کلمه جو
صفحه اصلی

spud


معنی : کج بیل، سیب زمینی، چاقوی کوتاه، بیلچه مخصوص کندن علف هرزه، با بیل کندن
معانی دیگر : بیلچه ی علف هرزه چینی، چاقوی کوتاه (برای کندن پوست درخت و غیره)، تراشگر، (عامیانه) سیب زمینی، با بیلچه کندن، بابیل کندن منهدم کردن

انگلیسی به فارسی

کج بیل، چاقوی کوتاه، بیلچه مخصوص کندن علف هرزه،(گیاه‌شناسی) سیب زمینی، بابیل کندن (منهدم کردن)


اسپرد، سیب زمینی، کج بیل، چاقوی کوتاه، بیلچه مخصوص کندن علف هرزه، با بیل کندن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a tool with a narrow spadelike head for digging up weeds or roots, or a similar tool for cutting holes in ice.

(2) تعریف: (informal) a potato.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: spuds, spudding, spudded
• : تعریف: to dig up with or as if with a spud.

• small spade for digging up weeds; tool for removing bark from trees; potato (informal)
spuds are potatoes; an informal word.

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] ویبراتور بیلچه ای - پایه
[نفت] آغاز به حفر کردن - ساق

مترادف و متضاد

کج بیل (اسم)
scuttle, scoop, shovel, hoe, spud

سیب زمینی (اسم)
spud, potato

چاقوی کوتاه (اسم)
spud, short knife

بیلچه مخصوص کندن علف هرزه (اسم)
spud

با بیل کندن (فعل)
shovel, spade, spud

جملات نمونه

1. The well now is spudded in by the machine.
[ترجمه ترگمان]چاهی است که در حال حاضر توسط ماشین مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]در حال حاضر دستگاه توسط دستگاه خرد شده است

2. How many spuds do you want?
[ترجمه ترگمان]چند تا سیب زمینی میخوای؟
[ترجمه گوگل]چند نفر از شما خواسته اید؟

3. It is reported that the first well was spuded in yesterday.
[ترجمه ترگمان]گزارش شده است که اولین چاه در روز گذشته افتتاح شد
[ترجمه گوگل]گزارش شده است که اولین چاه در دیروز حبس شد

4. But she went down like a sack of spuds and cracked her head open.
[ترجمه ترگمان]اما او مثل یک کیسه سیب زمینی رفت و سرش را باز کرد
[ترجمه گوگل]اما او مثل یک کیسه کثیف افتاد و سرش را باز کرد

5. Natural gas fed through the spud drillings are rapidly and intimately mixed with combustion air flowing through the burner throat.
[ترجمه ترگمان]گاز طبیعی که از the spud تغذیه می شود به سرعت و به طور مستقیم با هوای احتراق که از گلویش جاری می شود مخلوط می شود
[ترجمه گوگل]گاز طبیعی که از طریق حفره های خالی تغذیه می شود، به سرعت و با شدت مخلوط با هوای احتراقی که از طریق گلو مشعل عبور می کند

6. To transform the spuds, scientists chopped potato leaves into small pieces and scattered them across a laboratory culture dish.
[ترجمه ترگمان]دانشمندان برای تبدیل the برگ، برگ های سیب زمینی را به تکه های کوچکی تبدیل کردند و آن ها را در ظرف یک ظرف کشت آزمایشگاهی پخش کردند
[ترجمه گوگل]دانشمندان به منظور تبدیل اسفنج ها، برگ های سیب زمینی را به قطعات کوچک تقسیم می کنند و آنها را در یک ظرف غذای آزمایشگاهی پراکنده می کنند

7. The gas spuds drillings are arranged to achieve flame stability.
[ترجمه ترگمان]The spuds گاز برای دستیابی به ثبات شعله ترتیب داده می شوند
[ترجمه گوگل]حفاری های گاز به منظور دستیابی به ثبات شعله قرار می گیرند

8. I used to weigh spuds and fill the shelves and all that sort of thing.
[ترجمه ترگمان]من به وزن کردن و پر کردن قفسه های کتاب و این جور چیزها عادت داشتم
[ترجمه گوگل]من استفاده می شود برای وزن کردن و پر کردن قفسه ها و تمام این نوع چیز

9. Run the string for the second spud in to the cement pulg.
[ترجمه ترگمان]این نخ را برای spud دوم به the cement اجرا کنید
[ترجمه گوگل]رشته دوم را برای سیمان سیمان ببرید

10. The name is Spud, Sam Spud. I was working late one night.
[ترجمه ترگمان]اسمش اسپود، سام اسپود یه شب تا دیروقت کار می کردم
[ترجمه گوگل]نام Spud، Sam Spud است من در اواخر یک شب کار می کردم

11. In this paper, the structural safety of spud tanks and legs of the jack-up platform under the storm environment are studied in consideration of the pile-soil interaction using the ANSYS FEA software.
[ترجمه ترگمان]در این مقاله، ایمنی ساختاری مخازن spud و پایه های سکوی جک - بالا در محیط طوفان در بررسی اندرکنش خاک - خاک با استفاده از نرم افزار ANSYS FEA مورد مطالعه قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]در این مقاله، ایمنی ساختاری تانک های آبی و پاها پلت فرم جک پیک تحت محیط توفان، با توجه به تعامل خاک و خاک با استفاده از نرم افزار ANSYS FEA مورد بررسی قرار می گیرد

12. To convey oil, build a spud engine on the near oil well.
[ترجمه ترگمان]برای انتقال نفت، یک موتور spud در اطراف چاه نفت بسازید
[ترجمه گوگل]برای انتقال روغن، یک موتور خالص را روی چاه نفت نزدیک بسازید

13. Before spud, adjust the viscosity of bentonite sweep to over 80 seconds by adding Lime.
[ترجمه ترگمان]قبل از spud، با اضافه کردن Lime، ویسکوزیته بنتونیت به بیش از ۸۰ ثانیه می رسد
[ترجمه گوگل]قبل از اسپاد، ویسکوزیته بنتونیت را تا 80 ثانیه با اضافه کردن آهک تنظیم کنید

14. A pre - spud meeting to be held prior to drilling.
[ترجمه ترگمان]یک جلسه پیش از spud باید قبل از حفاری برگزار شود
[ترجمه گوگل]جلسه پیش از سرقت قبل از حفاری برگزار می شود


کلمات دیگر: