دو طرفه
birefringent
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• doubly refractive, refracting twice (optics)
دیکشنری تخصصی
[نساجی] اجسام دارای دو ضریب شکست نوری
جملات نمونه
1. The vacuum itself is polarized, becoming strongly birefringent, like a calcite crystal.
[ترجمه ترگمان]خود خلا قطبی شده و به شدت شکست دهنده، مانند یک بلور کلسیت می شود
[ترجمه گوگل]خلاء خود قطبی است، به شدت دو طرفه شدن، مانند یک کریستال کلسیت
[ترجمه گوگل]خلاء خود قطبی است، به شدت دو طرفه شدن، مانند یک کریستال کلسیت
2. A design for a birefringent dispersion prism is proposed in this paper and polarized dispersion is analyzed when white light passes through a birefringent prism or wollaston prism.
[ترجمه ترگمان]طرحی برای یک منشور پراکندگی انکسار مضاعف در این مقاله پیشنهاد شده است و پراکندگی قطبی زمانی آنالیز می شود که نور سفید از یک منشور شکست مضاعف یا منشور wollaston عبور می کند
[ترجمه گوگل]در این مقاله یک طراحی برای منشور پراکندگی دو درجه ای در نظر گرفته شده است و پراکندگی پلاریزه ای که نور سفید از طریق یک منشور دوتایی یا منشاء وولاستون عبور می کند، تحلیل می شود
[ترجمه گوگل]در این مقاله یک طراحی برای منشور پراکندگی دو درجه ای در نظر گرفته شده است و پراکندگی پلاریزه ای که نور سفید از طریق یک منشور دوتایی یا منشاء وولاستون عبور می کند، تحلیل می شود
3. The isochromatic principle of birefringent filter design is proposed in this paper.
[ترجمه ترگمان]اصل isochromatic طرح فیلتر انکسار مضاعف در این مقاله پیشنهاد شده است
[ترجمه گوگل]اصل ایزو اکروبات طراحی فیلتر دوتایی فریبنده در این مقاله ارائه شده است
[ترجمه گوگل]اصل ایزو اکروبات طراحی فیلتر دوتایی فریبنده در این مقاله ارائه شده است
4. The feasibility of the analog birefringent structure is verified through an experiment.
[ترجمه ترگمان]امکان سنجی ساختار شکست مضاعف از طریق یک آزمایش تایید شده است
[ترجمه گوگل]امکان ساختار دو رگه ای آنالوگ توسط یک آزمایش تایید شده است
[ترجمه گوگل]امکان ساختار دو رگه ای آنالوگ توسط یک آزمایش تایید شده است
5. Based on optical pulse transmission equation in birefringent optical fibers, the chirps caused by second- order chromatic dispersion, self-phase modulation, cross- phase modulation were analyzed.
[ترجمه ترگمان]براساس معادله انتقال پالس نوری در فیبرهای نوری مضاعف، chirps ناشی از پراکندگی رنگی درجه دوم، مدولاسیون فاز خود - فاز آنالیز شدند
[ترجمه گوگل]براساس معادله انتقال پالس اپتیک در فیبرهای نوری دوتایی، چیپس های ناشی از پراکندگی رنگی دوم، مدولاسیون فاز فازی، مدولاسیون متقاطع فازی تحلیل می شود
[ترجمه گوگل]براساس معادله انتقال پالس اپتیک در فیبرهای نوری دوتایی، چیپس های ناشی از پراکندگی رنگی دوم، مدولاسیون فاز فازی، مدولاسیون متقاطع فازی تحلیل می شود
6. Microtubules cannot be both the birefringent material and the elements that cause chromosome separation.
[ترجمه ترگمان]microtubules هم ماده شکست مضاعف و عناصری هستند که جداسازی کروموزوم را سبب می شوند
[ترجمه گوگل]میکروتروپول ها نمی توانند هر دو ماده دوقطبی و عناصر ایجاد کننده جداسازی کروموزوم باشند
[ترجمه گوگل]میکروتروپول ها نمی توانند هر دو ماده دوقطبی و عناصر ایجاد کننده جداسازی کروموزوم باشند
7. The most renowned birefringent polarizer was introduced in 182by the Scottish physicist Nicol.
[ترجمه ترگمان]The polarizer معروف در ۱۸۲ توسط فیزیکدان اسکاتلندی Nicol معرفی شد
[ترجمه گوگل]معروف ترین پلاریزای دوتایی پرتوی در 182 توسط فیزیکدان اسکاتلندی نیکول معرفی شد
[ترجمه گوگل]معروف ترین پلاریزای دوتایی پرتوی در 182 توسط فیزیکدان اسکاتلندی نیکول معرفی شد
8. Both nonreciprocal birefringent effect and variable polarization effect of microwave ferrite in the symmetrical four-pole magnetized field are discussed in the light of coupling-wave theory.
[ترجمه ترگمان]هر دو اثر انکسار مضاعف و اثر قطبش متغیر فریت در میدان مغناطیسی چهار قطبی متقارن در پرتو نظریه موج تزویج مورد بحث قرار می گیرند
[ترجمه گوگل]هر دو اثر غیر دوسو کننده دوبخشی و اثر قطبش متغیر فریت مایکروویو در میدان مغناطیسی متقارن چهار قطبی در نظر تئوری موج اتصال وجود دارد
[ترجمه گوگل]هر دو اثر غیر دوسو کننده دوبخشی و اثر قطبش متغیر فریت مایکروویو در میدان مغناطیسی متقارن چهار قطبی در نظر تئوری موج اتصال وجود دارد
9. Such substances are optically anisotropic and birefringent.
[ترجمه ترگمان]این مواد غیر ایزوتوپ و انکسار مضاعف نامیده می شوند
[ترجمه گوگل]چنین مواد غیر ایزوتروپیک و دو رگه ای هستند
[ترجمه گوگل]چنین مواد غیر ایزوتروپیک و دو رگه ای هستند
10. This article introduces birefringent crystal in the light path.
[ترجمه ترگمان]این مقاله بلور انکسار مضاعف را در مسیر نور معرفی می کند
[ترجمه گوگل]این مقاله کریستال دوقطبی را در مسیر نور معرفی می کند
[ترجمه گوگل]این مقاله کریستال دوقطبی را در مسیر نور معرفی می کند
11. The stressmeter consists of a short solid or thick hollow cylinder of birefringent material.
[ترجمه ترگمان]The شامل یک استوانه توخالی کوتاه یا ضخیم از مواد شکست مضاعف است
[ترجمه گوگل]استرس سنج شامل یک سیلندر توخالی یا جامد کوتاه از مواد دوقطبی است
[ترجمه گوگل]استرس سنج شامل یک سیلندر توخالی یا جامد کوتاه از مواد دوقطبی است
12. A double - mode adjustable superresolving pupil filter based on birefringent filter is proposed.
[ترجمه ترگمان]یک فیلتر double دو حالت قابل تنظیم مبتنی بر فیلتر انکسار مضاعف پیشنهاد شده است
[ترجمه گوگل]یک فیلتر دوشاخه ای قابل تنظیم بر اساس فیلتر دوتایی فوری پیشنهاد شده است
[ترجمه گوگل]یک فیلتر دوشاخه ای قابل تنظیم بر اساس فیلتر دوتایی فوری پیشنهاد شده است
13. COMMON BEAM DEPOLARIZER Corrects for inherent instrument polarization to allow accurate measurements of birefringent samples(optional).
[ترجمه ترگمان]BEAM COMMON DEPOLARIZER برای پلاریزاسیون یک ابزار ذاتی امکان اندازه گیری دقیق نمونه های شکست مضاعف (اختیاری)را فراهم می آورد
[ترجمه گوگل]DEPOLARIZER BEAM COMMENT برای اصلاح قطبش ابزاری ذاتی برای اندازه گیری دقیق نمونه های دوبار شکنی (اختیاری) اصلاح می شود
[ترجمه گوگل]DEPOLARIZER BEAM COMMENT برای اصلاح قطبش ابزاری ذاتی برای اندازه گیری دقیق نمونه های دوبار شکنی (اختیاری) اصلاح می شود
14. A simple and practical technique for making a large size birefringent carrier plate is described.
[ترجمه ترگمان]یک روش ساده و عملی برای ایجاد یک بشقاب حامل بار مضاعف توضیح داده می شود
[ترجمه گوگل]یک تکنیک ساده و عملی برای ساخت یک ورق حامل دو لایه نازک بزرگ اندازه گیری شده است
[ترجمه گوگل]یک تکنیک ساده و عملی برای ساخت یک ورق حامل دو لایه نازک بزرگ اندازه گیری شده است
پیشنهاد کاربران
داشتن دو ضریب شکست متفاوت ( اپتیک )
ضریب دوشکستی ( ضریب شکست مضاعف )
birefringent ( زمینشناسی )
واژه مصوب: دوشکست
تعریف: ویژگی بلوری که دوشکستی دارد
واژه مصوب: دوشکست
تعریف: ویژگی بلوری که دوشکستی دارد
کلمات دیگر: