ثبات، استواری
steadfastness
ثبات، استواری
انگلیسی به فارسی
استقامت
انگلیسی به انگلیسی
• loyalty, faithfulness; quality of being unchanging, steadiness
جملات نمونه
1. For all his famous steadfastness, Assad lacked the toughest quality of all: the courage to change.
[ترجمه ترگمان]برای تمامی steadfastness، اسد از همه مهم تر بود: شهامت تغییر
[ترجمه گوگل]برای همه استقامت معروف خود، اسد فاقد سخت ترین کیفیت تمام شجاعت تغییر است
[ترجمه گوگل]برای همه استقامت معروف خود، اسد فاقد سخت ترین کیفیت تمام شجاعت تغییر است
2. Then I look for imagination and perseverance, steadfastness of purpose.
[ترجمه ترگمان]سپس به دنبال تخیل و پشت کار، استواری هدف می گردم
[ترجمه گوگل]سپس من به دنبال تخیل و استقامت، استقامت هدف هستم
[ترجمه گوگل]سپس من به دنبال تخیل و استقامت، استقامت هدف هستم
3. They are the lessons of steadfastness and trust, honor and humor and, above all, grace under pressure.
[ترجمه ترگمان]آن ها درس هایی از ثبات و اعتماد، شرف و بذله گویی و بالاتر از همه، گریس تحت فشار هستند
[ترجمه گوگل]آنها درس هایی از استقامت و اعتماد، افتخار و طنز و، بالاتر از همه، فضل تحت فشار هستند
[ترجمه گوگل]آنها درس هایی از استقامت و اعتماد، افتخار و طنز و، بالاتر از همه، فضل تحت فشار هستند
4. We gain a new sense of loyalty, steadfastness and fidelity that are not our own.
[ترجمه ترگمان]ما حس جدیدی از وفاداری، ثبات و وفاداری به دست می آوریم که متعلق به خودمان نیستند
[ترجمه گوگل]ما احساس جدیدی از وفاداری، استقامت و وفاداری به دست می آوریم که خود ما نیستند
[ترجمه گوگل]ما احساس جدیدی از وفاداری، استقامت و وفاداری به دست می آوریم که خود ما نیستند
5. We too can learn from his example of steadfastness in the face of opposition.
[ترجمه ترگمان]ما نیز می توانیم از نمونه ای از ثبات در مواجهه با مخالفان یاد بگیریم
[ترجمه گوگل]ما همچنین می توانیم از مثال او از استقامت در مقابل مخالفت یاد بگیریم
[ترجمه گوگل]ما همچنین می توانیم از مثال او از استقامت در مقابل مخالفت یاد بگیریم
6. Morale is a state of mind. It is steadfastness and courage and hope.
[ترجمه ترگمان]Morale یک حالت ذهنی است آن ثبات و شجاعت و امید است
[ترجمه گوگل]مورات حالت ذهن است استقامت و شجاعت و امید است
[ترجمه گوگل]مورات حالت ذهن است استقامت و شجاعت و امید است
7. But he was attacked with increasing boldness and steadfastness.
[ترجمه ترگمان]اما او با جسارت و استقامت فزاینده مورد حمله قرار گرفت
[ترجمه گوگل]اما او با افزایش جسارت و استعداد مورد حمله قرار گرفت
[ترجمه گوگل]اما او با افزایش جسارت و استعداد مورد حمله قرار گرفت
8. The steadfastness of the wise is only the art of locking their agitation up inside them.
[ترجمه ترگمان]استواری عقل تنها هنر قفل کردن آشفتگی درون آن ها است
[ترجمه گوگل]استقامت عاقلانه تنها هنر محرمانه شدن در داخل آنها است
[ترجمه گوگل]استقامت عاقلانه تنها هنر محرمانه شدن در داخل آنها است
9. Unity of the flexibility of steadfastness and tactics of adhering to principles.
[ترجمه ترگمان]اتحاد انعطاف پذیری استقامت و تاکتیک پیروی از اصول
[ترجمه گوگل]وحدت انعطاف پذیری استقامت و تاکتیک های پیروی از اصول
[ترجمه گوگل]وحدت انعطاف پذیری استقامت و تاکتیک های پیروی از اصول
10. There was an unceremonious directness, a searching, decided steadfastness in his gaze now.
[ترجمه ترگمان]حالا نوعی حالت تدافعی بدون تشریفات بود، حالتی searching و مصمم در نگاهش مشاهده می شد
[ترجمه گوگل]در حال حاضر یک نظم بی قید و شرط، یک جستجو وجود دارد، استقامت تصمیم گرفته شده در نگاه او
[ترجمه گوگل]در حال حاضر یک نظم بی قید و شرط، یک جستجو وجود دارد، استقامت تصمیم گرفته شده در نگاه او
11. Stone stands for steadfastness.
[ترجمه ترگمان]سنگ نماد ایستادگی است
[ترجمه گوگل]سنگ برای استقامت است
[ترجمه گوگل]سنگ برای استقامت است
12. Rather than being denigrated and despised, he was admired for his courage, his steadfastness, his devotion to family.
[ترجمه ترگمان]به جای خالی بودن و تحقیر، به خاطر شجاعت، steadfastness، devotion و اخلاص او، تحسین می کرد
[ترجمه گوگل]او به جای شکنجه و نومیدی، از شجاعتش، استعدادش، وفاداری به خانواده، تحسینش کرد
[ترجمه گوگل]او به جای شکنجه و نومیدی، از شجاعتش، استعدادش، وفاداری به خانواده، تحسینش کرد
13. Each sunset shall be a flaming beacon to remind all men of their burning steadfastness.
[ترجمه ترگمان]هر غروب آفتاب برای یاد همه مردان of شعله ور خواهد بود
[ترجمه گوگل]هر غروب خورشید باید یک چراغ آتشین باشد تا همه مردان را از استحکام سوزش خود به یاد بیاورند
[ترجمه گوگل]هر غروب خورشید باید یک چراغ آتشین باشد تا همه مردان را از استحکام سوزش خود به یاد بیاورند
14. By now the government was well aware of the steadfastness and strength of his resistance.
[ترجمه ترگمان]اکنون دولت به خوبی از ثبات و استحکام مقاومت خود آگاه بود
[ترجمه گوگل]در حال حاضر دولت به شدت از استقامت و قدرت مقاومت خود آگاه بود
[ترجمه گوگل]در حال حاضر دولت به شدت از استقامت و قدرت مقاومت خود آگاه بود
پیشنهاد کاربران
ثابت قدمی، ایستادگی، تزلزل ناپذیری
کلمات دیگر: