تمیز دادن (از راه مقایسه)، جدا شناخت کردن، فرق گذاردن بعلت خواص متناق ومغایر، متمایز داشتن
contradistinguish
تمیز دادن (از راه مقایسه)، جدا شناخت کردن، فرق گذاردن بعلت خواص متناق ومغایر، متمایز داشتن
انگلیسی به فارسی
فرق گذاردن (بهعلت خواص متناقض و مغایر)، متمایز داشتن
متضاد، فرق گذاردن
انگلیسی به انگلیسی
• distinguish by contrasting opposite qualities
کلمات دیگر: