کلمه جو
صفحه اصلی

sugared


شیرین کرده، شیرینی زده، قندی، شکری، شکر پاشیده

انگلیسی به فارسی

شیرین(کرده)،شیرینی زده،قندی،شکری،شکر پاشیده


انگلیسی به انگلیسی

• sweetened or coated with sugar; made more appealing
if you describe what people say and how they say it as sugared, you mean that it is pleasant and attractive, but not always to be trusted.

جملات نمونه

1. He hates to sugar others nor be sugared.
[ترجمه ترگمان]او از شکر خوردن دیگران بدش می آید
[ترجمه گوگل]او از شکستن دیگران متنفر است و نمی تواند قند شود

2. She creamed and sugared her coffee.
[ترجمه ترگمان]به او یک فنجان قهوه تعارف کرد
[ترجمه گوگل]او خامه و قهوه اش را قهوه خورد

3. They sugared trees to catch moths.
[ترجمه ترگمان]برای گرفتن پروانه درختان sugared
[ترجمه گوگل]آنها درختان را برای گرفتن مورچه ها سفت کردند

4. He sat down and sugared and stirred his coffee.
[ترجمه ترگمان]به گوشه ای نشست و قهوه تعارف کرد
[ترجمه گوگل]او نشست و قهوه قهوه اش را قهوه ای فرو ریخت

5. Is this tea sugared?
[ترجمه ترگمان]آیا این چای می فرمایید؟
[ترجمه گوگل]آیا این چای سبز شده است؟

6. Reaching the uninitiated with the sugared pill of commercialism is valid enough.
[ترجمه ترگمان]رسیدن به غریبه ها با the sugared به اندازه کافی معتبر است
[ترجمه گوگل]رسیدن به غافلگیرانه با قرص خوراکی تجاری سازی به اندازه کافی معتبر است

7. The toast, buttered and sugared and sprinkled with cinnamon, was cut into large triangles and laid out on platters.
[ترجمه ترگمان]نان برشته شده بود و مربای تمشک با دارچین خورده بودند و به مثلث های بزرگی تقسیم شده بودند و در ظرف های شام چیده بودند
[ترجمه گوگل]نان تست، کره و قندهار و با دارچین آب پاشید، به مثلث های بزرگ بریده شد و روی پالت ها گذاشت

8. Then his voice was sugared.
[ترجمه ترگمان]بعد به صدا درآمد
[ترجمه گوگل]سپس صدای او شل شد

9. Remove this rubbish, old pieces of sugared cotton-wool and other remains of uneaten food.
[ترجمه ترگمان]این زباله ها و تکه های قدیم of - پشم و دیگر بقایای غذای uneaten را حذف کنید
[ترجمه گوگل]حذف این زباله، قطعات قدیمی پشم پنیر شیرین و سایر بقایای مواد غذایی ناتمام

10. I took out another sugared doughnut and began devouring it.
[ترجمه ترگمان]کمی شیرینی درست کردم و شروع به بلعیدن آن کردم
[ترجمه گوگل]من یکی از شیرینی های دیگر را گرفتم و شروع به خوردن آن کردم

11. The sugared spindles and wings of grass Are etched on great goblets.
[ترجمه ترگمان]دوک های عسلی و بال های چمنی روی جام ها حکاکی شده بودند
[ترجمه گوگل]اسپیندل های قندی شده و بال های علفی بر روی جام های بزرگ پاره می شود

12. Sugared spaghetti with glazed meatballs and honeydew spinach.
[ترجمه ترگمان]اسپاگتی با ماکارونی با ماکارونی و اسفناج و اسفناج
[ترجمه گوگل]اسپاگتی سوری با پیتزای فست فود و اسفناج عسل

13. They breakfasted on sugared porridge, boiled eggs, bread and butter, and a pot of tea.
[ترجمه ترگمان]نان قندی، تخم مرغ، نان و کره و یک قوری چای خوردند
[ترجمه گوگل]آنها بر فرنی غلیظ شده، تخم مرغ پخته شده، نان و کره و یک گلدان چای کباب می کردند

14. The sugared vinegar is refined from the sugarcane addp and pine.
[ترجمه ترگمان]سرکه sugared از نیشکر و چوب کاج پاک شده است
[ترجمه گوگل]سرکه قند از پودر نیشکر و کاج تصفیه شده است


کلمات دیگر: