1. a cutback in the production of shoes
کاهش در تولید کفش
2. a cutback shot
نمای پس گشت
3. When the bush has finished flowering, cut back all the stems.
[ترجمه ترگمان]زمانی که بوته گل را به پایان رساند، همه ساقه ها را برید
[ترجمه گوگل]وقتی بوش گلدهی به پایان رسید، تمام ساقه ها را قطع کنید
4. They will be concerned to cut back expenditure on unnecessary items.
[ترجمه ترگمان]آن ها نگران کاهش هزینه ها بر روی آیتم های غیر ضروری خواهند بود
[ترجمه گوگل]آنها نگران کاهش هزینه های اقلام غیر ضروری می باشند
5. The government has announced plans to to cut back on defence spending by 10% next year.
[ترجمه ترگمان]دولت طرح هایی را برای کاهش هزینه های دفاعی تا ۱۰ درصد در سال آینده اعلام کرده است
[ترجمه گوگل]دولت برنامه های خود را برای کاهش هزینه های دفاع 10 درصد در سال آینده اعلام کرده است
6. The gardener cut back all the bushes.
[ترجمه ترگمان]باغبان همه بوته ها را کنده بود
[ترجمه گوگل]باغبان تمام بوته ها را برداشت
7. Overgrown deciduous shrubs can be cut back at this time of year.
[ترجمه ترگمان]Overgrown shrubs deciduous را می توان در این زمان از سال کاهش داد
[ترجمه گوگل]در این زمان از سالیان متمادی رشد می کند
8. Water allotments to farmers were cut back in the drought.
[ترجمه ترگمان]واگذاری آب به کشاورزان در خشکسالی کاهش یافت
[ترجمه گوگل]تخصیص آب به کشاورزان در خشکسالی کاهش یافت
9. The doctor's told me to cut back on red meat.
[ترجمه ترگمان]دکتر به من گفت که گوشت قرمز را ببرم
[ترجمه گوگل]دکتر به من گفت که گوشت قرمز را قطع کن
10. The Government has cut back on defence spending.
[ترجمه ترگمان]دولت هزینه های دفاعی را کاهش داده است
[ترجمه گوگل]دولت هزینه های دفاعی خود را کاهش داده است
11. The decision to cut back on film-making had a catastrophic effect on the nurturing of new talent.
[ترجمه ترگمان]تصمیم قطع رابطه با فیلم سازی تاثیر فاجعه باری بر پرورش استعدادهای جدید داشته است
[ترجمه گوگل]تصمیم به کاهش فیلمبرداری اثر فاجعه آمیز بر پرورش استعدادهای جدید داشت
12. Richer countries must do more to cut back carbon emissions.
[ترجمه ترگمان]کشورهای Richer باید کاره ای بیشتری برای کاهش انتشار کربن انجام دهند
[ترجمه گوگل]کشورهای ثروتمند باید بیشتر برای کاهش انتشار کربن اقدام کنند
13. This kind of word has been cut back to save space.
[ترجمه ترگمان]این نوع کلمات برای صرفه جویی در فضا کاهش پیدا کرده است
[ترجمه گوگل]این نوع کلمه برای صرفه جویی در فضا صرفه جویی شده است
14. Cut back the shoots in spring to encourage bushier growth.
[ترجمه ترگمان]جوانه ها را در بهار ببرید تا رشد bushier را تشویق کنید
[ترجمه گوگل]در فصل بهار سبزیجات را بردارید تا سبب رشد بیشتر گیاهان شود
15. I smoke too much. I must cut back.
[ترجمه رضا نجاری] من زیاد ( بیش از حد ) سیگار می کشم باید کم کنم
[ترجمه ترگمان]زیاد سیگار می کشم باید برگردم
[ترجمه گوگل]من بیش از حد سیگار می کشم باید بریزم
16. The management has ordered a cutback in spending.
[ترجمه ترگمان]مدیریت به تقلیل هزینه ها دستور داده است
[ترجمه گوگل]مدیریت دستور داده که هزینه های کمتری را صرف کند
17. A shortage of resources has led to a cutback.
[ترجمه ترگمان]کمبود منابع منجر به کاهش این کاهش شده است
[ترجمه گوگل]کمبود منابع منجر به کاهش هزینه شده است
18. Male speaker There's been a cutback in the number of people using credit cards.
[ترجمه ترگمان]سخنگوی مرد، این کاهش تعداد افرادی است که از کارت های اعتباری استفاده می کنند
[ترجمه گوگل]بلندگوهای مردانه تعداد افرادی که از کارت های اعتباری استفاده می کنند، کاهش یافته است
19. Lansbury's new contract includes a cutback in her workload.
[ترجمه ترگمان]قرارداد جدید Lansbury شامل کاهش حجم کاری او می شود
[ترجمه گوگل]قرارداد جدید لنسبوری شامل کاهش حجم کار خود است
20. A central reason cited for the cutback was the abject failure of highly touted sports movies.
[ترجمه ترگمان]یک دلیل اصلی برای این کاهش، شکست پست فیلم های ورزشی معروف بود
[ترجمه گوگل]یکی از دلایلی که برای کاهش هزینه ها ذکر شد شکست نادرست فیلم های ورزشی پرطرفدار بود
21. The overall cutback in the funding of federal urban programs would require cities to look to state governments for aid.
[ترجمه ترگمان]کاهش کلی بودجه برنامه های شهری فدرال به شهرها نیاز دارد تا به دولت های ایالتی کمک کنند
[ترجمه گوگل]کاهش کلی در بودجه برنامه های شهری فدرال، به شهرها کمک می کند تا به دولت ها کمک کنند
22. There has been a significant cutback in the defence budget this year.
[ترجمه ترگمان]یک کاهش قابل توجه در بودجه دفاعی در سال جاری وجود داشته است
[ترجمه گوگل]در سال جاری، در بودجه دفاعی قابل ملاحظه است
23. People are concerned about the cutback in federal welfare programs.
[ترجمه ترگمان]مردم نگران کاهش برنامه های رفاهی فدرال هستند
[ترجمه گوگل]مردم نگران کاهش برنامه های رفاهی فدرال هستند
24. Cutback on foods with hidden sugar like ketchup, white bread, canned fruit, and salad dressing.
[ترجمه ترگمان]Cutback با شکر پنهان مانند سس گوجه فرنگی، نان سفید، کنسرو میوه و سالاد سالاد
[ترجمه گوگل]Cutback روی غذاهای حاوی قند مخفی مانند کچاپ، نان سفید، میوه کنسرو شده و سس سالاد
25. Compared its results with cutback method's, this method was high reliable, well repeatable and non - destruction.
[ترجمه ترگمان]در مقایسه با نتایج این روش، این روش، بسیار قابل اعتماد، خوب تکرارپذیری و عدم تخریب بود
[ترجمه گوگل]این نتایج را با روشهای برداشت مقایسه کرده و این روش قابل اعتماد، قابل تکرار و نابودی است
26. However, even after the cutback in their leverage, the Turtles kept performing.
[ترجمه ترگمان]با این حال، حتی بعد از کاهش اهرم مالی، the عملکرد خود را حفظ کرد
[ترجمه گوگل]با این حال، حتی پس از کاهش در اهرم خود، لاک پشت ها انجام شد
27. Without some drastic and immediate cutback in expenses, It'simply wasn't possible.
[ترجمه ترگمان]بدون کاهش شدید و فوری هزینه ها، ممکن نیست
[ترجمه گوگل]بدون کاهش شدید و سریع در هزینه ها، این امکان پذیر نبود
28. If you were laid off in an across-the-board cutback, say so; otherwise, indicate that the move was your decision, the result of your action. Do not mention personality conflicts.
[ترجمه ترگمان]اگر شما در این صرفه جویی در کل شرکت کردید، بگویید، در غیر این صورت، نشان دهید که این حرکت تصمیم شما است، نتیجه اقدام شما تعارضات شخصیتی را ذکر نکنید
[ترجمه گوگل]اگر شما در یک برش در سراسر هیئت مدیره اخراج شدید، می گویند؛ در غیر این صورت، نشان می دهد که حرکت تصمیم شما بوده است، نتیجه عمل شما به تناقضات شخصیتی اشاره نکنید
29. There has been a cutback in federal subsidies. Too, rates have been increasing.
[ترجمه ترگمان]یک تقلیل در سوبسیدهای فدرال وجود داشته است نرخ ها در حال افزایش است
[ترجمه گوگل]در یارانه های فدرال کاهش یافته است بیش از حد، نرخ افزایش یافته است
30. You can cutback this degeneration process by taking care of your bones in youthful days.
[ترجمه ترگمان]شما می توانید این روند انحطاط را با توجه به استخوان های خود در روزه ای جوانی قطع کنید
[ترجمه گوگل]شما می توانید این فرآیند انحطاط را با مراقبت از استخوان های خود در روزهای جوانان کاهش دهید