• a spring onion is a small onion with long green leaves that is often eaten raw in salads.
spring onion
انگلیسی به انگلیسی
جملات نمونه
1. Garnish with a little chopped spring onion.
[ترجمه ترگمان]Garnish با یک تکه پیاز داغ
[ترجمه گوگل]با یک پیاز بهاره کوچک خرد شده را تزیین کنید
[ترجمه گوگل]با یک پیاز بهاره کوچک خرد شده را تزیین کنید
2. Serve, sprinkled with spring onion greens, over rice.
[ترجمه ترگمان]آن ها را با سبزیجات، سبزیجات، سبزیجات، و برنج سرو کنید
[ترجمه گوگل]خدمت، با سبزیجات پیاز بهاره، برنج بریزید
[ترجمه گوگل]خدمت، با سبزیجات پیاز بهاره، برنج بریزید
3. Continue to sow salads like lettuce, radish and spring onion for cropping in late summer.
[ترجمه ترگمان]ادامه دادن سالاد مانند کاهو، تربچه و پیاز برای cropping در اواخر تابستان ادامه دهید
[ترجمه گوگل]همچنان در اواخر تابستان سالاد هایی مانند کاهو، تربچه و پیاز بهاره می برید
[ترجمه گوگل]همچنان در اواخر تابستان سالاد هایی مانند کاهو، تربچه و پیاز بهاره می برید
4. Cut ginger into slices spring onion into sections and beat egg.
[ترجمه ترگمان]زنجبیل را به تکه های بزرگ پیاز در بخش های مختلف ببرید و تخم مرغ را شکست دهید
[ترجمه گوگل]زنجبیل را بریزید و برنج را بریزید و تخم مرغ را بچرخانید
[ترجمه گوگل]زنجبیل را بریزید و برنج را بریزید و تخم مرغ را بچرخانید
5. Heat wok with oil, add, ginger, spring onion, bell pepper, and cabbage.
[ترجمه ترگمان]حرارت دادن حرارت با روغن، اضافه کردن، زنجبیل، پیاز و کلم، فلفل دلمه ای، کلم و کلم
[ترجمه گوگل]گرما را با روغن، اضافه کنید، زنجبیل، پیاز بهاره، فلفل، و کلم را بپزید
[ترجمه گوگل]گرما را با روغن، اضافه کنید، زنجبیل، پیاز بهاره، فلفل، و کلم را بپزید
6. Please the Beijing duck the pancake with the spring onion and the sweet bean sauce.
[ترجمه ترگمان]\" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" pancake را با پیاز بهاری و سس لوبیا sweet \" \" \"
[ترجمه گوگل]لطفا پانکک پانک را با پیاز بهاره و سس لوبیای شیرین بخورید
[ترجمه گوگل]لطفا پانکک پانک را با پیاز بهاره و سس لوبیای شیرین بخورید
7. Shred the spring onion and carrots, place them on a dish and set aside.
[ترجمه ترگمان]پیاز و هویج را بردارید، آن ها را روی ظرفی بریزید و کنار بگذارید
[ترجمه گوگل]پیاز و هویج بهاره را بریزید، آنها را روی یک ظرف قرار دهید و کنار بگذارید
[ترجمه گوگل]پیاز و هویج بهاره را بریزید، آنها را روی یک ظرف قرار دهید و کنار بگذارید
8. Thinly shred the cucumber, carrot, apple and spring onion. Rinse the arugula, drain and pat them dry. Crush the peanuts lightly.
[ترجمه ترگمان]Thinly خیار، هویج، سیب و پیاز بهاره را خرد می کنند arugula را خشک کنید، خشک کنید و آن ها را خشک کنید بادام زمینی را به آرامی له کنید
[ترجمه گوگل]خیار، هویج، سیب و پیاز بهار را به شدت تکه تکه کرده است آبگوشت را بشویید، خشک کنید و خشک کنید بادام زمینی را به آرامی له کنید
[ترجمه گوگل]خیار، هویج، سیب و پیاز بهار را به شدت تکه تکه کرده است آبگوشت را بشویید، خشک کنید و خشک کنید بادام زمینی را به آرامی له کنید
9. Slice garlic, spring onion, leek and ginger.
[ترجمه ترگمان]سیر سیر، پیاز و زنجبیل
[ترجمه گوگل]سیر شکسته، پیاز بهاره، پیاز و زنجبیل
[ترجمه گوگل]سیر شکسته، پیاز بهاره، پیاز و زنجبیل
10. Parboil pork belly in boiling water with ginger, spring onion and Shaoshing wine, then over medium heat for 50 to 60 minutes until cooked, remove to cool.
[ترجمه ترگمان]گوشت خوک پخته شده در آب جوش با زنجبیل، پیاز بهاره و شراب Shaoshing و سپس در حرارت متوسط تا ۵۰ تا ۶۰ دقیقه تا زمانی که پخته شود، خنک شود تا خنک شود
[ترجمه گوگل]شکم گوشت خوک Parboil در آب جوش با زنجبیل، پیاز بهار و شراب Shaoshing، سپس بیش از 50 تا 60 دقیقه به مدت حرارت متوسط تا پخته شده، خنک شود
[ترجمه گوگل]شکم گوشت خوک Parboil در آب جوش با زنجبیل، پیاز بهار و شراب Shaoshing، سپس بیش از 50 تا 60 دقیقه به مدت حرارت متوسط تا پخته شده، خنک شود
11. Fry shallot, ginger, garlic and spring onion. Remove and stuff into Turkey cavity . Truss with string.
[ترجمه ترگمان]پیاز سرخ، زنجبیل، سیر و پیاز بهاره خاک را بردارید و وارد گودال ترکیه کنید Truss با نخ
[ترجمه گوگل]شیرینی زعفرانی، زنجبیل، سیر و پیاز بهاره در حفره های ترکیه برداشته و به آن ها ریخته شود تراس با رشته
[ترجمه گوگل]شیرینی زعفرانی، زنجبیل، سیر و پیاز بهاره در حفره های ترکیه برداشته و به آن ها ریخته شود تراس با رشته
12. Lisabeth and Fenella were waiting on the pavement outside the Spring Onion when I arrived to pick them up.
[ترجمه ترگمان]Lisabeth و Fenella در پیاده رو بیرون از Onion بهاری منتظر بودند تا آن ها را بردارم
[ترجمه گوگل]وقتی که من وارد شدم آنها را انتخاب کردم لای ساید و Fenella در پیاده رو در بیرون از پیاز بهار منتظر بودند
[ترجمه گوگل]وقتی که من وارد شدم آنها را انتخاب کردم لای ساید و Fenella در پیاده رو در بیرون از پیاز بهار منتظر بودند
13. Plump red tomatoes, crisp green salads fresh with the bite of radish, spring onion and a trickle of salad dressing.
[ترجمه ترگمان]خپل است، سالاد سیب زمینی ترد با گاز خردل، پیاز بهاری و یک تکه سس سالاد
[ترجمه گوگل]گوجه فرنگی سرخ شده، سالاد سبز ترد و تازه با نیش تربچه، پیاز بهاره و سرخی از سس سالاد
[ترجمه گوگل]گوجه فرنگی سرخ شده، سالاد سبز ترد و تازه با نیش تربچه، پیاز بهاره و سرخی از سس سالاد
14. Soften cheese with a fork and add finely chopped chives, parsley or spring onion tops and season well.
[ترجمه ترگمان]پنیر Soften با یک چنگال و اضافه کردن chives خرد شده، جعفری و یا برش های پیاز در فصل و فصل
[ترجمه گوگل]پنیر را با یک چنگال نرم کنید و چیپس های ریز خرد شده، جعفری یا توری های پیاز بهار اضافه کنید و به خوبی بخورید
[ترجمه گوگل]پنیر را با یک چنگال نرم کنید و چیپس های ریز خرد شده، جعفری یا توری های پیاز بهار اضافه کنید و به خوبی بخورید
پیشنهاد کاربران
پیازچه
( در افغانستان ) نوش پیاز
کلمات دیگر: