نظافت و انضباط (به ویژه نظامی)، نظافت ظاهری
spit and polish
نظافت و انضباط (به ویژه نظامی)، نظافت ظاهری
انگلیسی به فارسی
نظافت و انضباط (بهویژه نظامی)، نظافت ظاهری
تف و لهستانی
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
مشتقات: spit-and-polish (adj.)
مشتقات: spit-and-polish (adj.)
• : تعریف: an extreme neatness, orderliness, or preciseness, esp. in the military.
• well-groomed, tidy, neat, strict about maintaining a good appearance
جملات نمونه
1. The car needs some spit and polish.
[ترجمه ترگمان] ماشین به یکم تف و لاک نیاز داره
[ترجمه گوگل]ماشین نیاز به تف و لهستانی دارد
[ترجمه گوگل]ماشین نیاز به تف و لهستانی دارد
2. A little spit and polish, and a pair of determined, busy hands.
[ترجمه ترگمان]کمی آب دهان و لاک و یک جفت دست مصمم و مصمم
[ترجمه گوگل]کمی تف و لهستانی، و یک جفت دست و پا گیر مشخص و مشغول
[ترجمه گوگل]کمی تف و لهستانی، و یک جفت دست و پا گیر مشخص و مشغول
3. We could well do without so much spit and polish as part of our routine.
[ترجمه ترگمان]ما بدون آن که این همه تف و صیقل بدهیم، می توانیم این کار را انجام دهیم
[ترجمه گوگل]ما می توانیم به خوبی بخشی از روال ما بدون خلع سلاح و لهستانی انجام دهیم
[ترجمه گوگل]ما می توانیم به خوبی بخشی از روال ما بدون خلع سلاح و لهستانی انجام دهیم
4. With a bit of spit and polish the and tables will look as good as new.
[ترجمه ترگمان]با کمی تف کردن و صیقل دادن میزها به خوبی نو به نظر می رسند
[ترجمه گوگل]با کمی تف و لهستانی و جداول به عنوان جدید به نظر خواهد رسید
[ترجمه گوگل]با کمی تف و لهستانی و جداول به عنوان جدید به نظر خواهد رسید
5. I like spit and polish. It comes from being in the military.
[ترجمه ترگمان] من تف و لاک رو دوست دارم مربوط به ارتش میشه
[ترجمه گوگل]من دوست دارم تف و لهستانی از ارتش در آمده است
[ترجمه گوگل]من دوست دارم تف و لهستانی از ارتش در آمده است
6. The travellers looked weather - beaten, there was little spit and polish.
[ترجمه ترگمان]مسافران آب و هوا را دیده بودند، آب دهان و لاک خورده بود
[ترجمه گوگل]مسافران هوا را دیدند، ضرب و شتم شده بودند، کمی تف و لهستانی داشتند
[ترجمه گوگل]مسافران هوا را دیدند، ضرب و شتم شده بودند، کمی تف و لهستانی داشتند
7. It was Christmas, so Ellen gave the dining room a little extra spit and polish.
[ترجمه ترگمان]کریسمس بود، بنابراین الن اتاق ناهار خوری را کمی تف کرد و صیقل داد
[ترجمه گوگل]کریسمس بود، بنابراین الن به اتاق ناهار خوری کمی بیشتر و لهستانی داد
[ترجمه گوگل]کریسمس بود، بنابراین الن به اتاق ناهار خوری کمی بیشتر و لهستانی داد
8. After the inevitable nil-nil draw it's back to the management section for some between-match spit and polish.
[ترجمه ترگمان]بعد از این که صفر - صفر اجتناب ناپذیر دوباره به بخش مدیریت بر می گردد، برای برخی بین تف و صیقل دادن لاک
[ترجمه گوگل]پس از قطعی اجتناب ناپذیر نیل به بخش مدیریت برای برخی از تف تفکیک و لهستانی بازگشت
[ترجمه گوگل]پس از قطعی اجتناب ناپذیر نیل به بخش مدیریت برای برخی از تف تفکیک و لهستانی بازگشت
9. She and Ellen between them had turned out the dining-room, giving it extra spit and polish because of Christmas.
[ترجمه ترگمان]او و الن بین آن ها اتاق ناهار خوری را بیرون کشیده بودند و به خاطر کریسمس آن را تف می کردند و برق می زدند
[ترجمه گوگل]او و الن میان آنها اتاق غذاخوری را بیرون کشیدند، به دلیل کریسمس، تفلهای اضافی و لهستانی را به او دادند
[ترجمه گوگل]او و الن میان آنها اتاق غذاخوری را بیرون کشیدند، به دلیل کریسمس، تفلهای اضافی و لهستانی را به او دادند
کلمات دیگر: