کلمه جو
صفحه اصلی

sulfide


(شیمی - ترکیب گوگرد با عنصر یا بنیان دیگر) سولفید، نمک یا استرسولفید هیدروژن

انگلیسی به فارسی

سولفید


( sulphide ) (شیمی) نمک یا استرسولفید هیدروژن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a chemical compound of sulfur and one or more other elements or radicals, esp. a compound of sulfur and a metal.

• compound of sulfur and another element or radical (chemistry)
containing sulfide (chemistry)

جملات نمونه

1. Small pieces of sulfide rubble, failed fragments of the larger structure, litter the seafloor.
[ترجمه ترگمان]قطعات کوچک آوار و قطعات کوچک از سازه بزرگ تر، پوشیده از خاک است
[ترجمه گوگل]قطعات کوچک سولفید قلع، قطعات شکست خورده از ساختار بزرگتر، بستر دریاچه

2. A fine dusting of sulfide covers the nearby fiat surfaces of sheeted lavas.
[ترجمه ترگمان]توده خوبی از سولفید را پوشانده است و سطوح fiat nearby of را پوشانده است
[ترجمه گوگل]گرد و غبار خوب سولفید پوشش سطوح اطراف آن را از گدازه های تیره پوشانده است

3. If hydrogen sulfide or some other poisonous gas is detected, Donahue dons an airtight breathing device and a hard hat.
[ترجمه ترگمان]اگر سولفید هیدروژن و یا یک گاز سمی دیگر تشخیص داده شود، داناهیو یک دستگاه تنفس هوا دار و یک کلاه سخت را بر عهده دارد
[ترجمه گوگل]اگر سولفید هیدروژن و یا برخی از گاز سمی دیگر شناسایی شود، Donahue یک دستگاه تنفس هوادهی و کلاه سخت است

4. Sulfide outgrowths that look undeniably like Moose antlers project out from the main mound.
[ترجمه ترگمان]Sulfide outgrowths که بدون شک مثل گوزن نر از پشته اصلی بیرون زده است
[ترجمه گوگل]رشد سولفید ها که به طور غیرقابل انکار مانند موی سرخ می شود، از قله اصلی خارج می شود

5. Beehive, another sulfide edifice, is a five-minute submersible ride due west of Moose.
[ترجمه ترگمان]Beehive، یک عمارت بزرگ سولفید، یک سوار submersible ۵ دقیقه ای به خاطر غرب موس است
[ترجمه گوگل]کندو، یکی دیگر از ساختمان های سولفید، سوار یک فروند شناور 5 دقیقه ای به سمت غرب Moose است

6. Sometimes dead sulfide structures maintain their integrity long enough to be colonized by a new set of animals.
[ترجمه ترگمان]بعضی اوقات سازه های سولفید مرده، تمامیت شان را به اندازه کافی حفظ می کنند که توسط مجموعه جدیدی از حیوانات اشغال شوند
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات ساختارهای سولفید مرده، حفظ یکپارچگی خود را به اندازه کافی بلند می کنند که توسط یک مجموعه جدید از حیوانات مستعمره می شوند

7. The hydrogen sulfide is often blamed for the corrosion.
[ترجمه ترگمان]سولفید هیدروژن اغلب برای خوردگی مقصر شناخته می شود
[ترجمه گوگل]سولفید هیدروژن اغلب به علت خوردگی متهم است

8. It is feasible to produce manganese sulfide by self - propagating high temperature synthesis through thermodynamics computation.
[ترجمه ترگمان]تولید سولفید منگنز از طریق محاسبه دمای بالا از طریق محاسبات ترمودینامیک امکان پذیر است
[ترجمه گوگل]این امکان وجود دارد که سولفید منگنز را با استفاده از سنتز با دمای بالا خود به دست آورد از طریق محاسبات ترمودینامیک

9. The paper discusses the solubility of the arsenious sulfide in the nonoxidizahle strong acids. alkaline solution by way of the experiment.
[ترجمه ترگمان]این مقاله در مورد قابلیت انحلال سولفید arsenious در اسیده ای قوی nonoxidizahle بحث می کند محلول آلکالین به روش آزمایش
[ترجمه گوگل]در این مقاله، حلالیت سولفید ارگانیک در اسیدهای قوی نونوکسیدیزهل مورد بحث قرار می گیرد راه حل قلیایی از طریق آزمایش

10. A sulfide compound containing at least two sulfur atoms per molecule.
[ترجمه ترگمان]یک ترکیب سولفیدی شامل حداقل دو اتم گوگرد در هر مولکول
[ترجمه گوگل]یک ترکیب سولفید شامل حداقل دو اتم گوگرد در هر مولکول

11. In nature antimony occurs chiefly as the gray sulfide mineral stibnite, Sb2S
[ترجمه ترگمان]در طبیعت antimony عمدتا به عنوان مواد معدنی سولفید gray، Sb۲S صورت می گیرد
[ترجمه گوگل]در طبیعت، آنتیموان به طور عمده به عنوان ماده خاکستری سولفید خاکستری، Sb2S رخ می دهد

12. The gold enrichment is closely connected with metal sulfide(or arsenide). and arsenopyrite is the main gold-bearing mineral.
[ترجمه ترگمان]غنی سازی طلا ارتباط نزدیکی با سولفید فلز دارد (یا arsenide) و arsenopyrite معدنی اصلی طلا است
[ترجمه گوگل]غنی سازی طلا با سولفید فلزی (یا آرسنید) ارتباط نزدیکی دارد و arsenopyrite اصلی اصلی معدن طلا است

13. Vent water is enriched in reduced chemical compounds, especially hydrogen sulfide.
[ترجمه ترگمان]آب Vent در کاهش ترکیبات شیمیایی به خصوص سولفید هیدروژن غنی می شود
[ترجمه گوگل]آب هوادهی در کاهش ترکیبات شیمیایی، به ویژه سولفید هیدروژن، غنی شده است

14. On postmortem dissections of collected specimens, I found every stomach packed solidly full of sulfide minerals.
[ترجمه ترگمان]من در پس از قتل نمونه های جمع آوری شده، همه stomach را که به طور محکم از مواد معدنی سولفیدی پر شده بود پیدا کردم
[ترجمه گوگل]پس از انحلال پس از انحلال نمونه های جمع آوری شده، هر معده بسته بندی شده به طور جامد پر از مواد معدنی سولفید یافت شد


کلمات دیگر: