کلمه جو
صفحه اصلی

spick


رجوع شود به: spic، نونو

انگلیسی به فارسی

نونو


اسپیک


انگلیسی به انگلیسی

• spanish speaker (derogatory)

جملات نمونه

1. The apartment was spick and span.
[ترجمه مهسا] آپارتمان تمیز و مرتب بود.
[ترجمه ترگمان]آپارتمان مرتب و مرتب بود
[ترجمه گوگل]آپارتمان اسپیک و فاصله بود

2. Their house is always spick and span.
[ترجمه ترگمان]خانه آن ها مرتب و مرتب است
[ترجمه گوگل]خانه آنها همیشه دراز و نشسته است

3. The boss likes everything spick and span in the office.
[ترجمه ترگمان]رئیس همه چیز مرتب و مرتب را دوست دارد
[ترجمه گوگل]رئیس همه چیز را که در دفتر کار می کند را دوست دارد

4. They always keep their kitchen spick and span.
[ترجمه ترگمان]مرتب kitchen را مرتب و مرتب نگه می دارند
[ترجمه گوگل]آنها همیشه در آشپزخانه خود را نگه می دارند و طول می کشد

5. She always keeps her kitchen spick and span.
[ترجمه ترگمان]همیشه لباس هایش را مرتب نگه می دارد
[ترجمه گوگل]او همیشه آشپزخانه خود را نگه می دارد و طاق می کند

6. It was the personification of the old term spick and span.
[ترجمه ترگمان]این تجسم personification و مرتب بود
[ترجمه گوگل]این شخصیت اصطلاحی قدیمی بود و طولی نکشید

7. Keep every inch of your floor spick and span, this includes backstairs and exit doors.
[ترجمه ترگمان]هر اینچ از کف اتاق خود را مرتب و مرتب نگه دارید، این شامل پلکان عقبی و خروجی است
[ترجمه گوگل]هر اینچ از کف کف و کف خود را نگه دارید، این شامل پشت و درهای خروجی است

8. Harry always makes sure he looks spick and span before he goes to meet anyone.
[ترجمه ترگمان]هری همیشه مطمئن می شود که او مرتب و مرتب به نظر می رسد، قبل از اینکه به ملاقات کسی برود
[ترجمه گوگل]هری همیشه اطمینان می دهد که او قبل از رفتن به ملاقات با هرکسی، او را به نظر می رسد

9. Though simply furnished, the rooms were spick - and - span.
[ترجمه ترگمان]هر چند اتاق کاملا مبله شده بود، اتاق ها مرتب و مرتب بودند
[ترجمه گوگل]اگرچه به سادگی مبله شده بود، اتاق ها به مدت طول و عرضی بودند

10. My mother always keeps our house spick and span.
[ترجمه ترگمان]مادرم همیشه خونه هامون رو مرتب و مرتب نگه میداره
[ترجمه گوگل]مادر من همیشه خانه ما را نگه می دارد و می گذارد

11. Everything was spick and span.
[ترجمه ترگمان]همه چیز مرتب و مرتب بود
[ترجمه گوگل]همه چیز درهم و برهم بود

12. The council spends a lot of money keeping the town spick and span.
[ترجمه ترگمان]این شورا پول زیادی خرج می کنه که شهر رو مرتب و مرتب نگه داره
[ترجمه گوگل]شورای پول زیادی را صرف نگهداری شهرک ها می کند

13. She could certainly be tidier around the apartment, which is usually so spick and span when she arrives.
[ترجمه ترگمان]مطمئنا او در اطراف عمارت خیلی مرتب و مرتب است و وقتی می رسد مرتب و مرتب است
[ترجمه گوگل]او مطمئنا در اطراف آپارتمان می تواند درست باشد، که معمولا زمانی که او وارد می شود، تا زمانی که از او فاصله می گیرد، طول می کشد


کلمات دیگر: