1. the susceptibility of some people to some diseases
مستعد بودن برخی از مردم نسبت به ابتلا به برخی بیماری ها
2. the susceptibility of this city to submarine attacks
آسیب پذیری این شهر در مقابل حمله ی زیر دریایی ها
3. magnetic susceptibility
مغناطیس پذیری،برکشندپذیری
4. Nor will notions of contagion and susceptibility be on the agenda when we meet them.
[ترجمه ترگمان]وقتی ما آن ها را می بینیم، مفاهیم سرایت و susceptibility در دستور کار قرار نمی گیرند
[ترجمه گوگل]وقتی که ما با آنها ملاقات می کنیم، مفاهیم انسداد و حساسیت در برنامه نخواهند بود
5. Genetics may play a role in a person's susceptibility to alcohol abuse.
[ترجمه ترگمان]ژنتیک می تواند نقشی در حساسیت فرد نسبت به سو مصرف الکل ایفا کند
[ترجمه گوگل]ژنتیک ممکن است در حساسیت فرد به سوء مصرف الکل نقش داشته باشد
6. Long-term bacterial susceptibility to co-trimoxazole is important to monitor in any area where co-trimoxazole prophylaxis could be recommended.
[ترجمه ترگمان]حساسیت باکتریایی بلند مدت به هم زیستی برای نظارت در هر حوزه ای که پیش گیری co می تواند توصیه شود، مهم است
[ترجمه گوگل]حساسیت باکتریهای درازمدت به کموتریمکسازول مهم است که در هر منطقه ای که پیشگیری از کموتریمکسازول توصیه می شود، بتواند نظارت کند
7. Crack seems to increase susceptibility for several reasons.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد ترک به چند دلیل مستعد افزایش است
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد کراک باعث افزایش حساسیت به دلایل مختلف می شود
8. You may consider the susceptibility as the soil in which the seeds of disease are sown.
[ترجمه ترگمان]شما ممکن است the را به عنوان خاکی که در آن دانه های بیماری کاشته می شوند در نظر بگیرید
[ترجمه گوگل]شما ممکن است حساسیت را به عنوان خاکی که بذر بیماری کاشته می شود درنظر بگیرید
9. So increased susceptibility to disease is a measure of poor welfare.
[ترجمه ترگمان]افزایش حساسیت به بیماری ها معیار رفاه فقرا است
[ترجمه گوگل]بنابراین افزایش حساسیت به بیماری، اندازه گیری رفاه ضعیف است
10. And resistance to one pest can often increase susceptibility to another.
[ترجمه ترگمان]و مقاومت در برابر یک مانع می تواند باعث افزایش حساسیت به شخص دیگری شود
[ترجمه گوگل]و مقاومت در برابر یک آفات اغلب می تواند حساسیت به دیگری را افزایش دهد
11. And people vary, too, in their susceptibility to addiction.
[ترجمه ترگمان]و مردم هم در حساسیت خود نسبت به اعتیاد فرق دارند
[ترجمه گوگل]و افراد نیز در حساسیت به اعتیاد متفاوتند
12. One of the side effects of the drug is an increased susceptibility to infections.
[ترجمه ترگمان]یکی از عوارض جانبی این دارو، افزایش حساسیت به عفونت ها است
[ترجمه گوگل]یکی از عوارض جانبی دارو افزایش حساسیت به عفونت است
13. Diets work for some Numerous studies show both the failure rates of boomerang diets and an inherited susceptibility to obesity.
[ترجمه ترگمان]کار Diets برای برخی مطالعات متعدد نشان می دهد که هم میزان شکست boomerang ها و استعداد موروثی برای چاقی مفرط است
[ترجمه گوگل]رژیم های غذایی برای برخی مطالعات متعدد نشان می دهد که میزان شکست رژیم های بومرنگ و حساسیت ارثی به چاقی
14. The same study finds a genetic component to the susceptibility to nicotine addiction, too.
[ترجمه ترگمان]در این مطالعه، یک مولفه ژنتیکی برای حساسیت به اعتیاد به نیکوتین پیدا شده است
[ترجمه گوگل]در همان مطالعه یک مولفه ژنتیکی برای حساسیت به اعتیاد به نیکوتین نیز پیدا می کند