کلمه جو
صفحه اصلی

sukiyaki


(خوراک ژاپنی دارای لایه های گوشت و سبزی که به سرعت پخته می شود) سوکی یاکی

انگلیسی به فارسی

(خوراک ژاپنی دارای لایه‌های گوشت و سبزی که به سرعت پخته می‌شود) سوکی یاکی


سوکیاکی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a Japanese dish made from slices of meat, vegetables, bean curd, and seasonings, often fried at the table.

• japanese dish containing meat and bean curd fried together with vegetables

جملات نمونه

1. Sukiyaki is made of small pieces of meat, vegetables, and tofu.
[ترجمه ترگمان]Sukiyaki از تکه های کوچک گوشت، سبزیجات و پنیر سویا ساخته شده است
[ترجمه گوگل]Sukiyaki از قطعات کوچک گوشت، سبزیجات و توفو ساخته شده است

2. Sukiyaki is one of the representative foods of Japan.
[ترجمه ترگمان]Sukiyaki یکی از غذاهای دریایی ژاپن است
[ترجمه گوگل]Sukiyaki یکی از غذاهای نمایشی ژاپن است

3. I'll have "Sukiyaki" and my friend will try "Shabu-Shabu". "
[ترجمه ترگمان]من \"Sukiyaki\" خواهم داشت و دوستم \"Shabu - Shabu\" را امتحان خواهد کرد
[ترجمه گوگل]من 'Sukiyaki' خواهم داشت و دوستم سعی خواهد کرد 'Shabu-Shabu' را امتحان کند '

4. Soon, there was more sukiyaki in his belly than on the floor.
[ترجمه ترگمان]به زودی، there بیشتر از کف اتاق بود تا روی زمین
[ترجمه گوگل]بلافاصله، sukiyaki بیشتر در شکم خود را از کف وجود دارد

5. An example is the "Sukiyaki song" that a great many artists have in their repertories. This contains a melody that is beautifully representative of the pentatonic scale.
[ترجمه ترگمان]یک مثال، ترانه \"Sukiyaki\" است که بسیاری از هنرمندان در repertories خود دارند این شامل یک ملودی است که به زیبایی نماینده در مقیاس pentatonic است
[ترجمه گوگل]مثلا 'آهنگ Sukiyaki' است که هنرمندان زیادی در مجالس خود دارند این شامل یک ملودی است که به زیبایی نمایانگر مقیاس پنتاتونیک است

6. An example is the "Sukiyaki song" that a great many artists have in their repertories .
[ترجمه ترگمان]یک مثال، ترانه \"Sukiyaki\" است که بسیاری از هنرمندان در repertories خود دارند
[ترجمه گوگل]مثلا 'آهنگ Sukiyaki' است که هنرمندان زیادی در مجالس خود دارند

7. All that night my father sat on his bunk, pretending to pick up sukiyaki.
[ترجمه ترگمان]تمام آن شب پدرم روی تخت نشسته بود و وانمود می کرد که دارد sukiyaki را برمی دارد
[ترجمه گوگل]تمام آن شب پدرم نشسته بود روی تختخوابش، وانمود کرد تا سوکیاکی را بگیرد

8. Then, tonight we'll eat meat and potatoes. Tomorrow night we'll eat sukiyaki.
[ترجمه ترگمان]بعد، امشب گوشت و سیب زمینی می خوریم فردا شب we می خوریم
[ترجمه گوگل]سپس امشب ما گوشت و سیب زمینی خوردیم فردا شب سوکیاکی می خوریم

9. Foods that are most well received by foreigners are tempura, sukiyaki, sushi, sashimi, buckwheat noodles, and soybean curd.
[ترجمه ترگمان]غذاهایی که به خوبی توسط خارجی ها دریافت می شوند عبارتند از: tempura، sukiyaki، سوشی، sashimi، نودل گندم سیاه و دانه سویا
[ترجمه گوگل]غذاهایی که به شدت توسط خارجیان دریافت می شود عبارتند از تمپورا، سوکیاکی، سوشی، sashimi، رشته فرنگی گندم سیاه و شکلات سویا


کلمات دیگر: