1. Her singing voice has a pure, crystalline quality.
[ترجمه ترگمان]صدای آواز او یک کیفیت خالص و بلورین دارد
[ترجمه گوگل]صدای آواز خویش دارای کیفیت خالص و بلورین است
2. Diamond is the crystalline form of the element carbon.
[ترجمه ترگمان]الماس شکل کریستالی کربن عنصر است
[ترجمه گوگل]الماس شکل کریستالی عنصر کربن است
3. Carbon steels exist in three stable crystalline phases.
[ترجمه ترگمان]فولادهای کربنی در سه مرحله کریستالی پایدار وجود دارند
[ترجمه گوگل]فولادهای کربنی در سه مرحله پایدار بلوری وجود دارد
4. These are crystalline polymers with chain orientation virtually perfect in one direction.
[ترجمه ترگمان]اینها پلیمرهای بلوری با جهت گیری زنجیره ای هستند که عملا در یک جهت کامل هستند
[ترجمه گوگل]اینها پلیمرهای بلوری هستند که جهت زنجیره ای عملا در یک جهت کامل می شوند
5. Literary texts are not some static crystalline structure in which we may glimpse a captured immobile past.
[ترجمه ترگمان]متون ادبی یک ساختار کریستالی استاتیک نیستند که در آن ممکن است یک گذشته ثابت و بی حرکت را در نظر بگیریم
[ترجمه گوگل]متون ادبی، برخی از ساختارهای بلوری استاتیک نیستند که در آن ما ممکن است نگاهی به گذشته غیرقابل دستگیریش داشته باشیم
6. The crystalline post is controlled by special bond chemistry under controlled process conditions.
[ترجمه ترگمان]پست بلوری با شیمی یک پیوند ویژه تحت شرایط فرآیند کنترل شده کنترل می شود
[ترجمه گوگل]پست بلورین توسط شیمی باند ویژه تحت شرایط کنترل شده کنترل می شود
7. Naturally occurring crystalline solids are called minerals.
[ترجمه ترگمان]طبیعی است که جامدات بلوری طبیعی به نام مواد معدنی نامیده می شوند
[ترجمه گوگل]جامدات کریستالی طبیعی به نام مواد معدنی هستند
8. Below: A graphical representation of: The crystalline structure of silica.
[ترجمه ترگمان]پایین: نمایش گرافیکی از: ساختار بلوری of
[ترجمه گوگل]در زیر: نمایش گرافیکی: ساختار بلوری سیلیکا
9. When we come to everyday crystalline materials, however, there is one more link in the argument.
[ترجمه ترگمان]با این حال، هنگامی که ما به مواد بلورین روزمره می رسیم، یک پیوند دیگر در این بحث وجود دارد
[ترجمه گوگل]با این حال، هنگامی که ما به مواد بلورین روزمره می آیند، در این استدلال یک پیوند دیگر وجود دارد
10. The proportion of crystalline material in natural cellulose varies a good deal but may be about thirty or forty percent of the whole.
[ترجمه ترگمان]نسبت مواد کریستالی در سلولز طبیعی بسیار متفاوت است اما ممکن است در حدود سی یا چهل درصد کل باشد
[ترجمه گوگل]نسبت مواد بلورین در سلولز طبیعی، یک معامله خوب است، اما ممکن است حدود سی و چهل درصد کل باشد
11. There is some kind of popular superstition that crystalline materials are weak.
[ترجمه ترگمان]نوعی خرافات مشهور وجود دارد که مواد کریستالی ضعیف هستند
[ترجمه گوگل]نوعی از خرافات مردمی وجود دارد که مواد بلورین ضعیف است
12. Quartz is a crystalline form of silica.
[ترجمه ترگمان]Quartz یک شکل بلوری از سیلسیم است
[ترجمه گوگل]کوارتز فرم بلوری سیلیکا است
13. The first attempts to explain the crystalline structure of a polymer sample produced a model called the fringe-micelle structure.
[ترجمه ترگمان]اولین تلاش برای توضیح ساختار بلوری یک نمونه پلیمر، مدلی به نام ساختار میسل - میسل را تولید کرد
[ترجمه گوگل]اولین تلاش برای توضیح ساختار بلوری از یک نمونه پلیمری، یک مدل را به نام ساختار حاشیه-میسلیه نامید
14. Thermoluminescence is a property of crystalline materials, such as quartz and feldspars, which are found in pottery.
[ترجمه ترگمان]Thermoluminescence یک ویژگی مواد کریستالی مانند کوارتز و feldspars است که در سفال یافت می شوند
[ترجمه گوگل]طهرمولومینسانس دارایی مواد بلورین مانند کوارتز و فلدسپارها است که در سفال یافت می شود
15. The Kimberley area is rich in crystalline deposits; thus the rocks have high energy content.
[ترجمه ترگمان]منطقه کیمبرلی غنی از رسوبات بلوری است در نتیجه سنگ ها دارای محتوای انرژی بالایی هستند
[ترجمه گوگل]منطقه کیمبرلی غنی از رسوبات بلوری است؛ بنابراین سنگ دارای محتوای انرژی بالا است