(خوراک و دارو وغیره - به سرعت منجمد کردن و در حرارت و خلا خشک کردن - این کار موجب می شود که دارو یا خوراک مدت درازتری در حرارت معمولی دوام بیاورد) یخ زدن و خشک کردن، در خلاء وسرمای فراوان خشک کردن
freeze dry
(خوراک و دارو وغیره - به سرعت منجمد کردن و در حرارت و خلا خشک کردن - این کار موجب می شود که دارو یا خوراک مدت درازتری در حرارت معمولی دوام بیاورد) یخ زدن و خشک کردن، در خلاء وسرمای فراوان خشک کردن
انگلیسی به انگلیسی
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: freeze-dries, freeze-drying, freeze-dried
حالات: freeze-dries, freeze-drying, freeze-dried
• : تعریف: to preserve (foods, blood plasma, or the like) by rapid freezing and then drying in a high vacuum at a low temperature.
• preserve food through a process of freezing and then drying it
کلمات دیگر: