1. each craftsman was plying his own trade
هر صنعتگر دنبال حرفه ی خودش را می گرفت.
2. the craftsman received many commissons
هنرمند سفارشات زیادی دریافت کرد.
3. the craftsman worked with patient effort
صنعتگر با کوشش و پشتکار کار می کرد.
4. He was an apprentice to a master craftsman.
[ترجمه ترگمان]او شاگرد استاد استاد بود
[ترجمه گوگل]او یک شاگرد به یک صنعتگر استاد بود
5. It is clearly the work of a master craftsman.
[ترجمه ترگمان]واضح است که کار یک استاد کار ماهر است
[ترجمه گوگل]این به وضوح کار کارشناسی ارشد است
6. The craftsman is working up the mass of clay into a toy figure.
[ترجمه ترگمان]این استادکار بر روی توده ای از خاک رس در یک شکل اسباب بازی کار می کند
[ترجمه گوگل]هنرمند، جرم خاک رس را به صورت یک اسباب بازی کار می کند
7. He's apprenticed to a craftsman.
[ترجمه ترگمان]او برای کار بر روی یک هنرمند کار می کند
[ترجمه گوگل]او به یک صنعتگر مشغول است
8. In symphonic writing he is the master craftsman.
[ترجمه ترگمان]در نویسندگی سمفونیک، او استاد هنرمند است
[ترجمه گوگل]در نوشتن سیمفونی او کارشناسی ارشد است
9. He was a hand-loom weaver then, a real craftsman.
[ترجمه ترگمان]در آن زمان او یک بافنده با دست بود و هنرمند واقعی بود
[ترجمه گوگل]او یک هنرمند واقعی بود
10. A master craftsman is at work here - don't be fooled by the apparent simplicity.
[ترجمه ترگمان]یک استاد کاری در اینجا مشغول کار است - از سادگی ظاهری فریب نخورید
[ترجمه گوگل]یک کارآموز کارشناسی ارشد در اینجا کار می کند - با سادگی ظاهری فریب خورده نباشید
11. Each brew master was a craftsman with a personalized understanding of how beer should taste.
[ترجمه ترگمان]هر استاد brew، هنرمندی بود با درک شخصی از این که آبجو باید مزه خوبی داشته باشد
[ترجمه گوگل]هر استاد کارآفرینی، یک هنرمند با درک شخصی از چگونگی طعم آب شیرین است
12. Dad was a wonderful craftsman and created many toys from scrap.
[ترجمه ترگمان]پدر یک هنرمند فوق العاده بود و اسباب بازی های زیادی از خرت و پرت درست کرد
[ترجمه گوگل]بابا یک هنرمند شگفت انگیز بود و بسیاری از اسباب بازی ها را از ضایعات ساخت
13. Some became apprentices who worked beside a master craftsman to become competent in their field.
[ترجمه ترگمان]برخی به کارآموزان خود که در کنار یک استاد کار کار می کردند، تبدیل شدند تا صلاحیت خود را در زمینه کارشان نشان دهند
[ترجمه گوگل]بعضی از کارآموزانی که در کنار کارفرمایان مشغول به کار در زمینه خود شدند، مشغول به کار شدند
14. I don't think it was helped by the craftsman working in a freezing cold workshop.
[ترجمه ترگمان]من فکر نمی کنم این کار توسط هنرمندانی که در یک کارگاه سرد سرد کار می کنند، کمک کرد
[ترجمه گوگل]من فکر نمی کنم که توسط کارگر حرفه ای در یک کارگاه سرماخوردگی مشغول به کار شد
15. Craftsman Mark Mayson demonstrated the art of hand throwing on the potter's wheel.
[ترجمه ترگمان]\"مارک Mayson\" (craftsman Mark Mayson)هنر دست انداختن چرخ سفالگری را به نمایش گذاشت
[ترجمه گوگل]معدنچی Mark Mark Mayson نشان داد که هنر دست پر بر روی چرخ گرانقیمت را نشان می دهد