کلمه جو
صفحه اصلی

starchy


معنی : رسمی، دارای نشاسته، شبیه نشاسته، اهاری، اهاردار
معانی دیگر : پرنشاسته، نشاسته دار، آهاردار

انگلیسی به فارسی

دارای نشاسته، شبیه نشاسته، رسمی، اهاری، اهاردار


نشاسته دار، دارای نشاسته، شبیه نشاسته، رسمی، اهاری، اهاردار


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
حالات: starchier, starchiest
مشتقات: starchily (adv.), starchiness (n.)
(1) تعریف: of, like, or containing starch.

(2) تعریف: stiffened with starch.

(3) تعریف: (informal) stiffly formal; unbending.

• containing starch; stiffened with starch; rigid, formal, stiff in manner
starchy food contains a lot of starch.

دیکشنری تخصصی

[نساجی] نشاسته ای- دارای نشاسته - آهاری - آهار دار

مترادف و متضاد

رسمی (صفت)
solemn, formal, ceremonious, official, starched, starchy

دارای نشاسته (صفت)
starchy

شبیه نشاسته (صفت)
starchy

اهاری (صفت)
starchy

اهاردار (صفت)
starchy

formal, stiff


Synonyms: ceremonious, conventional, inflexible, mannered, prim, reserved, rigid, starched, stilted, strait-laced, strict, stuffy


جملات نمونه

1. She spoke in a rather starchy manner.
[ترجمه ترگمان]با اندکی نشاسته سخن گفت
[ترجمه گوگل]او به شیوه ای به روش نشاسته ای صحبت کرد

2. There was a starchy department head exchanging low fives and complicated hand slaps with a kid who barely reached his knee.
[ترجمه ترگمان]رئیس کلانتری starchy بود که به زحمت پنج می زد و دست پیچیده در دست بچه ای که به زحمت به زانوی او می رسید، سیلی می زد
[ترجمه گوگل]سرپرست گروه نشاسته ای را که با کمترین پنجاه و پنجاه کیلوگرم وزن داشت، با یک بچه که به زحمت به زانویش می رسید، دستگیر شد

3. Inevitably, all these fried and starchy items leave you craving something green.
[ترجمه ترگمان]به طور قطع تمام این موارد fried و starchy شما را به یک چیز سبز علاقه مند می کنند
[ترجمه گوگل]اجتناب ناپذیر است، همه این موارد سرخ شده و نشاسته شما را از چیزی سبز می خواهند

4. Don't be so starchy.
[ترجمه فرشته عاج] اینقدر خشک و رسمی نباش
[ترجمه ترگمان]این قدر starchy نباش
[ترجمه گوگل]نترسید

5. He's always been rather starchy.
[ترجمه ترگمان]او همیشه کمی نشاسته است
[ترجمه گوگل]او همیشه به جای نشاسته است

6. Her comments drew a starchy response from the State Department.
[ترجمه ترگمان]نظرات او یک پاسخ starchy از طرف وزارت امور خارجه را به خود جلب کرد
[ترجمه گوگل]نظرات او یک پاسخ سرشار از وزارت امور خارجه را به دست آورد

7. Using a calorie counter you can then choose starchy foods to meet this extra energy need.
[ترجمه ترگمان]با استفاده از یک شمارنده کالری می توانید غذاهای starchy را انتخاب کنید تا این نیاز انرژی اضافی را برآورده کنید
[ترجمه گوگل]با استفاده از مقادیر کالری شما می توانید مواد غذایی سرشار از آن را برای دیدار با این نیاز انرژی اضافی انتخاب کنید

8. All the frumpy people in their starchy clothes.
[ترجمه ترگمان]همه افراد خانواده، لباس های شیک می پوشیدند
[ترجمه گوگل]همه مردم ناراحت در لباس های نشاسته ای خود

9. Where's the high-collar starchy shirt-front chin-up character that tied and retied its silk to perfection and laid down its life?
[ترجمه ترگمان]این یقه آهاری آهاری طوری است که بسته و ابریشم آن را به کمال می رساند و زندگی خود را به کمال می رساند؟
[ترجمه گوگل]کیست که کاراکتر چنار پیراهن سرخ مایل به قرمز است، که گره خورده است و ابریشم آن را به کمال رسیده است و زندگی آن را برطرف کرده است؟

10. The edible starchy grain is used primarily as livestock feed, but is also processed into rolled oats and oat flour FOR human consumption.
[ترجمه ترگمان]سبزیجات starchy عمدتا به عنوان خوراک دام مورد استفاده قرار می گیرد، اما برای مصرف انسان جو دو جو و آرد جو نیز فرآوری می شود
[ترجمه گوگل]دانه های نشاسته خوراکی عمدتا به عنوان خوراک دام مورد استفاده قرار می گیرند، بلکه برای جوجه های گوشتی و گوجه فرنگی نیز مورد استفاده قرار می گیرند

11. Wheat kernels differ from vitreous and starchy with different hardness.
[ترجمه ترگمان]هسته گندم از vitreous و starchy با سختی متفاوت فرق می کند
[ترجمه گوگل]دانه های گندم با سختی متفاوت با شیشه و نشاسته متفاوت است

12. Pasta:Any of several starchy food pastes (pasta alimentaria) made from semolina, the purified middlings (endosperm) of a hard wheat called durum.
[ترجمه ترگمان]پاستا: هر یک از برخی از خمیر سبزیجات starchy (پاستا alimentaria)از semolina، the خالص (endosperm)یک گندم سخت به نام durum ساخته شده است
[ترجمه گوگل]پاستا هر یک از چند پاستای پرتقال (pasta alimentaria) ساخته شده از سمولینا، مرزه پاک شده (اندوسپرم) یک گندم سخت نامیده می شود durum

13. Golfers should avoid starchy foods like potatoes, white breads, corn, and foods high in sugars.
[ترجمه ترگمان]Golfers باید از غذاهای starchy مانند سیب زمینی، نان سفید، ذرت و غذاهایی که قند بالایی دارند اجتناب کنند
[ترجمه گوگل]گلف بازان باید از غذاهای نشاسته ای مانند سیب زمینی، نان سفید، ذرت و مواد غذایی با قند زیاد استفاده کنند

14. Thiamine changes starchy foods into energy.
[ترجمه ترگمان]thiamine غذاهای starchy را به انرژی تبدیل می کند
[ترجمه گوگل]تامیامین غذاهای سرطانی را به انرژی تبدیل می کند

پیشنهاد کاربران

غذای نشاسته دار


کلمات دیگر: