کلمه جو
صفحه اصلی

swipe


معنی : ضربت سخت، جرعه طولانی، حرکت جاروبی، ضربه تند وشدید زدن، کش رفتن
معانی دیگر : (عامیانه) ضربه (به دنبال حرکت قوسی دست)، (عامیانه) ضربه زدن (به دنبال حرکت قوسی دست)، (خودمانی) دزدیدن، بلند کردن، قاپیدن، دسته، اهرم، دستگیره

انگلیسی به فارسی

ضربت سخت، حرکت جاروبی، جرعه طولانی، ضربه تند وشدیدزدن، کش رفتن


کشیدن، جرعه طولانی، ضربت سخت، حرکت جاروبی، کش رفتن، ضربه تند وشدید زدن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a strong sweeping stroke or blow.
مشابه: slash
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: swipes, swiping, swiped
(1) تعریف: to strike with a sweeping motion.

(2) تعریف: (informal) to steal.
مشابه: lift, rip off, rob

- Who swiped my pencil?
[ترجمه علی] کی کداد منو کش رفته؟
[ترجمه ترگمان] کی مداد منو کش رفته؟
[ترجمه گوگل] چه کسی مداد من را کشید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to make a sweeping blow or motion.

- The cat swiped at the dog's nose.
[ترجمه H-SH] گربه درست از جلوی دهان سگ فرار کرد.
[ترجمه ترگمان] گربه از بینی سگ کش رفت
[ترجمه گوگل] گربه به صورت سگ افتاد

• blow, sweeping stroke; nasty remark (informal)
hit with a sweeping stroke; steal, pilfer (slang)
if you swipe at something, you try to hit it, making a swinging movement with your arm. verb here but can also be used as a singular noun. e.g. she took a casual swipe at the nettles.
if someone swipes something, they steal it; an informal use.

دیکشنری تخصصی

[صنعت] یک مدل خطا برای اشاره به شش عنصر اساسی سیستم اندازه گیری تعمیم یافته، برای اطمینان از نیل به اهداف مورد نیاز، بکار می رود که نشانگر کلمات زیر است.استاندارد قطعه کار WorkPieceابزار آلات Instrumentاشخاص و رویه ها Person/Procedureمحیط Environment

مترادف و متضاد

ضربت سخت (اسم)
swipe, slog, whack, swat

جرعه طولانی (اسم)
swipe

حرکت جاروبی (اسم)
swipe

ضربه تند وشدید زدن (فعل)
swipe

کش رفتن (فعل)
filch, abstract, swipe, pilfer, snitch, cabbage, gloom, nip, prig, palm, snook, snip

hit


Synonyms: bash, blow, clip, clout, clump, cuff, knock, lash out, lick, rap, slap, smack, sock, strike, swat, wallop, wipe


steal


Synonyms: appropriate, cop, filch, heist, hook, lift, make off with, nab, nick, pilfer, pinch, purloin, sneak, snitch


جملات نمونه

1. she took a swipe at me with the folded newspaper
باروزنامه ی تاشده به من ضربه ای زد.

2. She took a playful swipe at her brother.
[ترجمه ترگمان]با حالتی شیطنت آمیز به برادرش خیره شد
[ترجمه گوگل]او برادرش را کشید و بازی کرد

3. She made a swipe at the mosquito.
[ترجمه ترگمان]با ضربه ای به طرف پشه رفت
[ترجمه گوگل]او یک پیک را کشید

4. They use a swipe card to go in and out of their offices.
[ترجمه ترگمان]آن ها از یک کارت swipe برای رفتن به داخل و خارج از دفتر خود استفاده می کنند
[ترجمه گوگل]آنها از یک کارت کش رفتن برای ورود و خروج از دفاتر خود استفاده می کنند

5. Edwin took a swipe at the ball and missed.
[ترجمه ترگمان]ادوین ضربه ای به توپ زد و آن را از دست داد
[ترجمه گوگل]ادوین به توپ ضربه زد و از دست داد

6. He took a swipe at Andrew that deposited him on the floor.
[ترجمه ترگمان]با ضربه ای به اندرو که او را روی زمین گذاشته بود، برداشت
[ترجمه گوگل]او اندرو را کشید که او را روی زمین گذاشت

7. She took a swipe at the ball.
[ترجمه ترگمان]او ضربه ای به توپ زد
[ترجمه گوگل]او یک توپ کشیدم

8. The article takes a side swipe at the teachers.
[ترجمه ترگمان]این مقاله یک ضربه به معلمان می زند
[ترجمه گوگل]این مقاله کشیدن سمت معلم را می گیرد

9. His comments were a sarcastic swipe at the police.
[ترجمه ترگمان]نظرات او یک ضربه طعنه آمیز به پلیس بود
[ترجمه گوگل]نظرات او یک ضربه تند و زننده به پلیس بود

10. Swipe your card through the phone, then dial.
[ترجمه ترگمان]کارت را از طریق تلفن قطع کن، بعد زنگ بزن
[ترجمه گوگل]کارت خود را از طریق تلفن بکشید، سپس شماره گیری کنید

11. He jumped forward, intending to swipe at her.
[ترجمه ترگمان]او به طرف جلو پرید و قصد داشت به او ضربه بزند
[ترجمه گوگل]او به جلو حرکت کرد، قصد داشت به او ضربه بزند

12. Swipe your card to open the door.
[ترجمه ترگمان] کارت رو باز کن تا در رو باز کنی
[ترجمه گوگل]کشیدن کارت خود را برای باز کردن درب

13. She took a swipe at him with her umbrella.
[ترجمه ترگمان]با چتر خود به او ضربه زد
[ترجمه گوگل]او با چترش به او ضربه کشید

14. In a recent interview, she takes a swipe at the theatre management.
[ترجمه ترگمان]در یک مصاحبه اخیر، او به مدیریت تئاتر ضربه می زند
[ترجمه گوگل]در یک مصاحبه اخیر، او در حال تکان دادن در مدیریت تئاتر است

She took a swipe at me with the folded newspaper.

با روزنامه‌ی تاشده به من ضربه‌ای زد.


He swiped at the fly with the fly swatter.

با مگس کش زد به مگس.


Somebody swiped my book.

یک کسی کتابم را بلند کرد.


پیشنهاد کاربران

ضربه سخت و شدید

ضربه سختی به کسی زدن

کارت کشیدن

کشیدن

کشیدن - کارت کشیدن

بتندی گرفتن


کلمات دیگر: