمی تواند موفقیت کیک کوچک را توضیح دهد
7. Eating a cupcake or an apple?
[ترجمه ترگمان]خوردن یک سیب یا سیب؟
[ترجمه گوگل]خوردن کیک کوچک یا سیب؟
8. A hard-working cupcake maker is inadvertently elected mayor of a small town burdened with debt. Uneducated, she relies on her street smarts to clean up the town.
[ترجمه ترگمان]یک سازنده سخت کوش به طور اتفاقی شهردار یک شهر کوچک را تحت فشار بدهی انتخاب کرده است Uneducated، او برای تمیز کردن شهر به هوش محیطی اش تکیه دارد
[ترجمه گوگل]سازنده کیک کوچک کار سخت است به طور تصادفی شهردار یک شهر کوچک که با بدهی انتخاب شده انتخاب شده است بدون آموزش، بر خیابان های خیالی خود تکیه می کند تا شهر را تمیز کند
9. Line a cupcake tin with plastic wrap, pressing it into cups.
[ترجمه ترگمان]یک تکه حلبی کوچک با بسته بندی پلاستیک، آن را به فنجان های قهوه فشار می دهد
[ترجمه گوگل]قلع نوعی کیک کوچک را با بسته بندی پلاستیکی بچرخانید، آن را به فنجان فشار دهید
10. Star Wars inspired cupcake made with the help of Oreo cookies.
[ترجمه ترگمان]جنگ ستارگان الهام بخش cupcake با کمک of Oreo شد
[ترجمه گوگل]کیک کیک ساخته شده با کمک کوکی های Oreo الهام گرفته از جنگ ستارگان است
11. A cupcake with a candle on it is romantic.
[ترجمه ترگمان]یه کیک فنجونی با یه شمع روش رمانتیک - ه
[ترجمه گوگل]یک کیک کوچک با یک شمع بر روی آن عاشقانه است
12. Cupcake stores have opened in cities around the country. Some are even on wheels.
[ترجمه ترگمان]فروشگاه های Cupcake در شهره ای سراسر کشور افتتاح شده اند برخی حتی روی چرخ ها هستند
[ترجمه گوگل]فروشگاه های کیک کوچک در شهرهای سراسر کشور افتتاح شده اند برخی حتی بر روی چرخ ها هستند
13. The other mysterious feature listed on the Cupcake roadmap is something called "Basic x86 support. "
[ترجمه ترگمان]ویژگی مرموز دیگری که در نقشه راه Cupcake ذکر شد، چیزی به نام \"حمایت اولیه x۸۶\" است
[ترجمه گوگل]یکی دیگر از قابلیت های اسرارآمیز موجود در نقشه جاده کیک کوچک چیزی است که به نام Basic x86 پشتیبانی می کند '
14. Previous releases have been codenamed Cupcake, Donut, Eclair, Froyo and Gingerbread.
[ترجمه ترگمان]نسخه های قبلی به نام های \"codenamed Cupcake\"، \"donut\"، \"eclair\"، \"Froyo\"، \"Froyo\" و \"gingerbread\" بوده اند
[ترجمه گوگل]نسخه های قبلی نام کیک کوچک، Donut، Celer، Froyo و شیرینی زنجفیلی بوده است