خوشمزگی، تند وتیزی
spiciness
خوشمزگی، تند وتیزی
انگلیسی به فارسی
خوشمزگی، تند وتیزی
حساسیت
انگلیسی به انگلیسی
• quality of being spicy, state of being flavored with spices, piquancy; raciness, somewhat indelicate behavior or speech
جملات نمونه
1. The spiciness of the sausage played well against the sweetness of the creamy sauce that accompanied the mushrooms.
[ترجمه ترگمان]The کالباس در برابر شیرینی سس کرم رنگ که به همراه قارچ ها بود خوب بازی می کرد
[ترجمه گوگل]حساسیت سوسیس به خوبی در برابر شیرینی سس خامه ای که قارچ ها را همراه داشت، خوب عمل می کرد
[ترجمه گوگل]حساسیت سوسیس به خوبی در برابر شیرینی سس خامه ای که قارچ ها را همراه داشت، خوب عمل می کرد
2. The sensation of spiciness is the result of the activation of pain receptors in the tongue.
[ترجمه ماری] احساس تندی نتیجه ی فعالیت گیرنده های درد در زبان است
[ترجمه ترگمان]حس of نتیجه فعال سازی گیرنده های درد در زبان است[ترجمه گوگل]احساس حساسیت نتیجه فعال شدن گیرنده های درد در زبان است
3. Spicy means pain. The sensation of spiciness is the result of the activation of pain receptors in the tongue.
[ترجمه ترگمان]تند به معنای درد است حس of نتیجه فعال سازی گیرنده های درد در زبان است
[ترجمه گوگل]تند به معنی درد است احساس حساسیت نتیجه فعال شدن گیرنده های درد در زبان است
[ترجمه گوگل]تند به معنی درد است احساس حساسیت نتیجه فعال شدن گیرنده های درد در زبان است
4. For that extra spiciness, add powdered nutmeg to taste.
[ترجمه ترگمان]، برای اون spiciness اضافه به مزه جوز هندی اضافه کن
[ترجمه گوگل]برای این حساسیت فوق العاده، ماکارونی پودر را به طعم اضافه کنید
[ترجمه گوگل]برای این حساسیت فوق العاده، ماکارونی پودر را به طعم اضافه کنید
5. There are different degrees of spiciness . You can choose not too spicy, medium spicy or extra spicy.
[ترجمه ترگمان]درجات مختلفی از spiciness وجود دارد شما می توانید تند، تند و یا تند تند را انتخاب کنید
[ترجمه گوگل]درجه های مختلفی از حساسیت وجود دارد شما می توانید بیش از حد تند، متوسط تند یا فوق العاده تند را انتخاب کنید
[ترجمه گوگل]درجه های مختلفی از حساسیت وجود دارد شما می توانید بیش از حد تند، متوسط تند یا فوق العاده تند را انتخاب کنید
6. Sour, sweet, bitter, spiciness and fishiness numb our taste bud so that we can't taste the light sweet.
[ترجمه ترگمان]شور، شیرین، تلخ، spiciness و fishiness ما را کرخ می کند تا مزه شیرین را بچشد
[ترجمه گوگل]ترش، شیرین، تلخ، حساسیت و ماهیگیری، جوانه طعم ما را خیس می کند تا نوشیدنی های شیرین نداشته باشد
[ترجمه گوگل]ترش، شیرین، تلخ، حساسیت و ماهیگیری، جوانه طعم ما را خیس می کند تا نوشیدنی های شیرین نداشته باشد
7. Though I love chilli and spiciness I've always struggled with this family of flavours.
[ترجمه ترگمان]اگرچه من فلفل چیلی و spiciness را دوست دارم اما همیشه با این خانواده طعم ها مبارزه کرده ام
[ترجمه گوگل]اگرچه من عطر و طعم را دوست دارم، من همیشه با این خانواده از طعم ها مبارزه می کردم
[ترجمه گوگل]اگرچه من عطر و طعم را دوست دارم، من همیشه با این خانواده از طعم ها مبارزه می کردم
8. The alcohol boils away, and the spiciness ought to obliterate any taste of the wine.
[ترجمه ترگمان]الکل از بین می رود و the باید طعم شراب را از بین ببرد
[ترجمه گوگل]الکل جرقه می زند، و حساسیت باید طعم شراب را از بین ببرد
[ترجمه گوگل]الکل جرقه می زند، و حساسیت باید طعم شراب را از بین ببرد
9. Sour, sweet, bitter, spiciness and fishiness numb our taste bud so that we cannot taste the light sweet.
[ترجمه ترگمان]شور، شیرین، شیرین، تلخ و fishiness، مزه ما را کرخ می کند و ما نمی توانیم طعم شیرین را مزه مزه کنیم
[ترجمه گوگل]ترش، شیرین، تلخ، حساسیت و ماهیگیری، جوانه طعم ما را خیس می کند تا نوشیدنی های شیرین نداشته باشد
[ترجمه گوگل]ترش، شیرین، تلخ، حساسیت و ماهیگیری، جوانه طعم ما را خیس می کند تا نوشیدنی های شیرین نداشته باشد
10. Years later, having had many 4-alarm Sichuan meals, I actually miss and crave the mala sensation (numbing spiciness) if I don't eat Sichuan for a week or more.
[ترجمه ترگمان]سال ها بعد، در حالی که بسیاری از غذاهای آماده در استان سیچوان را داشتم، واقعا دلم برای احساس mala (numbing spiciness)تنگ شده بود (numbing spiciness)اگر ایالت سیشوان را به مدت یک هفته یا بیشتر نمی خورد
[ترجمه گوگل]سالها بعد، با خوردن غذاهای سایچوان 4 وعده غذا، من واقعا از دست دادن و تمایل به احساس ملا (بی قراری) در صورتی که سایچان را برای یک هفته یا بیشتر نگذارم
[ترجمه گوگل]سالها بعد، با خوردن غذاهای سایچوان 4 وعده غذا، من واقعا از دست دادن و تمایل به احساس ملا (بی قراری) در صورتی که سایچان را برای یک هفته یا بیشتر نگذارم
11. The most distinguishing feature of the Korean food is the spiciness.
[ترجمه ترگمان]برجسته ترین ویژگی غذای کره، spiciness است
[ترجمه گوگل]یکی از ویژگی های برجسته غذای کره ای، این است که آشکار است
[ترجمه گوگل]یکی از ویژگی های برجسته غذای کره ای، این است که آشکار است
12. An alcohol-based pepper extract is progressively diluted in sugar water and tasted until its spiciness can no longer be discerned.
[ترجمه ترگمان]عصاره فلفل بر پایه الکل به تدریج در آب شکر رقیق می شود و طعم آن تا زمانی که spiciness دیگر نمی تواند تشخیص داده شود، کم می شود
[ترجمه گوگل]عصاره فلفل مبتنی بر الکل به تدریج در آب شکر رقیق شده و طعم آن تا زمانی که حساسیت آن دیگر قابل تشخیص نباشد
[ترجمه گوگل]عصاره فلفل مبتنی بر الکل به تدریج در آب شکر رقیق شده و طعم آن تا زمانی که حساسیت آن دیگر قابل تشخیص نباشد
13. The first rush of effervescent sweetness paired with the dark balsamic spiciness is quite memorable.
[ترجمه ترگمان]اولین هجوم of پرهیجان با the dark، کاملا به یاد ماندنی است
[ترجمه گوگل]اولین عجله از شیرینی های خفیف با زرق و برق تند برنجی کاملا قابل یادآوری است
[ترجمه گوگل]اولین عجله از شیرینی های خفیف با زرق و برق تند برنجی کاملا قابل یادآوری است
14. There are but five flavors in life - sourness, sweetness, bitterness, spiciness and saltiness. For those who have lived in Yantian for generations, the primary flavor is saltiness.
[ترجمه ترگمان]تنها پنج طعم در زندگی وجود دارد: ترش کردن، شیرینی، تلخی، spiciness و saltiness برای آن هایی که برای نسل ها در Yantian زندگی کرده اند، طعم اولیه saltiness است
[ترجمه گوگل]در زندگی فقط پنج طعم وجود دارد - ترشح، شیرینی، تلخ و شیرین بودن برای کسانی که در نسل های Yantian زندگی می کنند، عطر و طعم اولیه شور است
[ترجمه گوگل]در زندگی فقط پنج طعم وجود دارد - ترشح، شیرینی، تلخ و شیرین بودن برای کسانی که در نسل های Yantian زندگی می کنند، عطر و طعم اولیه شور است
کلمات دیگر: