کلمه جو
صفحه اصلی

sucker


معنی : احمق، طفل شیرخوار، الت مکنده، اب نبات مکیدنی، حیوان یا عضو یا الت مکنده
معانی دیگر : (امریکا - خودمانی) شیفته، مرده ی چیزی، دیوانه ی چیزی، (شخص یا دستگاه) مکنده، مکشگر، مکینه، بخش مکنده ی تلمبه یا دهان زالو و غیره، سوپاپ پیستون، اندام مکش، (جانورشناسی) ماهی مکنده (تیره catostomidae و راسته ی cypriniformmes بومی آبهای شیرین آسیای شرقی و امریکا شمالی)، رجوع شود به: lollipop، (امریکا - خودمانی) آدم گولو، آدم ساده لوح، گول خور، زودباور، (امریکای - خودمانی) آدم، یارو، (گیاه شناسی) زیر شاخه (شاخه های که از بیخ درخت می روید و نیروی آن را می گیرد)، بن شاخه، زیر شاخه ها را کندن، زیر شاخه در آوردن، خروس قندی، الت مکنده تولید کردن

انگلیسی به فارسی

مکنده، طفل شیرخوار، احمق، الت مکنده، اب نبات مکیدنی، حیوان یا عضو یا الت مکنده


طفل شیرخوار، حیوان یا عضو یا الت مکنده، خروس قندی،اب نبات مکیدنی، احمق، (گیاه‌شناسی) الت مکنده تولید کردن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: someone or something that sucks or that adheres by suction.

(2) تعریف: (informal) someone who is prone to being deceived or cheated.
مشابه: dupe, fool

(3) تعریف: a lollipop.

(4) تعریف: any of numerous freshwater fishes found mainly in North America that have sucking mouths for bottom-feeding.

(5) تعریف: a secondary shoot that grows from the base or a root of a tree or shrub.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: suckers, suckering, suckered
(1) تعریف: to remove suckers or shoots from (a tree or shrub).

(2) تعریف: (informal) to deceive; take in; fool.
مشابه: dupe
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: of a plant, to put forth new shoots or suckers.

• deceive, dupe, fool; (about a plant) send forth shoots
one who sucks; unweaned animal; lollipop; gullible person, dupe (slang); pacifier; unspecified person or thing; organ which sucks or clings to by means of suction (zoology); secondary shoot (botany)
if you call someone a sucker, you mean that it is easy to cheat or fool them because they believe anything they are told; an informal use.
a sucker is a device made from rubber that is used to attach things to the surface of something.
suckers are pads on the bodies of some animals and insects which they use to stick to a surface.

دیکشنری تخصصی

[نساجی] مکنده
[نفت] شیلنگ مکش

مترادف و متضاد

احمق (اسم)
fool, natural, bug, dolt, sucker, goosey, hick, sot, goosy, simpleton, schnook, gosling, tomfool, loggerhead, loony, luny, noodle, mooncalf, nincompoop, ninny, sawney

طفل شیرخوار (اسم)
sucker, sucking babe, suckling child

الت مکنده (اسم)
sucker

اب نبات مکیدنی (اسم)
sucker

حیوان یا عضو یا الت مکنده (اسم)
sucker

جملات نمونه

1. i am a sucker for circus shows
من دیوانه ی نمایش های سیرک هستم.

2. Never give a sucker an even break.
[ترجمه ترگمان] هیچوقت حتی یه استراحتی هم به خودت نده
[ترجمه گوگل]هرگز مکنده را حتی شکستن ندهید

3. You fell for that old line? Sucker!
[ترجمه م] تو گول اون خط قدیمی رو خوردی؟ احمق
[ترجمه ترگمان]تو به خاطر اون خط قدیمی سقوط کردی؟ احمق
[ترجمه گوگل]شما برای این خط قدیمی سقوط کردید؟ مکنده!

4. I'm such a sucker for romance.
[ترجمه م] من دیوانه ی ژانر رومانتیکم
[ترجمه ترگمان]من خیلی احمق هستم که عاشق romance
[ترجمه گوگل]من یک مکنده برای عاشقانه هستم

5. I'm a total sucker for seafood.
[ترجمه Elmira] من واقعا عاشق/دیوانه ی غذاهای دریایی هستم.
[ترجمه ترگمان]من یک ماهی sucker برای غذاهای دریایی هستم
[ترجمه گوگل]من یک غذای کامل برای غذاهای دریایی هستم

6. He's a nasty little sucker, isn't he?
[ترجمه ترگمان]اون یه احمق کثیفه، مگه نه؟
[ترجمه گوگل]او یک مکنده کوچک تند و زننده است، آیا او نیست؟

7. The leech has a sucker at each end of its body.
[ترجمه ترگمان]اون زالو روی هر نقطه از بدن ماهی مکنده هم داره
[ترجمه گوگل]زالو در هر انتهای بدن، یک مکنده دارد

8. I've always been a sucker for romantic movies.
[ترجمه ترگمان]من همیشه عاشق فیلم های رمانتیک بودم
[ترجمه گوگل]من همیشه مکنده برای فیلم های عاشقانه بوده ام

9. Otherwise they will sucker on to unsuitable items like your heaterstat.
[ترجمه ترگمان]در غیر این صورت آن ها بر روی آیتم های نامناسب مانند heaterstat کار می کنند
[ترجمه گوگل]در غیر این صورت آنها به موارد غیرممکن مانند گرماگر شما سوار می شوند

10. Ensure a regular supply by taking a few sucker cuttings each year, so you always have plants at different stages of growth.
[ترجمه ترگمان]با گرفتن چند برش sucker در هر سال اطمینان حاصل کنید، بنابراین شما همیشه گیاهان را در مراحل مختلف رشد دارید
[ترجمه گوگل]هر ساله، با داشتن چند قلمه جوجاری، به طور مرتب عرضه کنید، بنابراین شما همیشه گیاهان را در مراحل مختلف رشد رشد می دهید

11. She was a sucker for his charm.
[ترجمه ترگمان] اون به خاطر جذابیت اون احمق بود
[ترجمه گوگل]او برای جذابیتش مکنده بود

12. Who isn't a sucker for the classic combination of pears, gorgonzola and walnuts, especially when the walnuts are caramelized.
[ترجمه ترگمان]چه کسی یک sucker برای ترکیب کلاسیک گلابی، gorgonzola و گردو نیست، به خصوص وقتی که گردو خاک می شود
[ترجمه گوگل]چه کسی برای ترکیب کلاسیک گلابی، گورگونولا و گردو نیست، مخصوصا وقتی که گردوها کارامل شده است

13. The hunter is a sucker for the hunted.
[ترجمه ترگمان]شکارچی یک ماهی مکنده برای شکار است
[ترجمه گوگل]شکارچی مکنده برای شکار است

14. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!

15. But he was a sucker for that gleam in her eye.
[ترجمه ترگمان]ولی اون یه احمق بود که تو چشماش برق می زد
[ترجمه گوگل]اما او برای این زرق و برق در چشم او مکنده بود

I am a sucker for circus shows.

من دیوانه‌ی نمایش‌های سیرک هستم.


پیشنهاد کاربران

معنی دیگش احمق

شنگ، بن شاخه

شاخه یا ساقه ای که از ساقه زیر زمینی ( ریزوم ) و یا ریشه گیاه پدید می آید، پاجوش ( اصطلاح علوم باغبانی )

ساده لوح
زودباور

فریب خورده

بازنده

مکنده ( در انگل شناسی )

as a verb: informal•North American
fool or trick ( someone )
فریب دادن
گول زدن

Be a sucker for sb/ sth :
علاقه شدید به چیزی داشتن
I'm a real sucker for paper dictiobary


کلمات دیگر: