کلمه جو
صفحه اصلی

sullenness


ترشرویی، عبوسی، کجخلقی

انگلیسی به فارسی

سقط جنین


انگلیسی به انگلیسی

• sulkiness, moroseness, brooding resentment; gloominess; sluggishness

جملات نمونه

1. In looking at childhood photographs, her sullenness, always seeming to be apart, looking rather sour, tense.
[ترجمه ترگمان]با نگاه کردن به عکس های دوران کودکی، sullenness، همیشه به نظر می رسید از هم جدا باشند، کمی ترش و عصبی به نظر می رسیدند
[ترجمه گوگل]در نگاه کردن به عکس های دوران کودکی، خستگی او، همیشه به نظر می رسد جدا از هم، به نظر می رسد نه ترش، تنش

2. The attendant, now adding a sulk to his sullenness, had shuffled off to the kitchen area.
[ترجمه ترگمان]متصدی، که اکنون با ترشرویی به برادر خود اخم کرده بود، به سرعت به طرف محوطه آشپزخانه رفت
[ترجمه گوگل]این شرکت کننده، اکنون یک ساندویچ به سولنسا اضافه کرده است، به منطقه آشپزخانه زده است

3. After returning to home, he sank into sullenness for three days, willing to go nowhere.
[ترجمه ترگمان]بعد از برگشتن به خانه، او برای سه روز به خود اخم کرد و مایل بود به هیچ جا نرود
[ترجمه گوگل]پس از بازگشت به خانه، او برای سه روز غرق شد، مایل به رفتن به جایی نباشد

4. An expression that shows sullenness or which is suggestive of any other breed is entirely foreign.
[ترجمه ترگمان]حالتی که sullenness را نشان می دهد یا نشان دهنده هر گونه دیگر است کاملا بیگانه است
[ترجمه گوگل]عبارتی که نشان می دهد سقوط یا نشان دهنده ی هر گونه نژاد دیگری است کاملا خارجی است

5. It is they who rebuke most impressively the sullenness, the ingratitude, the discontent with which many good gifts of God are received.
[ترجمه ترگمان]این they است که most و ناسپاسی و the را که بسیاری از نعمت های خداوند در آن ها پذیرفته شده است سرزنش می کنند
[ترجمه گوگل]اینها کسانی هستند که بیشترین تاثیر را بر خستگی، نافرمانی و نارضایتی می دانند که بسیاری از هدایای خداوند دریافت می کنند

6. His bluster sank to sullenness under her look.
[ترجمه ترگمان]bluster در زیر نگاه او به شدت ناراحت شده بود
[ترجمه گوگل]خجالت زده او را به قحطی زیر نظر او غرق شد

7. Marked by anger or sullenness.
[ترجمه ترگمان]منسوب به خشم و ترشرویی است
[ترجمه گوگل]علامتدار خشم یا خستگی

8. After about 1990, though, the smiles have changed to a closed-mouth sullenness .
[ترجمه ترگمان]اما بعد از حدود سال ۱۹۹۰، لبخند به حالت sullenness بسته تبدیل شد
[ترجمه گوگل]پس از حدود سال 1990، لبخند به حالت خفگی بسته شد

9. He delighted to witness Hindley degrading himself past redemption; and became daily more notable for savage sullenness and ferocity.
[ترجمه ترگمان]او از اینکه هیندلی را در مقابل رستگاری خود خوار و حقیر جلوه دهد خوشحال شد و هر روز بیشتر به خاطر بدخلقی وحشیانه و وحشی بودنش notable شد
[ترجمه گوگل]او خوشحال بود که هندی را متزلزل کند که خود را از دست داده است و روزانه بیشتر به خاطر خشونت وحشی وحشیانه تبدیل شد

10. We sensibly gave him wide berth, for he was a dangerous-looking man, chewing a toothpick with the arrogant sullenness of one who is willing to commit violence.
[ترجمه ترگمان]ما عاقلانه او را کنار گذاشتیم، چون او مرد خطرناکی بود و یک خلال دندون را با دلخوری مغرور یکی از کسانی که مایل به اعمال خشونت است، می جوید
[ترجمه گوگل]ما به طرز شگفت انگیزی به او سوار شدیم، زیرا او یک مرد خطرناک بود و با خندیدن متکبرانه کسی که میخواهد خشونت را تحریک کند، یک خلال دندان را جوید

11. We held each other's eyes, and I understood, when she leaned in and kissed me lightly, that she'd misread my sullenness.
[ترجمه ترگمان]ما چشمان یکدیگر را نگه داشتیم، و من متوجه شدم که او به داخل خم شد و با ملایمت مرا بوسید
[ترجمه گوگل]ما چشمان یکدیگر را نگاه می کردیم، و هنگامی که او به آرامی به من نگاه کرد و فریاد زد، متوجه شدم که او خجالت می کشد

12. All we get from our teenagers, " a worried parent says, "is a moody sullenness .
[ترجمه ترگمان]یکی از والدین مضطرب می گوید: \" تنها چیزی که از نوجوانان خود دریافت می کنیم، یک بدخلقی مودی است
[ترجمه گوگل]والدین نگران می گویند که همه ما از نوجوانان ما 'خشمگین است'


کلمات دیگر: