کلمه جو
صفحه اصلی

spun


زمان گذشته و اسم مفعول: spin، زمان ماضی واسم مفعول فعل spin

انگلیسی به فارسی

زمان گذشته ساده فعل Spin


قسمت سوم فعل Spin


انگلیسی به انگلیسی

( verb )
• : تعریف: past tense and past participle of spin.
صفت ( adjective )
• : تعریف: formed by or as if by spinning; often, light and airy.

• woven, made by spinning
spun is the past tense and past participle of spin.

Simple Past: spun, Past Participle: spun


دیکشنری تخصصی

[نساجی] ریسیده

جملات نمونه

1. spun glass
شیشه ی چرخانده

2. spun gold
طلای تابیده

3. she spun around the river in a motor boat
در یک قایق موتوری در رودخانه گشت می زد.

4. the tales which mark twain spun
داستان هایی که مارک تواین سرایید

5. when adam delved and eve spun
وقتی که حضرت آدم زمین می کند و حوا ریسندگی می کرد

6. when adam delved and eve spun / who was then the gentleman?
وقتی که حضرت آدم بیل می زد و حوا نخ می رشت چه کسی اربابی می کرد؟

7. The car had spun through 180 degrees on impact.
[ترجمه ترگمان]اتومبیل در اثر برخورد ۱۸۰ درجه می چرخید
[ترجمه گوگل]این خودرو در اثر برخورد 180 درجه بوده است

8. He rescued the company and later spun off its textile division into a separate company.
[ترجمه ترگمان]او شرکت را نجات داد و بعدا تقسیم منسوجات خود را به یک شرکت جداگانه تبدیل کرد
[ترجمه گوگل]او این شرکت را نجات داد و سپس بخش نساجی خود را به یک شرکت جداگانه تبدیل کرد

9. We place our bets and the croupier spun the roulette wheel.
[ترجمه ترگمان]ما شرط بندی می کنیم و میز پا روی چرخ رولت چرخ می خورد
[ترجمه گوگل]ما شرط بندی های ما قرار می دهیم و کروپیر چرخش رولت را می چرخاند

10. Her skilful fingers spun the wool out to a fine thread.
[ترجمه ترگمان]انگشتان ماهرانه او نخ را به یک رشته نخ نخ قلاب کرد
[ترجمه گوگل]انگشتان دستپاچه خود را به یک نخی زیبا تبدیل کرده است

11. The American space program has spun off new commercial technologies.
[ترجمه ترگمان]برنامه فضایی آمریکا فن آوری های تجاری جدیدی را راه اندازی کرده است
[ترجمه گوگل]برنامه فضایی آمریکا از تکنولوژی های تجاری جدید رها شده است

12. She spun round to see what had happened.
[ترجمه ترگمان]او چرخید تا ببیند چه اتفاقی افتاده است
[ترجمه گوگل]او چرخید تا ببیند چه اتفاقی افتاده است

13. He spun his car round and went after them.
[ترجمه ترگمان]اتومبیلش را چرخاند و به دنبال آن ها رفت
[ترجمه گوگل]او دور ماشین خود را چرخاند و بعد از آنها رفت

14. He spun around to face her.
[ترجمه ترگمان]او چرخید تا با او رو به رو شود
[ترجمه گوگل]او به سمت او چرخید

15. Some of the home products have spun off from the products of war industry.
[ترجمه ترگمان]برخی از محصولات خانگی از محصولات صنعت جنگی دور شده اند
[ترجمه گوگل]بعضی از محصولات خانگی از محصولات صنعت جنگ جدا شده اند

پیشنهاد کاربران

چرخید، چرخاند
چرخیده شده، چرخانده شده


کلمات دیگر: