کلمه جو
صفحه اصلی

stakeholder


معنی : گروگذار، نگهدارنده بانک در قمار، شرط بند
معانی دیگر : (قمار) بانک دار، نگهدار پول های شرطبندی شده، مادر حساب، کسی که پول شرط بندی رانزداومیسپارند

انگلیسی به فارسی

شرط بند، گروگذار، نگه دارنده بانک در قمار


ذینفع، گروگذار، نگهدارنده بانک در قمار، شرط بند


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: someone who holds the money that is bet by one or more persons and who pays it to the winner of the bet.

(2) تعریف: a person or group that has a direct interest in a negotiation or other decision-making process.

• one who holds and pays out bets at a casino; one who holds a share or interest (in a company, etc.)

دیکشنری تخصصی

[صنعت] سهامدار، ذی نفع - هر گروهی بیرون یا درون یک سازمان که سهمی در عملکرد سازمان دارد. تامین کنندگان اعتبار، فروشندگان، کارکنان و مالکین جمتعلق به این مقوله هستند.

مترادف و متضاد

گروگذار (اسم)
mortgager, mortgagor, stakeholder, pawner

نگهدارنده بانک در قمار (اسم)
stakeholder

شرط بند (اسم)
stakeholder

جملات نمونه

1. Anyone can make contributions into a stakeholder pension even if they have no earnings.
[ترجمه ترگمان]هر کسی می تواند به یک مقرری سهام داران کمک کند حتی اگر هیچ درآمدی نداشته باشند
[ترجمه گوگل]هر کس می تواند حقوق بازنشستگی سهامداران را حتی اگر درآمد نداشته باشد، انجام دهد

2. Most stakeholder pensions will only offer investors a limited choice of mainstream funds, such as index trackers.
[ترجمه ترگمان]بیشتر حقوق بازنشستگی سهامداران فقط به سرمایه گذاران یک انتخاب محدود از سرمایه های اصلی مانند as شاخص ارائه می کند
[ترجمه گوگل]بیشتر حقوق بازنشستگی سهامداران تنها سرمایه گذاران انتخاب محدودی از صندوق های اصلی را ارائه می دهند، از قبیل ردیاب های شاخص

3. Stakeholder Perspectives: Pulmonary Arterial Hypertension - A small market gets big attention.
[ترجمه ترگمان]دورنما: Hypertension ریوی: یک بازار کوچک توجه بزرگی به خود جلب می کند
[ترجمه گوگل]دیدگاه های ذینفع فشارخون شریان ریوی - یک بازار کوچک توجه زیادی می شود

4. This paper analyzes the stakeholder theory and points out its defects.
[ترجمه ترگمان]این مقاله نظریه سهام دار را تجزیه و تحلیل می کند و نقص های آن را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]این مقاله تئوری ذینفعان را تحلیل می کند و نقص های آن را نقد می کند

5. A stakeholder is as anyone who is materially affected by the outcome of the project.
[ترجمه ترگمان]یک سهامدار به عنوان کسی است که در نتیجه پروژه تحت تاثیر قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]مشارکت کننده به عنوان کسی است که به شدت تحت تأثیر نتایج پروژه قرار گرفته است

6. JCI panel thanked all stakeholder representatives. The meeting wrapped up.
[ترجمه ترگمان]پنل JCI از همه نمایندگان سهامداران تشکر کرد جلسه به پایان رسید
[ترجمه گوگل]پانل JCI از تمام نمایندگان ذینفع تشکر کرد جلسه پیچیده شد

7. The Water Framework Directive: Stakeholder Preferences and Catchment Management Strategies - Are They Reconcilable?
[ترجمه ترگمان]دستورالعمل چارچوب آب: ترجیحات سهامداران و استراتژی های مدیریت Catchment - آیا آن ها reconcilable هستند؟
[ترجمه گوگل]دستورالعمل آب چارچوب مقررات مشارکت کنندگان و استراتژی های مدیریت زیست محیطی - آیا آنها قابل تطبیق هستند؟

8. For Shell, Stakeholder Management is an essential part of doing Sustainable Business.
[ترجمه ترگمان]برای شل، مدیریت سهامداران بخش مهمی از انجام کسب وکار پایدار است
[ترجمه گوگل]برای Shell مدیریت مشارکت کننده بخش مهمی از انجام تجارت پایدار است

9. Title: The Water Framework Directive: Stakeholder Preferences and Catchment Management Strategies - Are They Reconcilable?
[ترجمه ترگمان]عنوان: دستورالعمل چارچوب آب: ترجیحات سهامداران و استراتژی های مدیریت Catchment - آیا آن ها reconcilable هستند؟
[ترجمه گوگل]Title چارچوب آب چارچوب مقررات مربوط به ذینفعان و استراتژی های مدیریت زیست محیطی - آیا آنها قابل تطبیق هستند؟

10. "The role played by the stakeholder process led by Dr. Emil Salim was valuable in shaping our thinking and has contributed to global dialogue on extractive industries" Wolfensohn said.
[ترجمه ترگمان]Wolfensohn گفت: \" نقش ایفا شده توسط فرآیند سهامداران به رهبری دکتر امیل سلیم در شکل دادن به تفکر ما ارزشمند بود و به گفت و گوی جهانی در صنایع استخراجی کمک کرده است \"
[ترجمه گوگل]ولفنسون گفت: �نقش بازی شده توسط فرایند مشارکت کنندگان توسط دکتر امیل سلیم در شکل دادن به تفکر ما ارزشمند بود و در گفتمان جهانی در مورد صنایع استخراجی نقش داشته است

11. He is now completing a dissertation on stakeholder dynamics in management information systems.
[ترجمه ترگمان]او در حال حاضر در حال تکمیل پایان نامه خود بر روی پویایی سهام داران در سیستم های اطلاعاتی مدیریت می باشد
[ترجمه گوگل]او در حال حاضر تکمیل یک مقاله در زمینه پویایی مشارکت کنندگان در سیستم های اطلاعات مدیریت است

12. After reviewing the two payment storyboards, a stakeholder proposed a change: "The bookstore should support payment by credit cards. "
[ترجمه ترگمان]پس از مرور دو استوری برد پرداخت، یک سهامدار یک تغییر پیشنهاد داد: \" کتابفروشی باید از پرداخت کارت اعتباری پشتیبانی کند \"
[ترجمه گوگل]پس از بررسی دو روایت نقدی، یک شرکت ذینفع تغییری را پیشنهاد کرد: 'کتابفروشی باید از طریق کارت اعتباری پشتیبانی کند '

13. Every stakeholder in a society must contribute to the society's success.
[ترجمه ترگمان]هر ذی نفع در یک جامعه باید به موفقیت جامعه کمک کند
[ترجمه گوگل]هر متولی در یک جامعه باید به موفقیت جامعه کمک کند

14. The dissertation has analyzed the project stakeholders from both of the internal angle and the external angle, and concluded with a strategy suggestion for the stakeholder management.
[ترجمه ترگمان]این مقاله ذینفعان پروژه را از هر دو زاویه داخلی و زاویه خارجی مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است و با یک پیشنهاد استراتژی برای مدیریت سهامداران نتیجه گرفته است
[ترجمه گوگل]در این مقاله ذینفعان پروژه از هر دو زاویه داخلی و زاویه خارجی تحلیل شده است و با پیشنهاد استراتژی برای مدیریت ذینفعان نتیجه گرفته است

پیشنهاد کاربران

سهام دار

ذینفع

دربران؛همه آنهایی که در بر میگیرد

سازمان، سازمان مردم نهاد ( در متون حقوقی )


دست اندر کار

تاثیر گذاران و تاثیر پذیران

گرودار

در روانشناس ی تک لغت برای ترجمه ندارد هر گروهی بیرون یا درون یک سازمان که سهمی در عملکرد سازمان دارند

در دیپلملسی و سازمانهای بین المللی به معنای دارندگان ماموریتها می باشد. افرادی که در سازمانهای بین المللی دارای ماموریت ویژه هستند مانند گزارشگران ویژه حقوق بشر شورای حقوق بشر در سازمان ملل متحد

ذینفع.
سهامدار.
مشارکت کننده در خطر فعالیت نوعی.
خطرپذیر.

در مدیریت منابع انسانی به معانی
دست اندر کار ، ذینفع ، مشارکت کننده

سرمایه گذار

ذینفع ، سهام دار،

Beneficiary
ذینفع


کلمات دیگر: